eitaa logo
اعتقادات ، اثباتی
14 دنبال‌کننده
5.2هزار عکس
7.3هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گروه پژوهشی آرتا
✅آیا حضرت علی (ع) موافق جنگ و لشگرکشی به ایران بودند!؟(1) 🔹عده ایی در پی آنند که لشگرکشی خلیفه دوم را مطابق با سنت رسول‌الله و رضایت اهل بیت نشان دهند اما حقایق به گونه ایی دیگر است. در منابع تاریخی به صراحت داریم که خلیفه دوم قبل از جنگ از امام علی (ع) مشورت می خواهد که امام آشکارا رد می کند 👇 ⛔️فدخل عثمان عليه، فقال له: يا أبا عبد الله أشر علي أسير أم أقيم؟ فقال عثمان: أقم يا أمير المؤمنين وابعث بالجيوش، فإنه لا آمن إن أتى عليك آتٍ أن ترجع العرب عن الإسلام، ولكن ابعث الجيوش وداركها بعضها على بعض، وأبعث رجل له تجربة بالحرب وبَصَر بها، قال عمر: ومن هو؟ قال: علي بن أبي طالب، قال: فالقه وكلمه وذاكره ذلك، فهل تراه مسرعاً إليه أو لا، فخرج عثمان فلقي علياً فذاكره ذلك،👈 فأبى علي ذلك وكرهه👉 چون عمر درباره جنگ با ایرانیان از عثمان نظر خواهى کرد، عثمان گفت: مردى را بفرست که در کار جنگ تجربه و بصیرت داشته باشد. عمر گفت: آن کیست؟ عثمان گفت: على بن ابى طالب است. عمر گفت: پس ببین که او به این کار تمایل دارد؟ عثمان با على(ع) مذاکره کرد، 👈امّا على(ع) این را خوش نداشت و رد کرد.👉 📚 مسعودى، مروج الذهب👇 http://ito.lib.eshia.ir/81454/2/310 همچنین داریم 👇 ⛔️وأشار عَلَيْهِ علي بْن أَبِي طالب بالمسير، فقال له: إني قَدْ عزمت عَلَى المقام وعرض عَلَى علي رضي اللَّه عنه الشخوص👈 فأباه👉 (امام)ﻋﻠﻰ ﺑﻦ ﺍﺑﻰ ﻃﺎﻟﺐ ﺭﺃﻯ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ. ﻋﻤﺮ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻋﺰﻡ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﺍﺭﻡ👈،ﻭ ﺑﻪ ﻋﻠﻰ ﺭﺿﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺭﻓﺘﻦ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﻭ ﺍﺑﺎﺀ ﻛﺮﺩ. 👉 📚 فتوح البلدان نویسنده : البلاذري  👇 http://ito.lib.eshia.ir/81438/2/313 گروه پژوهشی آرتا https://eitaa.com/joinchat/2525560832C7caee8d264
هدایت شده از تنبیه الأمة
❇️ ما امامیم 📝انسان ۲۵۰ساله آیت‌الله خامنه‌ای(مدظله العالی) ▫️حکام، با این روح مبارزه می‌جنگیدند 🔹این بزرگواران، دائم در حال مبارزه بودند؛ مبارزه‌ای که روحش سیاسی بود. زیرا کسی هم که در مسند حکومت نشسته بود، مدّعی دین بود. او هم ظواهر دین را ملاحظه می‌کرد. حتّی، گاهی اوقات نظر دینی امام را هم می‌پذیرفت. (مثل قضایایی که در مورد «مأمون» شنیده‌اید که صریحاً نظر امام را قبول کرد.) یعنی ابایی نداشتند که گاهی نظر فقهی را هم قبول کنند. چیزی که موجب می‌شد این مبارزه و معارضه با اهل بیت وجود داشته باشد، این بود که اهل بیت، خودشان را «امام» می‌دانستند. می‌گفتند: «ما امامیم». حضرت باقر علیه‌السّلام، در منی که رفته بود، فرمود: «إِنَ‌ّ رَسُولَ اللهِ کانَ الْاِمامُ» و همه را یک به یک برشمرد تا به خودش رسید و فرمود: «من امامم.» اصلاً بزرگترین مبارزه علیه حکّام همین بود. چون کسی که حاکم شده بود و خود را امام و پیشوا می‌دانست، می‌دید شواهد و قرائنی که در امام لازم است، در حضرت هست و در او نیست و این موجود را برای حکومت، خطرناک می‌شمرد؛ چون مدّعی است. 