eitaa logo
اشارات
2.6هزار دنبال‌کننده
175 عکس
78 ویدیو
8 فایل
🔻اشارات؛ 🔸اشاره‌هایی در باب جامعه، سیاست و فرهنگ از منظر اندیشه‌ورزی و عقلانیت انقلابی ایتا https://eitaa.com/esharat_57 بله https://ble.ir/esharat_57 تلگرام https://t.me/esharat_57 اینستاگرام https://www.instagram.com/esharat_57
مشاهده در ایتا
دانلود
🌕 سرمایه معنوی ایرانیان آناتومی مقاومت در دهم اسفند ۱۴۰۴ 🖋سینا کلهر 🔻ادامه یادداشت🔻 این سرمایه معنوی همه عناصر و لوازم مورد نیاز را با خود دارد. مرگ در منطق آن شهادت است و پیوستن ابدی به نیکان تاریخ؛ در نتیجه نه گریز از مرگ، که شوق به آن وجود دارد. با خود زمزمه می‌کند: مرگ اگر مرد است گو نزد من آی / تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ. یکی از نمادهای بارز این سرمایه، شعر فرمانده بزرگش حاج قاسم سلیمانی است: رقص و جولان بر سر میدان کنند / رقص اندر خون خود مردان کنند / چون رهند از دست خود دستی زنند / چون جهند از نقص خود رقصی کنند. در این سرمایه معنوی هم قهرمانان شجاع است، هم دعا و توکل، هم مبارزه با ظلم و یاری مظلوم، هم نپذیرفتن ذلت، و هم امید به آینده و ظهور منجی دادگستر. اما آنچه این سرمایه معنوی را کارآمدتر می‌سازد و به آن توان می‌دهد که در روز بحران این‌گونه عمل کند، عبور از مرز باور داشتن و رسیدن به مرحله حامل بودن است؛ و این دو را باید جدی گرفت. باور داشتن یک رابطه شناختی است؛ ذهن گزاره‌ای را می‌پذیرد و آن را درست می‌داند. اما حامل بودن یک رابطه وجودی است؛ آن گزاره دیگر بیرون از آدم نیست، در ساختار شخصیت، در واکنش‌های غریزی، در نحوه تفسیر خطر و مرگ حل شده است. در سنت دینی شیعی این تحول از باور به حمل، از طریق سازوکار خودسازی رخ می‌دهد؛ دهه‌ها عزاداری، دعا، مجالس، زیارت و تأمل در سیره که آرام‌آرام الگوهای کربلا را در لایه‌های زیرین شخصیت می‌نشانند. این است که وقتی در سحرگاه دهم اسفند خبر شهادت رسید، آن بخش از مردم نیازی به فکر کردن نداشتند؛ پاسخشان پیش از تصمیم آمده بود. این نشانه حمل است، نه صرف باور. آنچه در دهم اسفند هویدا شد این بود که این سرمایه تنها حرف نیست، سرمایه است. لغلغه زبان نیست، بخشی از وجود است. و اگر بخشی از وجود نبود، چگونه می‌توانست در برابر چنان هجمه‌ای بایستد؟ در این میان، آنچه رهبر شهید انجام داده بود، شناخت این سرمایه و فراهم کردن بستر بازتولید و انتقال نسل‌به‌نسل آن بود؛ فراستی که در ادبیات سیاسی غرب معادل دقیقی ندارد، چرا که مبتنی بر درک سرمایه‌ای است که علوم انسانی سکولار ابزار اندازه‌گیری‌اش را ندارد. این سرمایه معنوی به‌مثابه کارآمدترین نظام انگیزه‌بخشی در صحنه اجتماعی عمل کرد و در سخت‌ترین لحظه، نظام اجتماعی و سیاسی را از درون نگه داشت. آنچه دهم اسفند به تاریخ نشان داد این بود که در معادلات قدرت، همیشه آنچه دیده می‌شود تعیین‌کننده نیست. قدرت‌های بزرگ با منطقی مادی‌گرا محاسبه می‌کنند؛ توپخانه، تحریم، ترور، تهدید. اما این محاسبه یک