اشارات
🌕 عَلَى الاصول: موضع معیار در تبیین جنگ یا صلح 🖋 محمدمهدی دادمان متن یادداشت در لینک زیر https://
🌕 عَلَى الاصول: موضع معیار در تبیین جنگ یا صلح
🖋 محمدمهدی دادمان
🔻بخش دوم یادداشت در لینک زیر
https://eitaa.com/esharat_57/576
#انتقام
#عقلانیت
#دادمان
💠 به اشارات بپیوندید
➕ @esharat_57
🌕 عَلَى الاصول: موضع معیار در تبیین جنگ یا صلح
🖋 محمدمهدی دادمان
🔻بخش دوم یادداشت
در صحنه سیاسی ایران دو رویکرد دیگر نیز طرفدارانی دارد که علیرغم تضاد ظاهری، در یک نقطه کلیدی مشترکند: انکار توان جمهوری اسلامی در مواجهه موفق با قدرتهای جهانی. یک طرف، خودتحقیرهایی که ایران را ناتوان از ایستادن مقابل ابرقدرتها میبینند و عقبنشینی از حق ملی و توافق با متجاوز را یگانه راه نجات و گریز از نابودی ایران میدانند. طرف دیگر خودکمبینهایی که نظام سیاسی را واداده و ناتوان از سیاستورزی در سطح جهانی میداند. بنابراین اساسا مسیر دیپلماسی را خیانت به جریان مقاومت شمرده و تنها راه اعمال ارادۀ جمهوری اسلامی را مقاومت نظامی میداند. یکی توان ایستادگی ایران در میدان را انکار میکند و دیگری توان تدبیر آن در سیاست را؛ هر دو نیز با دو زبان متفاوت از پیش به یک نتیجه رسیدهاند: جمهوری اسلامی در حال شکستخوردن است.
تعبیر «علیالاصول» با روشنشدن این مرزها اهمیت مییابد. میان نرسیدن به همۀ مطلوب و دستکشیدن از آن تفاوت است. ممکن است کارگزاران در مذاکره نتوانند همۀ خواستهها را محقق کنند و در سقف تلاش خود به نتیجهای محدود برسند؛ این یک مسئله است، اینکه از ابتدا خواستهها کوچک شوند تا حساسیتهای طرف مقابل برانگیخته نشود و احتمال جنگ کاهش پیدا کند، مسئلهای دیگر است.
«علیالاصول» نرسیدن به همۀ مطلوب در اجرا را توضیح میدهد، نه کوچککردن خواستهها از ابتدا را. این تعبیر میان محدودیت در تحقق و تغییر در مبنا فاصله میگذارد؛ فاصلهای که در بسیاری از داوریهای این روزها نادیده گرفته میشود.
بخشی از آشفتگی صحنۀ کنشگران از برابر انگاشتن نگاه دوم و سوم پدید میآید. هر سخنی از زمان، توان و ملاحظات میدان به سازش تعبیر میشود؛ در مقابل، هر امتیازی میتواند با عنوان تدبیر، واقعبینی و جلوگیری از جنگ توضیح داده شود. در نگاه سوم، اختلاف بر سر شیوۀ رسیدن به هدف است، اما گاه بهاشتباه تغییر خود هدف تلقی میشود؛ در نگاه دوم، هدف عملاً تغییر کرده، اما پشت ملاحظات اجرایی و ضرورتهای مسیر پنهان میماند. بدون این تفکیک، نقد و گفتوگوی سیاسی خیلی زود به داوری و محاکمۀ هویت افراد تبدیل میشود و تغییرات واقعی در مبانی از چشم دور میماند.
«علیالاصول» در پی آن بود که نگاه نخست و سوم، بر مدار اصالت نگاه نخست، به هم نزدیک شوند و در برابر نگاه دوم، در تصمیمات کشور محوریت پیدا کنند. اختلاف در تشخیص و اجرا نباید به شکاف در مبنا تبدیل شود؛ همانگونه که ملاحظات اجرا نیز نباید پوششی برای تغییر مبنا باشد.
ما خوشبینیم و خباثتها و کینههای اهل سیاستِ رمیده از بعثت مردم و خزیده در سوراخ موش را نمیبینیم. با همین خوشبینی باید گفت نسبتهایی که بعضی میان «علیالاصول» و ناکامیهای پس از آن ــ از سرنوشت تفاهمنامه تا تحولات میدان ــ برقرار میکنند ناشی از نفهمیدن مرز مواضع است. نسبتدادن سادهانگارانۀ شکستها به ایستادگی بر اصول، در ظاهر نقد یک تصمیم سیاسی است، اما در عمق بر این تلقی تکیه دارد که رفتار دشمن تابع تصمیمهای ماست. حال آنکه اگر تجاوز از اراده و راهبرد مستقلی برای توسعه فشار برمیخیزد، نمیتوان هر ناکامی را به تصمیم پیشین خود بازگرداند و نقش ارادۀ متجاوز را از تحلیل کناری گذاشت.