🔹حکّام، با این روح مبارزه می‌جنگیدند و ائمّه علیهم‌السّلام هم مثل کوه ایستاده بودند. بدیهی است که در این مبارزه، معارف، احکام فقهی و خُلقیّات و اخلاقیّاتی که ائمّه ترویج می‌کردند، جای خود را دارد. تربیت شاگردِ بیشتر و ارتباطات شیعی، روزبه‌روز گسترده‌تر شد. شیعه را اینها نگهداشت. شما مرامی را در نظر بگیرید که دویست و پنجاه سال علیه آن حکومت شده است! اصلاً باید هیچ چیزیش نماند؛ باید به‌کل از بین برود؛ ولی شما ببینید الان دنیا چه خبر است و شیعه به کجا رسیده است! 🔹این نکته را باید در اشعاری که درباره‌ی امام صادق، امام هادی و امام عسکری علیهم‌السّلام خوانده می‌شود، به خوبی دید. اینها مبارزه می‌کردند و برای همین مبارزه هم جانشان را از دست دادند. راهی است که رو به هدفی مشخّص ادامه دارد. گاهی یکی برمی‌گردد، یکی از این طرف می‌رود؛ اما هدف یکی است» ▫️در موضع امام، قرار می‌گرفتند و با مردم حرف می‌زدند 🔹بعد از امام رضا تا زمان شهادت حضرت عسکری (علیهم‌السّلام) چنین حادثه‌یی اتفاق افتاده. حضرت هادی و حضرت عسکری در همان شهر سامرا، که در واقع مثل یک پادگان بود - یک شهر بزرگِ آن‌چنانی نبود؛ پایتخت نوبنیادی بود که «سُرّ من رأی»؛ سران و اعیان و رجالِ حکومت و به قدری از مردم عادی که حوایج روزمره را برطرف کنند، در آن جمع شده بودند - توانسته بودند این همه ارتباطات را با سرتاسر دنیای اسلام تنظیم کنند. وقتی ما ابعاد زندگی ائمه را نگاه کنیم، می‌فهمیم اینها چه‌کار می‌کردند. بنابراین فقط این نبود که اینها مسائل نماز و روزه یا طهارت و نجاسات را جواب بدهند؛ در موضع «امام» - با همان معنای اسلامیِ خودش - قرار می‌گرفتند و با مردم حرف می‌زدند. به‌نظر من این بعد در کنار این ابعاد قابل توجه است. شما می‌بینید که حضرت هادی را از مدینه به سامرا می‌آورند و در سنین جوانی - چهل و دو سالگی - ایشان را به شهادت می‌رسانند؛ یا حضرت عسکری در بیست و هشت سالگی به شهادت می‌رسند؛ اینها همه نشان‌دهنده‌ی حرکت عظیم ائمه (علیهم‌السّلام) و شیعیان و اصحاب آن بزرگوارها در سرتاسر تاریخ بوده. با این‌که دستگاه خلفا، دستگاه پلیسیِ با شدت عمل بود، درعین‌حال ائمه (علیهم‌السّلام) این‌گونه موفق شدند. غرض، در کنار غربت، این عزت و عظمت را هم باید دید. 📙انسان ۲۵۰ ساله، ص ۳۹۱ @Tanbiholomah
هدایت شده از گروه پژوهشی آرتا
✅آیا حضرت علی (ع) موافق لشگر کشی خلیفه دوم به ایران بودند!؟ (2) 🔹قطعا اگر لشگرکشی های خلفا مورد تایید حضرت علی (ع) بود ، آن حضرت در صف اول جنگها قرار می گرفتند اما روایات خلاف این مطلب رو نشان می دهد👇 🔹ابن تیمیه حرانی؛ از مخالفین مذهب تشیع؛ در کتاب منهاج السنت خود اعتراف کرده است که علی علیه السلام؛ در هیچ یک از فتوحات خلفاء حضور نداشته است!: ✍ وَجَمِیعِ الْحُرُوبِ الَّتِی حَضَرَهَا عَلِیٌّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ بَعْدَ وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ثَلَاثَةُ حُرُوبٍ الْجَمَلُ وصفین وَحَرْبُ أَهْلِ النهروان. وَاَللَّهُ أَعْلَمُ. 