کور نقطه دارد: سرمایه‌ای که نه در ترازنامه ثبت می‌شود، نه با ماهواره رصد می‌شود و نه با تحریم مصادره می‌شود. سرمایه‌ای که هر چه فشار بیشتر شود، نه تحلیل که تعمیق می‌یابد؛ چرا که فشار خارجی در منطق کربلا نه نشانه شکست، که تأییدی بر درستی راه است. این سرمایه معنوی میراث نسل‌هایی است که در طول تاریخ آن را از سینه به سینه منتقل کرده‌اند؛ نه در کتاب‌ها که در مجالس، در اشک‌ها، در زیارت‌ها و در دعاها. و هر پرچمی که در عزای حسینی برافراشته می‌شود، نه صرفاً نمادی دینی، که نشانه‌ای از حضور این ذخیره زنده و پویاست؛ ذخیره‌ای که در روز مبادا ثابت کرد عمیق‌ترین سرمایه یک ملت آن چیزی است که در اعماق وجودش جا گرفته، نه آنچه در انبارهایش ذخیره شده. @esharat_57
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از خانه طلاب جوان
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ 💠 «آقا مجتبی» 💠 ویژه‌نامه تبیین شخصیت جامع رهبر معظم انقلاب 💡روایتی از حیات علمی، معنوی و سیاسی حضرت آیت‌الله 🎙در گفت‌وگو با جمعی از: ▫️شاگردان ▫️نزدیکان ▫️همکاران ▫️و همرزمان دفاع مقدس 📲تهیه از طریق👇 https://survey.porsline.ir/s/mX6Dcwd8 📌 جهت کسب اطلاعات بیشتر با دو آیدی زیر تماس حاصل فرمایید: @ramezani_m_h @ASepehran 🌐@khanetolab
🌕جان فدایان و حفاظت از سهام عدالت یادداشتی به بهانه آزادسازی فروش سهام عدالت 🖋محسن دنیوی متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/510 @esharat_57
🌕جان فدایان و حفاظت از سهام عدالت یادداشتی به بهانه آزادسازی فروش سهام عدالت 🖋محسن دنیوی در هفته اخیر(هفته دوم تیرماه 1405) وزیر محترم اقتصاد؛ جناب آقای دکتر مدنی زاده در میانه ده‌ها خبر ریز و درشت درباره درگیری‌های میان آمریکا و ایران در جنوب کشور و احتمال شروع مجدد جنگ و رخدادهای دیگری مانند کشاکش بر سر تنگه هرمز و مسئله کانال عمانی آمریکایی و البته اخبار جام جهانی، خبری را اعلام کردند که شاید بسیاری از افراد آن را نشنیده باشند. خبر این بود: فروش سهام عدالت بعد از یک دهه محدودیت آزاد شد. ظاهر این خبر با توجه به رنگ سبز بازار بورس ایران خوشحال کننده است و در شرایط سخت ناشی از جنگ، می‌تواند کمی فضای تنفس برای معیشت مردم ایران ایجاد کند. شاید نیت و قصد دولت هم این بوده که با فروش سهام عدالت، به عموم مردم ایران پولی تزریق شود. پولی که ظاهراً منابع دولتی برای آن نیاز نیست و این پول حداقل چند ماهی می‌تواند شرایط را برای اقشار ضعیف و متوسط قابل تحمل‌‌تر کند. اما روایتی دیگر از این تصمیم شاید این باشد که در هیاهوی جنگ و مذاکره و درست در هفته منتهی به تشییع رهبرشهید، تصمیمی گرفته شده و موضوعی که بیش از یک دهه محل بحث و چالش بوده، در این شلوغی اوضاع، راه خود را باز کرده و مطابق میل و منافع جریانی خاص در جامعه ایران به پیش رفته و به نقطه مطلوب آنها رسیده است. بله این بخش بزرگ و قابل توجه از اقتصاد ایران در قالب سهام شرکتهای دولتی که بین مردم پراکنده