بنابراین نزاع اصلی میان طرفداران جنگ و دوستداران صلح نیست. هیچ عقل سلیمی جنگ را برای خود جنگ، طلب نمیکند. اختلاف بر سر این است که صلح چگونه ممکن میشود: با حفظ قدرتی که تجاوز را بینتیجه میکند، یا با کاستن از تمامیت ارضی و هویتی خود تا جایی که متجاوز دیگر ضرورتی برای حمله نبیند؟
جنگ نامطلوب است؛ اما صلحی که بر ارادۀ متجاوز و ضعفِ طرف مظلوم بنا شود، فقط نام محترمانهتری برای ادامۀ همان جنگ است.
#انتقام
#عقلانیت
#دادمان
💠 به اشارات بپیوندید
➕ @esharat_57
🌕 رفتارهای به ظاهر متناقض در جامعه ایران چگونه توجیه میشوند؟
🖋 محسن دوباشی
متن یادداشت در لینک زیر
https://eitaa.com/esharat_57/578
#مهاجرت
#آینده
#دوباشی
💠 به اشارات بپیوندید
➕ @esharat_57
🌕 رفتارهای به ظاهر متناقض در جامعه ایران چگونه توجیه میشوند؟
🖋 محسن دوباشی
چگونه ممکن است مردمی به کشورشان افتخار کنند، اما همزمان آرزوی رفتن از آن را داشته باشند؟
چگونه ممکن است جامعهای خواهان فروپاشی نباشد، اما از وضع موجود نیز رضایت نداشته باشد؟
چگونه ممکن است اعتماد عمومی کاهش یافته باشد، اما در بزنگاههای تاریخی، همان جامعه از کشور خود دفاع کند؟
اگر این پرسشها را جداگانه ببینیم، هر کدام پاسخی متفاوت میطلبند. اما اگر آنها را کنار هم بگذاریم، شاید تصویری بزرگتر آشکار شود؛ تصویری که یک گزارش تازه درباره وضعیت اجتماعی ایران نیز ناخواسته آن را پیش روی ما قرار میدهد.
سالهاست که درباره «بحران هویت» سخن میگوییم. هر موج اعتراضی را نشانه فروپاشی هویت ملی میدانیم و هر همبستگی در برابر تهدید خارجی را نشانه بازگشت آن. گویی هویت، کلید توضیح همه چیز است.
اما دادهها داستان دیگری روایت میکنند.
از یک سو، اکثریت بزرگی از مردم همچنان به ایرانی بودن خود افتخار میکنند و هویت ملی پس از جنگ تقویت شده است. از سوی دیگر، میل به مهاجرت، بهویژه در میان جوانان و تحصیلکردگان، همچنان بالاست. این دو گزاره در نگاه اول متناقضاند، اما شاید اصلاً تناقضی در کار نباشد.
آنچه تضعیف شده، عشق به وطن نیست؛ باور به آیندهای است که بتوان آن را در همین وطن ساخت.
ما معمولاً امید را با آینده یکی میگیریم، در حالی که این دو یکسان نیستند.
امید، یک احساس است؛ اما آینده، یک تصویر است.
جامعه ممکن است در مقطعی امیدوار شود؛ با یک پیروزی، یک توافق یا یک گشایش اقتصادی. اما اگر نتواند آیندهای قابل تصور برای خود بسازد، این امید نیز دوام نخواهد آورد.
#مهاجرت
#آینده
#دوباشی
💠 به اشارات بپیوندید
➕ @esharat_57
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گفتار
🌕 آنچه جنگ را از سطح زدوخورد فراتر میبرد، روایت است.
🔹 نحوه روایت از جنگ تمام تصویر ما از تقدس، پیروزی و شکست را خواهد ساخت.
🎙 سید حسین شهرستانی
💠 به اشارات بپیوندید
➕ @esharat_57
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گفتار
🌕 تصویرسازی از آینده توسعه ایران مبتنی بر کدام مولفههاست؟
🔹 توسعه نظامی ایران مبتنی بر شیوههای کلاسیک نبوده است؛ آیا توسعه اقتصادی و اجتماعی ما نیز میتواند از مسیر دیگری بگذرد؟
🎙محسن دنیوی
💠 به اشارات بپیوندید
➕ @esharat_57
🌕ترامپ بمثابه نقطه گذار از نظم ایده آل کانتی به وضع طبیعی هابزی
🖋سید آرش وکیلیان
متن یادداشت در لینک زیر
https://eitaa.com/esharat_57/583
#ترامپ
#نظم_جهانی
#وکیلیان
💠 به اشارات بپیوندید
➕ @esharat_57
🌕ترامپ بمثابه نقطه گذار از نظم ایده آل کانتی به وضع طبیعی هابزی
🖋سید آرش وکیلیان
وضعیت طوری شده که اگر روزی عده ای از اقویا عده ای از ضعفا را بمباران نکنند، شبمان صبح نمی شود و عجیب تر آنکه جهان در برابر این حجم از جنایت، ستمگری و سلطه جویی آشکار، نمی شورد بلکه بیشتر به سوی آن فروکشیده و در آن سرنگون می گردد؟!