🔸 کل جنگ‌هایی که علی علیه السلام بعد از وفات رسول الله (صلی الله علیه و آله) شرکت کرد، سه جنگ بود! جنگ جمل، صفین و نهروان. 📚 مجموعة الفتاوی، تالیف ابن تیمیه، جلد ۴، صفحه ۳۰۱ 📃 اسکن کتاب(کلیک) 🔹ذهبی عالم بزرگ نزد اهل سنت: ✍ وبعد الرسول لم یشهد حرب فارس ولا الروم ولا شیئا من تلک الملاحم المهوله. 🔸 [امیر المومنین علیه السلام] بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله، نه در جنگ با ایران و نه در جنگ روم و نه در هیچ کدام از جنگ‌های هول برانگیز دیگر شرکت نکرد! 📚 المنتقی من منهاج الاعتدال فی نقض کلام اهل الرفض و الاعتزال، تالیف ذهبی، صفحه ۵۴۰-۵۴۱ 📃 اسکن کتاب(کلیک) گروه پژوهشی آرتا https://eitaa.com/joinchat/2525560832C7caee8d264
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
علامه «طباطبایی»(رحمه الله) در تفسیر آیه فوق می فرماید: «آیه دین اجباری را نفی می کند؛ زیرا دین یک سلسله معارف علمی است که عمل را به دنبال دارد و جامع آن ها اعتقادات است. و اعتقاد و ایمان از امور قلبی است که اکراه و اجبارپذیر نیست. اکراه تنها در اعمال ظاهری و افعال و حرکات بدنی مادی تأثیرگذار است، و امّا اعتقاد قلبی دارای علل و اسباب دیگر قلبی است که از سنخ اعتقاد و ادراک است. و محال است که جهل منتج علم باشد، یا مقدمات غیر علمی تصدیق علمی ایجاد کند». جمله «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» جمله ای است خبری که خداوند بعد از آن جمله «قَدْ تَبَینَ الرُّشْد» را آورده است. جمله ای که در مقام تعلیل بر جمله اول است، به این معنا که بعد از روشن شدن راه و انکشاف حقّ، حاجتی به اکراه در عقیده نیست. لذا خداوند متعال در آیه ای دیگر می فرماید: «وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْیؤْمِنْ وَمَنْ شاءَ فَلْیکْفُرْ»؛ (بگو: این حق است از سوی پروردگارتان! هر کس می خواهد ایمان بیاورد [و این حقیقت را پذیرا شود] و هر کس می خواهد کافر گردد کانال عضویت👇 https://eitaa.com/joinchat/1963786538C0afec9d245
Shobhe07-Final COLOR.pdf
4.57M
📣 منتشر شد 🔸شبهه‌شناسی، گفتمان‌سازی و پاسخ‌گویی به شبهات و سوالات دینی 🔹 شماره 7 - دیماه 1401- ویژۀ پویش مطالعاتی دانشجویان و طلاب جوان 📝فهرست مطالب 1️⃣ الگویی برای زن و زندگی 2️⃣تبدیل تهدید به فرصت 3️⃣مواجهه با جریان خلافت 4️⃣اندکی از خدمات بی‎شمار! 5️⃣به مخاطب احترام بگذاریم 6️⃣تبشیری‎ها به چه می‌اندیشند؟ 7️⃣درباره ایران، اسلام، ناسیونالیسم 8️⃣علامه بود، یک تنه عزم مصاف کرد/ شعر 9️⃣حجاب اجباری، مانند بی حجابی اجباری! ▫️ منتظر پیشنهادها و انتقادهای سازنده شما در تکمیل و ارتقاء این نشریه خواهیم بود. ◄مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات (حوزه‌های علمیه) ➡️ @shobahat_mag
AUD-20220827-WA0003.mp3
4.2M
⭕️درباره علوم غریبه و جنیان و ...سوال زیاد می شود⁉️ پاسخ را از آیت الله مفیدی یزدی بشنوید . کلامی کوتاه اما دقیق. @basaer_l