شده بود دوباره به دامان متولیان سرمایه در ایران باز می‌گردد. قبل از تشریح بیشتر، اجازه دهید دو طرح بزرگ که حدود دو دهه از عمر آنها می‌گذرد و دارای ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بودند و هر دو در مسیر عدالت و تولید طراحی شده بودند را با هم مرور کنیم. طرح اول با عنوان سهام عدالت در سال 1385 کلید خورد و قرار شد که مردم، سهام‌دار کارخانه‌ها و صنایع بزرگ ایران بشوند و برای مدتها اجازه فروش این سهم نسبتاً باارزش از صنایع و شرکتهای دولتی را نداشته باشند. پروژه سهام عدالت را باید در بستر دو سیاست مهم دهه ۱۳۸۰ یعنی خصوصی‌سازی شرکت‌های دولتی و کاهش نابرابری اقتصادی دید. به طور خلاصه، روند شکل‌گیری آن این‌گونه بود: در اوایل دهه ۱۳۸۰ بحث اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی جدی شد. هدف این بود که بخشی از بنگاه‌های دولتی به بخش غیردولتی واگذار شوند تا اقتصاد رقابتی‌تر شود. اما این نگرانی وجود داشت که خصوصی‌سازی فقط به نفع سرمایه‌داران بزرگ تمام شود. در دولت نهم این ایده مطرح شد که بخشی از سهام شرکت‌های دولتی به جای فروش به سرمایه‌گذاران بزرگ، به اقشار کم‌درآمد واگذار شود. دولت برای اجرای این طرح، علاوه بر اختیارات قانونی، مجوز اجرای آن را در چارچوب سیاست‌های اصل ۴۴ نیز دریافت کرد. اجرای رسمی طرح از سال ۱۳۸۵ آغاز شد. نخستین گروه‌های مشمول هم مددجویان کمیته امداد، افراد تحت پوشش سازمان بهزیستی بودند و در مراحل بعدی گروه‌های دیگری مانند ایثارگران، روستاییان، کارگران، بازنشستگان، کارکنان دولت و برخی اصناف به تدریج به فهرست مشمولان اضافه شدند. در نهایت حدود ۴۹ تا ۵۰ میلیون نفر مشمول این طرح شدند. هم‌اکنون نیز بزگترین تعاونی کشور با همین تعداد عضو، تعاونی سهام عدالت است و با همین نام ثبت رسمی شده است. نکته مهم این بود که قرار نبود مردم پول سهام را همان ابتدا بپردازند. ارزش اسمی هر برگه سهام (برای بسیاری از مشمولان) حدود یک میلیون تومان در نظر گرفته شد و قرار شد از سود سالانه شرکت‌ها به جای پرداخت به مردم، صرف بازپرداخت بهای سهام به دولت شود. به همین دلیل تا حدود ۱۰ سال، سود سهام عمدتاً برای تسویه اقساط استفاده شد و پس از پایان این دوره، پرداخت سود نقدی به سهامداران آغاز شد. 🔻ادامه یادداشت🔻
🌕جان فدایان و حفاظت از سهام عدالت یادداشتی به بهانه آزادسازی فروش سهام عدالت 🖋محسن دنیوی 🔻ادامه یادداشت🔻 بعد از اجرای سهام عدالت، این سؤال مطرح شد که چگونه مردم فقط سهامدار نباشند، بلکه در توسعه شهر و شهرستان خود نیز شریک شوند؟ در پاسخ به این ایده، مجلس در سال ۱۳۸۹ قانون تأسیس شرکتهای تعاونی توسعه و عمران شهرستانی را تصویب کرد. هدف این بود که در هر شهرستان، یک شرکت تعاونی فراگیر تشکیل شود که بخش بزرگی از مردم آن شهرستان عضو آن باشند. این شرکت‌‌ها بتوانند سرمایه‌‌های خرد مردم را تجمیع کنند، در پروژه‌‌های عمرانی، تولیدی، کشاورزی، گردشگری و خدماتی سرمایه‌گذاری کنند و حتی اجرای برخی طرح‌‌های عمومی را هم خود مردم برعهده بگیرند. در واقع، اگر سهام عدالت قرار بود مالکیت مردم بر دارایی‌‌های ملی را گسترش دهد، تعاونی‌های توسعه و عمران قرار بود مالکیت و مشارکت مردم در پیشرفت محلی و منطقه‌ای را تقویت کنند. با وجود ظرفیت‌های قانونی، بسیاری از این تعاونی‌ها به دلیل کمبود سرمایه، ضعف مدیریت، نبود حمایت مؤثر و واگذار نشدن پروژه‌های بزرگ و واقعی به آنها، نتوانستند به نقش پیش‌بینی‌شده در قانون دست پیدا کنند و در بسیاری از شهرستان‌ها فعالیت آنها محدود یا متوقف ماند و روند شکل‌گیری آنها در بیش از ۴۸۰ شهرستان کشور هم تکمیل نشد. به همین دلیل، سهام عدالت به یکی از بزرگ‌ترین طرح‌های اقتصادی کشور تبدیل شد، اما تعاونی‌های توسعه و عمران شهرستانی هیچ‌گاه به همان مقیاس و اثرگذاری نرسیدند؛ هرچند از نظر ایده، می‌توان آنها را حلقه مکمل مردمی‌سازی اقتصاد و توسعه محلی دانست. این دو طرح که رهبر شهید نیز در شکل‌گیری و پیشبرد آن نقش مؤثری داشتند، می‌توانستند در کنار هم به نحو ساختاری و فراگیر، جای پایی جدی برای مشارکت واقعی مردم در اقتصاد ایران ایجاد کنند و مردم نیز در زندگی فردی و خانوادگی و به‌ویژه در محیط زیست شهری و روستایی از مواهب و نتایج آن بهره‌‌مند شوند. اما با کارشکنی‌ها، کوتاهی‌ها، واگذار نشدن پروژه‌های واقعی به تعاونی‌ها و ضعف در تکمیل زنجیره مردمی‌سازی اقتصاد، این دو طرح هرگز نتوانستند ظرفیت کامل خود را نشان دهند و در عمل، تنها سهام عدالت به عنوان دارایی مختصر برای مردم باقی ماند. اکنون با آزاد شدن امکان فروش سهام عدالت، نگرانی اصلی صرفاً فروش یا نفروختن این سهام نیست. مسئله مهم‌تر آن است که آیا پس از این، نهادی وجود دارد که بتواند این مالکیت گسترده مردمی را حفظ، سازماندهی و در خدمت پیشرفت کشور قرار دهد یا خیر؟ اگر میلیون‌ها نفر سهام خود را به ‌صورت پراکنده به بازار عرضه کنند، احتمال آن وجود دارد که در بلندمدت بخش قابل توجهی از این مالکیت دوباره در اختیار بازیگران بزرگ اقتصادی قرار گیرد و هدف اولیه گسترش مالکیت مردمی به‌تدریج تضعیف شود. شاید اکنون بهترین راه، جلوگیری از اختیار مردم برای فروش نباشد، بلکه ایجاد مسیری باشد که مردم بتوانند در صورت تمایل، به جای واگذاری سهام خود به سرمایه‌داران بزرگ، آن را در قالب نهادهای مردمی مانند شرکت‌های تعاونی توسعه و عمران شهرستانی یا سازوکارهای مشابه، تجمیع و مدیریت کنند؛ نهادهایی که بتوانند هم مالکیت مردم را حفظ کنند و هم آن را به موتور توسعه محلی و ملی تبدیل سازند. در چنین مدلی، مردم همچنان مالک باقی می‌مانند، اما این مالکیت از حالت منفعل خارج شده و به نیرویی سازمان ‌یافته برای تولید، سرمایه‌گذاری و آبادانی کشور تبدیل می‌شود. این تغییر زاویه نگاه مهم است که سهام عدالت فقط یک سهم نیست؛ یک نهاد توزیع مالکیت در اقتصاد ایران است و در کنار سازه تعاونی‌های توسعه و عمران منطقه‌ای می‌تواند باقت اقتصاد ایران را به مرور دگرگون کند. شاید این همان حلقه‌ای باشد که در