برای سالیان دراز به ما آموخته اند که نظم لیبرال دموکراسی یک وضعیت نرمال مترقی و وضع خلاف آن حالت استثنایی است. در این وضعیت اغلب کشورها میتوانند با مشارکت در بازار جهانی شده با مداخله حداقلی دولت به سود حداکثر برسند، جهانی که هزینه نظم آن را دولت های قوی تامین می کنند و البته اقلیتی از کشورها که همنوا نباشند، محدود و تحریم می شوند.
اما تامل در لوازم دموکراسی لیبرال از جمله قانون منصفانه، توازن قدرت دولت و جامعه مدنی، منابع فراوان، بازار آزاد و شهروندان آگاه، نشان می دهد که در عمده تاریخ بشر شکل گیری چنین نظمی کاملا استثنایی و نتیجه یک شرایط بسیار خاص و محدود به جغرافیای غرب است.
آنچه در جهان بشری به طور طبیعی حاکم است، جوامعی متکی بر قدرت مافوق دولت یا شاه، توازن قوا میان واحدهای سیاسی متخاصم یا رقیب و بازار با انحصار محدود بوده که خویشاوندگرایی و قبیله گرایی مایه قوام آن و قدرت عریان ضامن امنیت آن شده است.
اندیشمندان مدرن نظیر کانت با گذار از ایده آل پادشاه عادل و نیکوکار به ایده آل دولت شهروندی لیبرال بیانگر طرحی جدید در نظم ملی و بین المللی بودند که امروزه با نام نظم لیبرال دموکراسی بازارگرا شناخته می شود و در مقابل هابز توصیفگر واقعیت قدرت سیاسی در جهان بشریت است.
با پایان عصر استعمار آشکار، به دلایل خاصی از جمله توازن قوا در سطح جهانی و ملی، وجود منابع کافی برای رشد کشورها و بلوغ نظام پارلمانی و حزبی در نیمه دوم سده بیستم جهان تا حدی به سمت نظم بین الملل لیبرال میان دولت های رفاهی مدرن حرکت کرد، اما تدریجا لوازم استمرار این نظم در برابر اراده به قدرت نیروهای پرنفوذ و کسب حداکثر انتفاع از منابع محدود سست شد.
با گسترش نظم نئولیبرال سودمدار، تضعیف دولت رفاه، تزلزل نهادهای موثر سیاست شهروندمدار به خصوص احزاب و مجالس قانونگذاری در جهان و تنزل شهروندان بمثابه سوژه سیاسی به کاربران رضایت طلب، تدریجا نظم حاکم روحش را از دست داده و کالبدش در معرض تسخیر توسط سیاست زور قرار گرفته است.
برآمدن ترامپ نه یک تصادف یا اختلال یا مداخله خارجی بلکه طلیعه بازگشت عصر سیاست زور در نظام بین الملل است که قدرتمندان جهان در آستانه به تخت نشستنش بیش از ۵۰ هزار انسان را پیش پایش قربانی کرده اند. البته وی یک شخصیت تاجرمسلک و باجگیر است که احتمالا واجد همه خصایل یک لویاتان در جهان تنازع قوا نیست. اما به هر حال نوع تعامل باجگیرانه وی با دوستان و دشمنان همه دولت ها را به حرکت به سمت تجهیز خود برای بقا در جهان حاکمیت زور خواهد راند.
تا وقتی مسأله را محلی تحلیل کنیم و منطق بزرگتر ماجرا را درک نکنیم نه میتوانیم یک مقاومت جهانی تشکیل دهیم نه می توانیم با این کشتار مقابله کنیم.
تا ما و اروپایی ها نفهمیم که یک چیز دارد ما را تهدید می کند و تا نفهمیم آن ظلمی که در غزه می شود صورت حادتر ظلمی است که در خیلی کشورها از جمله کشور خود ما از جانب اقویا به ضعفا می شود ، امکان مقابله را نداریم.