حال و هوای تشییع پیکر مطهر امام هادی علیه السلام... ◾️ گریبان دریدن امام‌حسن عسکری "علیه‌السلام" در عزای پدر بزرگوارش... وقتی که خبر شهادت امام هادی علیه السلام به گوش معتمد عباسی رسید امر کرد که اهل سامرا با سواره هایشان پی جنازه ی امام علیه السلام بروند و ایشان را تا دم قصر خودش بیاورند تا بر جنازه ی مطهر امام علیه السلام نماز بخواند. شیعیان نیز جمع شدند و برخی از علمای شیعه به یکدیگر می‌گفتند: امروز فضیلت و برتری حسن بن علی عسکری علیه السلام بر برادرش جعفر (همان برادری که بعدا معروف به جعفر کذاب شد)بر ما مشخص شد؛ می‌بینیم که هردوی آن ها همراه جنازه ی پدرشان بیرون آمدند و خَرَجَ أَبُو مُحَمَّدٍ حَافِيَ اَلْقَدَمِ مَكْشُوفَ اَلرَّأْسِ مُحَلَّلَ اَلْأَزْرَارِ خَلْفَ اَلنَّعْشِ مَشْقُوقَ اَلْجَيْبِ مُخْضَلَّ اَللِّحْيَةِ بِدُمُوعٍ عَلَى عَيْنَيْهِ ▪️ اما ابا محمد (امام حسن عسکری علیه السلام) از خانه خارج شده در حالی که پایش برهنه است، عمامه بر سر ندارد، لباسش را گشوده و گریبان دریده بود، اینقدر گریسته که محاسنش در اشک چشمانش غوطه ور است، گاهی پشت سر جنازه راه می‌رود گاهی از سمت راست و گاهی از سمت چپ آن واز جنازه پیشی نمی‌گیرد. این درحالی است که برادرش جعفر بر مرکب سوار و حاضر نشده است از آن پیاده شود، لباس بلندی به تن کرده که پایین آن بدنبالش کشیده می‌شود، عمامه به سر دارد و رویش گشاده است و از جنازه ی پدرش پیشی می‌گیرد. گمارده های معتمد و بزرگان و شیعیان وقتی حال و وضعیت امام حسن عسکری علیه السلام را دیدند کفش هارا از پای در آوردند، عمامه هارا از سر برداشتند و برخی از آن ها گریبان چاک داده و همگی آنها پا برهنه به دنبال جنازه راه افتادند و به جعفر، بخاطر غرور و تکبر و این افعال زشتش ناسزا می‌گفتند. وقتی که جنازه ی مطهر امام هادی علیه السلام به در کاخ معتمد عباسی رسید دستور داد تا جنازه را جلوی کاخ بگذارند معتمد عباسی با کفش و عمامه و لباس های آنچنانی از کاخ بیرون آمد و بر امام علیه السلام نماز خواند (این به این معنا نیست که امام حسن عسکری علیه السلام دیگر نمازی بر جنازه پدرشان نخواندند چرا که نماز بر امام معصوم را فقط باید امام اقامه کند) سپس معتمد دستور داد جنازه را به خانه ی خود امام علیه السلام بر گردانند و همانجا دفن کنند. وَ بَقِيَ اَلْإِمَامُ أَبُو مُحَمَّدٍ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ (عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ) ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ مَرْدُودَ اَلْأَبْوَابِ يُسْمَعُ مِنْ دَارِهِ اَلْقِرَاءَةُ وَ اَلتَّسْبِيحُ وَ اَلْبُكَاءُ وَ لاَ يُؤْكَلُ فِي اَلدَّارِ إِلاَّ خُبْزُ اَلْخِشْكَارِ وَ اَلْمِلْحُ وَ يُشْرَبُ اَلشَّرَابَاتُ وَ جَعْفَرٌ بِغَيْرِ هَذِهِ اَلصِّفَةِ وَ يَفْعَلُ مَا يَقْبُحُ ذِكْرُهُ مِنَ اَلْأَفْعَالِ ▪️بعد از دفن امام هادی علیه السلام، امام حسن عسکری علیه السلام سه روز درب خانه را بستند و فقط صدای