دو دهه گذشته در مسیر مردمی‌سازی اقتصاد ایران مفقود مانده است؛ حلقه‌ای که می‌تواند میان سهام عدالت و توسعه محلی پیوند برقرار کند. آینده اقتصاد ایران نه فقط به توزیع مالکیت، بلکه به توانایی ما در سازماندهی این مالکیت مردمی بستگی دارد. اگر جان‌فدایان ایران توانستند در میدان دفاع از کشور نقش‌آفرینی کنند، امروز نیز می‌توانند با مطالبه حفظ و تقویت نهادهای مردمیِ مالکیت و مشارکت اقتصادی، از یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های اجتماعی و اقتصادی کشور صیانت کنند. آینده ایران در گرو همین تصمیمات جمعی و اقدامات موثر امروز است. اگر جانفدایان توانستند با بسیج عمومی و حضور در خیابان در برابر ابرقدرتهای خارجی بایستند، با حفاظت از این طرحهای بزرگ و ملی که بخشی از تلاش رهبرشهید برای حضور واقعی مردم در اقتصاد ایران بود، می‌توانند آنها را احیا نموده و در برابر پدیده شوم انحصارگرایان که اغلب منافع از اقتصاد ایران نصیب آنها می‌شود بایستند... پایان @esharat_57
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕 ایران در اندیشه رهبر شهید بخشی از گفتار سید حسین شهرستانی در برنامه «من ایرانم» در گفتار سیاسی آیت الله خامنه‌ای، در عین استقلال‌طلبی، بیگانه‌ستیز نیست. لذا دچار عرب‌ستیزی و ترک‌ستیزی و افغان‌ستیزی گفتمان ملی‌گرای دروغین پهلوی نمی‌شود. ایران در ذات خود، آمیزه‌ای از مرزمندی و بی‌مرزی است. فرهنگ ایرانی در طول تاریخ از مرزهای جغرافیایی خود درگذشته و به پیرامون خود سرریز شده است. ایران گرچه مرزی دارد و باید از آن مرزبانانه مراقبت کرد، اما نباید و نمی‌توان آن را در مرزهایش محدود کرد. در شاهنامه رستم، پهلوان ایرانی، «جهان‌پهلوان» است؛ یعنی نه‌تنها از ایران که از جهان مراقبت می‌کند: نگهدار ایران و نیران منم (نیران یعنی غیرایران) حضور سیاسی، نظامی، فرهنگی و تمدنی ایران در جغرافیای غرب آسیا و فراتر از آن، اقتضا ذاتی ماهیت ایران به مثابه ایده است. این حضور نیز از جنس هژمونی استعماری نیست، بلکه از مسیر دوستی و مشارکت و روحیه جوانمردی و ذیل نحوی از «سیاست فتوت» محقق می‌شود. سیاستی که طرح شهید سلیمانی و برتر از آن امام شهید را بر ما روشن می‌کند. @esharat_57
🌕تشییع های جاودانهٔ تشیّع «از بدرقه قائد شیعه در بغداد تا بدرقه قائد امت در تهران» 🖋علی اصغر اسلامی تنها متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/514 @esharat_57
🌕 تشییع‌های جاودانهٔ تشیّع «از بدرقه قائد شیعه در بغداد تا بدرقه قائد امت در تهران» 🖋علی اصغر اسلامی تنها تاریخ، گاه در یک لحظه، چنان گره می‌خورد که نسل‌ها برای گشودنِ رازِ آن، قرن‌ها به تأمل می‌نشینند. تشییعِ شیخ مفید، یکی از همان گره هایِ زرّینِ تاریخِ تشیّع است؛ بدرقه‌ای که در آن، شیعه با پیکر پاکی وداع گفت، اما با روحِ یک مکتب، پیمانی ابدی بست. اساسا تشییع زعما و علمای شیعه، نه آداب وداع جمعی با مردن، که آیین به ودیعه گرفتن دوباره زندگی است. آیت الله العظمی شهید