اکنون ما در برابر پرسشی قرار داریم که قبلا چرچیل با آن مواجه شده بود، چه طرحی از مقاومت میتواند جلوی استیلای سیاست زور را بگیرد؟ چگونه می توان علیه آن جبهه مقاومت تشکیل داد ؟ و چه طرحی از نظم سیاسی در سطح ملی و بین المللی باید جایگزین طرح قدیمی شود تا جنگ مجددا شعله ور نگردد؟ از آن مهمتر، با توجه به عوامل و شرایط واقعی ، چه ایده ای از سیاست خوب در عمل میسر است که نیازمند ظلم به ضعفا نباشد؟
#ترامپ
#نظم_جهانی
#وکیلیان
💠 به اشارات بپیوندید
➕ @esharat_57
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گفتار
🌕 فرصت ایران
دو ایده برای زندگی واقعی مردم ایران وجود داره. یکی از بستر جنگیدن میگذرد و یکی از بستر هیچگونه نجنگیدن. ایران راهی جز این که یا به قله پیشرفت برسه یا کاملاً از بین بره، راه میانهای نداره.
🎙مجتبی عرب
💠 به اشارات بپیوندید
➕ @esharat_57
🌕میدان؛ نهاد نوپای انقلاب اسلامی
🖊 حامد حاجی حیدری
متن یادداشت در لینک زیر
https://eitaa.com/esharat_57/586
#میدان
#انقلاب_اسلامی
#حاجی_حیدری
💠 به اشارات بپیوندید
➕ @esharat_57
🌕میدان؛ نهاد نوپای انقلاب اسلامی
🖊 حامد حاجی حیدری
از آغاز انقلاب، جنبههای مهمی از حضور مردم را شاهد بودهایم. اصطلاح «مردم همیشه در صحنه» که امام خمینی (ره) به کار میبردند، نوآوریای سیاسی بود که در آن زمان کمسابقه یا بیسابقه بود. بعدها در علوم اجتماعی، افرادی مانند گیدنز آن را به عنوان راه سوم مطرح کردند. این نوآوری مرحوم امام بود. واقعیت این است که امروز هم این حضور مردمی در میادین به یک نهاد تبدیل شده است. من آن را جدیدترین نهاد انقلاب اسلامی میدانم. معنای نهاد شدن این است که خیابان از موقعیت خاص خارج شده است. از این پس خواهید دید که حتی پس از پایان این جنگ — انشاءالله با پیروزی ما — این نهاد در موقعیتهای مختلف دوباره ظاهر میشود و کارکردهای خود را انجام میدهد. بنابراین آن را مانند سپاه، بسیج، جهاد سازندگی، گروههای جهادی و ... یکی از نهادهای انقلاب اسلامی باید دانست.
این نهادهای انقلاب اسلامی در کنار نهادهای دینی دیرپا تأثیر مهمی بر سرمایۀ اجتماعی و شبکههای اجتماعی دارند؛ این مسئله سرفصل مهمی برای تحلیلهای اجتماعی است. وزن اصلی پیچیدگی مفهوم سرمایۀ اجتماعی در ایران — که برآورد آن همواره برای ناظران درونی و بیرونی دشوار بوده است — به این بازمیگردد که در حالی که نهادهای رسمی مانند وزارتخانهها و شهرداریها با ضعف سرمایۀ اجتماعی شناسایی میشوند، برآیند کلی سرمایۀ اجتماعی در ایران همواره مقداری نسبتاً ثابت بوده و در عمل ظرفیت بالایی را نشان داده است. این تا حد زیادی به دو پایه بازمیگردد؛ یکی نهادهای انقلاب اسلامی و دیگری نهادهای ریشهدار دینی. اینها همواره سرمایۀ اجتماعی را جابهجا کردهاند.
وقتی از سرمایۀ اجتماعی سخن میگوییم، با مهمترین مفهوم علوم انسانی موجود روبهرو هستیم. این مفهوم در عرض سرمایۀ اقتصادی، سرمایۀ نمادین یا سرمایۀ فرهنگی قرار میگیرد. اهمیت سرمایۀ اجتماعی در مقایسه با آنها، از جمله سرمایۀ اقتصادی، نه مضاعف بلکه هزاران برابر است؛ یعنی هر واحد سرمایۀ اجتماعی قابل تبدیل به هزاران برابر واحد سرمایۀ اقتصادی است. این به ما قابلیت حل مسائلمان را از آغاز انقلاب تا کنون داده است.
#میدان
#انقلاب_اسلامی
#حاجیحیدری
💠 به اشارات بپیوندید
➕ @esharat_57
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گفتار
🌕آیا حکمرانی مردمی و توجه به نهادهای اجتماعی به معنای حذف دولت یا کاهش قدرت حکومت است؟
🔹 پیروان امام خمینی (ره) قائل به اسلام سیاسی هستند، نه اسلام اجتماعی. اسلام سیاسی از ظرفیت نهادهای اجتماعی بهره میگیرد، اما به دنبال تضعیف دولت و حکومت نیست.
🎙حجت الاسلام و المسلمین قنبریان
💠 به اشارات بپیوندید
➕ @esharat_57