قرآن و ذکر و دعا و گریه ایشان از خانه شنیده می‌شد و چیزی جز نان خشن و نمک و آب نمیخورند؛ اما جعفر حال و روز دیگری داشت و کارهایی می‌کرد که حتی ذکر آن نیز زشت است. مردم در رابطه با گریبان دریدن امام حسن عسکری علیه السلام با یکدیگر گفتگو می‌کردند تا این که در روز چهارم شهادت امام هادی علیه السلام توقیعی از جانب امام حسن عسکری علیه السلام صادر شد که: «بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ» أَمَّا بَعْدُ مَنْ شَقَّ جَيْبَهُ عَلَى اَلذُّرِّيَّةِ يَعْقُوبُ عَلَى يُوسُفَ ، حُزْناً قَالَ: «يٰا أَسَفىٰ عَلىٰ يُوسُفَ » فَإِنَّهُ قَدَّ جَيْبَهُ فَشَقَّهُ. ▪️ بسم الله الرحمن الرحیم و اما بعد؛ از کسانی که گریبان بر ذریه و عزیزان خود دریدند یعقوب بود که برای یوسف گریبان درید و می‌گفت آه و افسوس بر دوری از یوسفم. 📚 الهدایة الكبری ج۱ ص ۲۴۸ ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ ↩️ در مظلومیت اهلبیت ما همين بس که برخی از افعالشان (مثل همین گریبان دریدن در مصیبت یک امام) برای حتی برخی از شیعیانشان به تنهایی حجت نبود و امام علیه السلام برای توجیه فعل خود به ناچار می بایست نمونه هایی از افعال انبیاء را ذکر کنند تا دل مردم کمی آرام گیرد در حالی که همه انبیا به جز خاتم النبیین صلوات الله علیه و آله، ریزه خور سفره این چهارده نور مطهر بودند و طبق روایات شیعی، چون در عالمی قبل از این دنيا، از همه خلائق، در اقرار به ولایت اهلبیت علیهم السلام پیشی گرفتند ، خدای متعال نبوت را به ایشان ارزانی داشت. @maghaatel
◼️ آه... نفرین به این ظَلمه‌ای که اهلبیت ما را در پی مرکب هایشان دواندند... متوکّل در روز عید فطر سال ٢۴٧ه ق، دستور داد تا هنگام نماز عید ، بنی هاشم با پای پیاده در جلوی مرکب او حرکت کنند تا ضمن این دستور ، إمام هادی علیه السّلام را نیز مجبور به این عمل کند. از قضا إمام علیه السّلام حال مساعدی نداشتند و بر شانه یکی از موالیانشان تکیه زده و به سختی حرکت میکردند. هاشمیان از دیدن این حالت إمام علیه السّلام طاقت از دست دادند و به محضر إمام عرضه داشتند: ای مولای ما! در این عالم کسی جز شما نیست که مستجاب الدعوه باشد؛ آیا دعا نمی‌فرمایید تا خداوند شرّ او را از شما کم کند؟ إمام علیه السّلام فرمودند: فِی هَذَا الْعَالَمِ مَنْ قُلَامَةُ ظُفُرِهِ أَکْرَمُ عَلَی اللهِ مِنْ نَاقَةِ ثَمُودَ ، لَمَّا عُقِرَتِ النَّاقَةُ صَاحَ الْفَصِیلُ إِلَی اللهِ تَعَالَی فَقَالَ اللهُ سُبْحَانَهُ تَمَتَّعُوا فِی دارِکُمْ ثَلاثَةَ أَیَّامٍ ذلِکَ وَعْدٌ غَیْرُ مَکْذُوبٍ. ▪️در این عالَم کسی هست(یعنی خود امام علیه‌السلام) که ریزه های ناخن او نزد خدا محترم تر از ناقه قوم ثمود است ، وقتی ناقه کشته شد صیحه ای به سمت خدا زد و خداوند فرمود: سه روز مهلت داده میشوید و این وعده ای است که دروغ در آن نیست. بعد از این واقعه ، فرمایش إمام هادی علیه السّلام به وقوع پیوست و متوکّل پس از این هتک حرمت عظیم که به إمام هادی علیه السّلام نمود سه روز بیشتر زنده نماند و بعد از سه روز به قتل رسید و به خالدینِ در جهنم پیوست. 