خامنه‌ای، در پیامِ ماندگارِ خود به کنگرهٔ هزارهٔ شیخ مفید، این رویدادِ عظیم را آنچنان به تصویر کشیده که گویی نه، هزار سال پیش، که امروز، در برابرِ چشمانِ ما رخ می‌دهد. امین ادب ایران، با بیانی شیوا و نافذ، به زیبایی پرده از چهرهٔ آن زعیم «مرزبانِ هویتِ شیعه» برمی‌دارد و تشییعِ او را، نه یک سوگواری، که یک کنش تاریخی برای ماندگاریِ مکتب، تفسیر میکند. با این روایت از آن روزِ بزرگ می توان درک کرد که چگونه تاریخ شیعه، ایستاده بر دوشِ مفید، تا عصر خمینی کبیر و قائد شهید ادامه یافته است. راوی فقیه شهید نوشته اند: «هزار سال پیش از این، در یکی از روزهای پر حادثهٔ بغداد، میدان «اشنان»، بر مردمی که به خاطر واقعهٔ غم‌انگیزی در آن انبوه شده بودند تنگ آمد. و هزاران چشم بر مردی که مرگش حادثهٔ بزرگ بود، گریست. و دهها هزار نفر بر جنازهٔ انسان والایی نماز گزاردند که پنجاه سال، چون مشعلی تابناک، بخش گسترده‌ای از جهان اسلام را با دانش و معرفت خود، روشن ساخت، و در کرانهٔ دجلهٔ بغداد، دجلهٔ دیگری از علم و معرفت به راه انداخته بود. تندباد حوادث تلخ و خونین در پایتخت عباسی و طوفان تعصب‌ها و بددلی‌ها نتوانسته بود چراغ علم و عملی را خاموش سازد که به شجرهٔ زیتونهٔ علوم قرآن و معارف اهل‌بیت (علیهم‌السّلام)، متصل گشته و با مصباح خِرَد بشری تلألؤ یافته بود. و خار و خاشاک کج‌فهمی‌ها و بدسگالی‌ها نتوانسته بود در برابر آن شطّ خروشانی سدّ گردد که فقه و کلام و عقل و نقل را در بستر پر فیضش به سرزمین‌های حاصلخیز رسانیده بود. آن روز که پیکر مفید را انبوه خلایق تشییع کردند و به امامت سید شریف، علی مرتضی بر او نماز گزاردند، دل‌هایی پر از کینه و تهی از کیاست و حکمت، این را پایان کار آن بزرگمرد شمرده و ساده‌اندیشان مرگ او را جشن گرفتند. اما چشم و دل هر فرزانه‌ای می‌توانست به وضوح در یابد که مرگ آن سالار فرزانگان نمی‌تواند پایان کار کسی باشد و فیضان پنجاه سالهٔ او، چشمه ساری از دانش و فرهنگ و اخلاق و حکمت، در فضای اندیشهٔ بشری جاری ساخته و ارادهٔ الهی و سنت تاریخ، زایندگی و فزایندگی آن را در عبور جاودانه‌اش از لابلای نسل‌ها و دوره‌ها و قرن‌ها، تا رسیدن به دریای منتهای رشد نهایی بشر، تضمین کرده است. آن روز بدن نحیف مفید در خانه‌اش در درب‌الریاح بغداد به زمین سپرده شد تا روزی به جوار بارگاه حضرت ابی‌جعفر جواد (علیه‌السّلام) منتقل شود و در آن دارالسّلام رحمت الهی بیارامد، اما شخصیت سترگ او که پنهان‌کردنی و از یادرفتنی نبود، پیوسته در برابر چشم زمان باقی ماند و هر گز از یاد نرفت، و در روند شکوفایی فقه و کلام و مذهب اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) نقش برجستهٔ خود را ایفاء کرد. امروز پس از گذشت هزار سال از آن روز، تشکیل هزاره شیخ مفید به همّت شما عزیزان، تجدید خاطرهٔ آن حادثهٔ بزرگ و تجلیل از آن قلهٔ علم و تقوا است که گذشت ده قرن و رشد ده قرنی علم و فرهنگ نتوانسته است از سرافرازی او بکاهد و او را از نظرها