من نمیترسم از رهایی ، چیزی که میترسونتم اینه این سیاهی که پایانی نداره ، نداره انتهایی ، اما راهی جز این ندارم باید ادامه بدم تنهایی .
اخترک ب612
من نمیترسم از رهایی ، چیزی که میترسونتم اینه این سیاهی که پایانی نداره ، نداره انتهایی ، اما راه
he and his friends '
elviz 5
[ ضحی ]
زمانی که خورشید در درخشان ترین حالت ممکن است ، دقایقی کوتاه قبل از ظهر .
اخترک ب612
[ بوی گل رز ، بوی سبزیِ بائوباب تازه دراومده ، اندکی سیارک و آتشفشان ]
دنبال این هارو بگیر و برو . .