📚بحارالأنوار ج۵۰ ص۲۰۷. ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ ◾️آه یا حضرت هادي... چه بگوئیم و چگونه گریه کنیم بر آن امامی که نه تنها به شدت بیمار بود بلکه به نقل تاریخ: ساقَ القومُ حَرمَ رسولِ اللّه صلّى اللّه عليه و اله و سلم كَما تُساقُ الأُسارى، ▪️همانگونه که اسیران جنگی را می‌کشانند، حرم رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز همانگونه به دنبال مرکبهایشان می‌کشانند. و عليُّ بن الحسين مريضٌ، مَغلولٌ مُكبَّلٌ بالحَديد، قد نَهَكَتَه العِلّة، ▪️و حضرت علی بن الحسین علیهماالسلام را با اینکه به شدت بیمار بود، در غل و زنجیر بسته بوده‌اند، به گونه‌ای که سر تا پایش در آهن بود و این حالت او را از پای انداخته بود... 📚مثیر الاحزان ص۴۵ 📚مقتل الحسين، خوارزمی ج۲ ص۴۰ @maghaatel
♦️ گوشه‌ای از جنایات متوکل ملعون، مسخره کردن امیرالمؤمنین علی علیه السلام... متوكل را نديمى بود به نام "عباده مخنث"، مردى دلقك و مسخره، او بالش را در زير لباس روى شكمش مى بست و سرش را كه طاس و بى مو بود برهنه مى كرد و پيش متوكل مى رقصيد و به حساب خودش، خودش را به شکل اميرالمومنين على(علیه السّلام) در مى‌آورد. در آن حال نوازندگان مى نواختند و با هم صدا در ميدادند كه: قد اقبل الاصلعُ البَطين، خَليفةُ المسلمين. 🔻يعنى سرطاس شكم گنده، خليفه مسلمانان آمد! و متوكل شراب مى خورد و از شدت خنده به خود مى پيچيد! همين مسخره بازى را روزى در برابر فرزندش منتصر انجام دادند. منتصر با اشاره "عباده مخنّث" را تهديد كرد. عباده از ترس خاموش گرديد كه متوكل پرسيد: چه شد؟ عباده برخاست و ماجرا را باز گفت. منتصر گفت: اى اميرالمومنين(مرادش متوکل ملعون بود)! اين سگ، تقليد كسى را درمى آورد و مردم مى خندند، در صورتى كه او پسر عموى تو و بزرگ خاندان تو و مايه فخر و مباهات تو مى باشد. اگر خودت راضی شدی گوشت پسر عمویت را بخوری راضی مباش این سگ با تو هم کاسه شود. با شنيدن این سخنان منتصر، متوكل روى به نوازندگان خود كرد و گفت: نوازندگان بنوازند و همگى بخوانند: غَارَ الْفَتَى لَا بْنِ عَمِّهِ *** رَأْسِ الْفُتِيِّ فِي حُرٍّ أُمِّهِ 🔻این پسرک برای پسر عموی خود(یعنی امیرالمؤمنین علیه‌السلام) به غیرت آمده است... این پسرک هنوز دهانش بوی شیر می‌دهد... 📚تاريخ ابن اثير، چاپ اول، مصر، ج ۷، ص ۱۸. @maghaatel
♦️ گوشه‌ای دیگر از جنایات متوکل ملعون، ناسزاگویی به حضرت صدیقه طاهره "سلام‌الله‌علیها"... ابوالمفضّل می‌گوید: إِنَّ الْمُنْتَصِرَ سَمِعَ أَبَاهُ یَشْتِمُ فَاطِمَةَ عَلَیهَاالسّلام 🔹 منتصر(پسر متوکل) شنید پدرش متوکل به حضرت زهرا علیهاالسّلام ناسزا می‌گفت. وقتی این موضوع را با مردی در میان نهاد، او گفت: قتل متوکل واجب است، ولی کسی که پدر خود را بکشد عمر طولانی نخواهد کرد. منتصر گفت: این عمل اطاعت خدا باشد، من باکی ندارم که زود از دنیا بروم! و به همین جهت با چند نفر دست به دست هم دادند و متوکل ملعون را به قتل رساندند. 📚الامالی للطوسی ص ۴۸۸ 📚بحارالانوار ج۴۵ ص۳۹۶ @maghaatel