بیندازد....» اکنون فقیه راویِ این روایت، خود، سالها بعد، نه فقط در قامتِ استوارِ یک مرزبان راحل بلکه یک ولی راهبر شهید، تشییعِ دیگری خواهد شد؛ این بار، نه در بغداد عباسی که در تهران علوی و نه با دهها هزار، که با ده‌ها میلیونِ مشتاق، تشییعی که بزرگترین بدرقه تاریخ بشر تا کنون خواهد شد إن شا الله، تا به جوار بارگاه حضرت ابالحسن رضا (علیه السلام) منتقل شود و در آن دارالسلام رحمت الهی بیارآمد. تاریخ شیعه گرچه لبریز از بغضِ تشییع‌های غریبانه و مظلومانه ائمه اطهار است اما از تشییعِ با شکوه شیخ مفید تا تشییعِ سید قائد شهید، همه بدرقه های بزرگ علما و شهدا، یک حقیقتِ واحد را فریاد می‌کنند. مکتب زندگی ساز اهل بیت(علیهم‌السلام) تا رسیدن به ظهورِ منجیِ عالم بشریت، با فقاهت و شهادت، جاوادنه می‌ماند. @esharat_57
🌕 حقیقت و مسئولیت؛ درسی که خامنه‌ای شهید به علوم اجتماعی متاخر داد. 🖋میثم_مهدیار 🌐کانال نویسنده؛ @Hermes_ir بعد از جنبش‌های اجتماعی قرن نوزدهمی، فجایع جنگ‌های جهانی که نزدیک به صدمیلیون کشته برجا گذاشت و بحران‌های محیط زیستی قرن بیستمی آرمان‌های عصر روشنگری به گل نشست. این بحران‌ها چرخش‌های بزرگ در علوم انسانی و اجتماعی مدرن را رقم زد و این علوم از داعیه حقیقت‌جویی و حقیقت‌گویی دست کشیدند و از نیمه قرن بیستم دانش‌های پسامدرن‌ سربرآورده و به سکه رایج دانشگاه و مجامع علمی تبدیل شدند. مهمترین داعیه‌ این دانش‌ها و مطالعات جدید این بود که حقیقتی وجود ندارد بلکه عالم میدان منازعه و رقابت میان «برساخت» ‌ها و «وانموده‌ها» منطبق بر «منفعت»هاست. تبعات این دواعی پساتجددی به دین و آیین نیز رسید و دین و آیین نیز چیزی جز برساخت‌های قومی و زبانی و اجتماعی که کارکردش تحکیم سیطره قدرت‌هاست بر شمرده نمی‌شد و از این رو میان دین و سیاست نسبتی حقیقی برقرار نمی‌شد. اما آیت‌الله شهید خامنه‌ای با شهادت نمادینش، با مشت گره‌کرده‌اش، با زبان روزه در ماه رمضان، بعد از جنگ ۱۲روزه و در محل کاری که بارها مورد تهدید قرار گرفته‌بود، همراه با فرزندان و نزدیکانش، گذار آرام به دوران جانشینی‌اش و از همه نمادین‌تر تشییعش در ماه محرم نشان داد بله! حقایقی در کار عالم هست که امور را فراتر از اراده‌ها و برنامه‌ریزی انسانی پیش‌می‌برد. حقیقت و مسئولیت در برابر حقیقت دو درس بزرگی بود که خامنه‌ای شهید به ما داد. @esharat_47
🌕 بهترین شعار برای فصل انتقام خواهی... 🖋زهرا ابوالحسنی متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/517 @esharat_57
🌕 بهترین شعار برای فصل انتقام خواهی... 🖋زهرا ابوالحسنی حال که می دانیم سوگواری ما در تشییع، سوگواری انتقام است، سوال بعدی این است که شعار محوری در انتقام چه باید باشد؟ شعاری که نه خیلی کلی باشد تا غیر قابل پیگیری توسط اجتماع مردم شود، و نه خیلی جزیی و محدود که با انتقام امام شهید بی تناسب شود... نه صرفا تاریخی- تمدنی شود که با وضعیت امروز بی ارتباط شود، و نه دچار سیاست زدگی مضر شود که به تصویر شکوه وحدت این روزها خللی وارد کند... آقای شهید ما پس از شهادت شهید سلیمانی، غلبه نرم افزاری و شکستن همینه استکباری آمریکا و خروج آمریکا از منطقه را مصادیق انتقام برای این شهادت معرفی فرمودند (۱۳۹۹/۹/۲۶). که براساس منظومه نگاه حضرت آقا، غلبه نرم افزاری بر همینه پوچ آمریکا، منوط به غلبه در پیشرفت های علمی- فناورانه و اقتصادی و‌ نیز ایجاد برتری فرهنگی از طریق پیشرفت در سبک زندگی اسلامی ایرانی است. که بی تردید همه اینها از بالاترین مراحل پیشرفت و شکل دادن جامعه و تمدن اسلامی هستند. (و البته آقای شهید همه اینها را در کنار گرفتن از عاملان و آمران این جنایت بود.) بنابراین انتقام از آقا تنها زمانی گرفته می‌شود که نظام ظالمانه جهانی موجود، بر سر صاحبان آن خراب شود. تا در پی این خونخواهی هم آن نظم شوم از بین برود، هم ناظمان آن... و گام اول آن، تغییر نظم در «قلب دنیا» است؛ تا با رفع الگوی استعماری موجود، نظم جدید وعده داده شده با محوریت مقاومت در غرب آسیا شکل بگیرد. پس اولین شعار انتقام خواهی خروج آمریکا از منطقه است... این فقط یک شعار سیاسی و ناشی از ایدئولوژی انقلابی نیست؛ خون نظم استعماری موجود با «پترودلار» از این منطقه تأمین شده، و با پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه... و با ارعاب، استخفاف و‌ دوشیدن «دولتهای بی ملت منطقه» از آن مراقبت میشود. (و این اتفاقا شعاری است که از بعد از دوره سکوت نظامی به سرعت فراموش شد) و *دومین شعار تثبیت حکمرانی بر تنگه هرمز برای شکل دادن به نظم جدید* منطقه ای و‌ جهانی است. در این نگاه تنگه نه به عنوان منبعی برای کسب درآمد، که آن نگاه بسیار حداقلی است، بلکه به عنوان «ابزار مهمی برای شکل دادن به نظام جدید بین المللی» از طریق بازطراحی تعامل دو به دو با کشور های منطقه و حتی جهان متکی به این ظرفیت است. تنها در ضمن و درپی شکل دادن این الگوی جدید است که هم تحریم ها بی معنا خواهد شد، و هم زمینه های جهش صنعتی اقتصادی و قرار گرفتن ایران در مداری متعالی در پیشرفت فراهم خواهد شد. (و البته این شعار هم در روزهای اخیر و ایجاد مسیر جایگزین و... در عالم عینیت در حال کم اثر شدن است) انتقام خواهی ما از خون قائدمان تا نابودی نظم موجود جهانی و منطقه ای و ناظمان امروز آن (مشخصاً ترامپ و نتانیاهو ) و شکل دادن «نظم جدید مقاومت بنیان» در منطقه غرب آسیا ادامه دارد، و در این مسیر اولین گام ها و فوری ترین شعارها «خروج آمریکا از منطقه» و «تثبیت حکمرانی ایران بر تنگه هرمز» خواهد بود. اینها شعارهایی است که متعین اند و درعین حال تمدنی...معدود هستند اما قابل امتداد به آرمان ها و مطالبات دیگر... کاملا سیاسی اند و مرتبط با مسائل امروز؛ و همزمان وحدت آفرین... خیلی عمیق و دور؛ و البته کاملا آشنا و پذیرفتنی برای مردم کف خیابان... و از همه مهتر مهمترین افق های مطرح شده توسط رهبر معظم انقلاب در این مقطع تاریخی نیز هستند. پس می تواند شعارهای خوبی برای این روزهای انتقام خواهی باشد. @esharat_57