eitaa logo
اعتقادات ، اثباتی
14 دنبال‌کننده
5.2هزار عکس
7.4هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
⁉️ آیا کسانی که مسلمان یا شیعه نیستند به جهنم می‌روند؟(کره زمین ۸ میلیارد جمعیت دارد ایا غیر ازمسلمانان، حتی دانشمندانی که مسلمان نبوده اند به جهنم میروند) پاسخ👇👇 🔵اسلام دین حقى است که مورد پذیرش و تأیید عقل سلیم بوده، و دینى آسان و در دسترس است که دست‌یافتن به حقیقت آن امرى ممکن و آسان است، و براى دست‌یافتن به این حقیقت، دو حجت «ظاهر و باطن»؛ یعنى «پیامبران و اولیاى الهى و عقل» به انسان داده شده است.[1] 🔵اسلام با پلورالیزم دینى در تضاد کلى قرار دارد؛ زیرا پلورالیزم مبتنى بر این اصل است که عقاید گوناگون مساوى هستند و مسلمان و هندو و مسیحى و یهودى و... از شأن و منزلت مساوى برخوردارند و دلیلى بر بطلان هیچ عقیده‌اى وجود ندارد؛ زیرا حقیقت دست نیافتنى است و دین هم امرى نسبى است که کاملاً مضمونى شخصى دارد و نه تنها حقیقت و محتواى آن دست‌نیافتنى است و فقط هر کس برداشت خود را از دین دارد، بلکه حقایق متعدد و راه‌هاى فراوان و درست براى وصول به نجات و رستگارى وجود دارد. ❌چنین نظرى با دین اسلام که مجموعه اصول اعتقادات و فروع عملى و شرعى و اخلاقى است، کاملاً ناسازگار است.[2] با این وجود اسلام از نوعى تکثر سخن گفته و آن تکثر در مقام عمل؛ یعنى روادارى و مدارا با کسانى است که از حقیقت اسلام دو رهستند. به عبارت دیگر، مردمى که به دین اسلام ایمان نیاورده‌اند، دو گروه‌اند: 📌گروهى که اصطلاحاً به جاهل مقصر و کافر معاند معروف‌اند؛ یعنى اسلام به آنها رسیده و آنان به حقانیت آن پى برده‌اند، اما با لجاجت و سرکشى حاضر به پذیرش حق نیستند. این‌گونه افراد کافر معاند و مستحق عذاب دوزخ‌اند؛ زیرا حق و حقیقت را شناخته و به سوء اختیار خود و با علم و عمد با آن مخالفت می‌کنند. چنین گروهى که می‌توانستند اهل نجات باشند، هر چند هم در ظاهر رفتار خوبى داشته باشد؛ چون حق را پوشانده و با حقیقت، عناد و لجاجت ورزیده‌اند راه نجات را بر خود بسته، در نتیجه جایگاه خویش را انتخاب کرده‌اند. 📌گروهى که اصطلاحاً به جاهل قاصر معروف‌اند؛ یعنى یا اسلام و پیام آن به آنها نرسیده، و یا بسیار ناقص و غیر واقعى به آنها عرضه شده است، به گونه‌ای که اسلام را در ردیف ادیان هند و چین و حداکثر یهودیت و مسیحیت می‌پندارند. 🔵روشن است که این گروه، چه در مناطق دور افتاده زمین زندگى کنند و چه در قاره اروپا و آمریکا و مهد تمدن باشند؛ چون در عدم ایمان خود مقصر نیستند، به عذاب جهنم گرفتار نمی‌شوند؛ زیرا عذاب، گرفتارى گناه‌کاران تقصیر کار است و کسانى که پیام اسلام و حقانیت آن به آنها نرسیده یا غیر واقعى رسیده است، علم به حقانیت دین اسلام ندارند و در عدم پذیرش، خود مقصر نیستند، تا گناه‌کار محسوب شوند. ❌متأسفانه چنان تبلیغات خلاف علیه اسلام زیاد است که هر گونه آزاداندیشى و حقیقت‌بینى را از بسیارى از مردم گرفته است، به گونه‌اى که نمی‌تواند حق را از باطل تشخیص دهند. واقعیت این است که علی‌رغم پیش‌رفت‌هاى سریع مادى، انسان معاصر از نظر معنویت پس‌رفته است و عامل آن نیز استکبار جهانى و رسانه‌هاى تبلیغى و هنرى آن است که با تمام قوا در صدد تغییر و تحریف حقیقت‌اند. بنابراین، مردم بسیارى حتى در مهد تمدن، از اسلام و مکتب حیات‌بخش اهل‌بیت(ع) بی‌خبر مانده‌اند و از آن بدتر، اطلاعات نادرست و غیر واقعى از اسلام به آنها داده شده، به گونه‌اى که دین رحمت و محبت و عدالت، دین خشونت و ظلم و ناعدالتى معرفى گردیده است. 🔵بنابر نظر اسلام چنین افرادى اگر در دین و آیین خود - آنچه مبتنى بر فطرت است - صادق باشند؛ مثلاً از دروغ بپرهیزند و به کارهاى خلاف انسانیت تن در ندهند، اهل نجات می‌باشند و به رحمت الهى امیدوارند. 🔵این بحث درباره دانش‌مندان موحد و خداشناس که اسلام به آنها درست معرفى نشده و اهل‌سنت که حقیقت تشییع براى آنها تبیین نشده است، نیز صادق است. ✅به طور خلاصه؛ هر کسى که حقیقت به او نرسیده باشد و او نیز در این حقیقت مقصر نباشد، مستحق دوزخ نیست؛ زیرا دوزخ جایگاه گنه‌کاران است، نه کسانى که به حقیقت نادان هستند.[3] [1]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 1، ص 25، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق. [2]. براى بحث تفصیلى درباره پلورالیزم دینى، ر. ک: فصلنامه کتاب نقد، شماره 4، پائیز 76، تحت عنوان پلورالیزم دینى و تکثرگرایى؛ گفت‌وگو با دکتر لگنهاوز ن تحت عنوان «مفهوم نبوت را خراب نکنیم»؛ مقاله «آیت الله جوادى آملى و پلورالیزم دینى»؛ نصرى، عبدالله، یقین گمشده، انتشارات سروش، مصاحبه با هادى صادقى ص 319 - 427. [3]. مطهرى، مرتضى، عدل الهى، بخش هشتم، ص 319 – 427، تهران، اسلامى؛ فصلنامه کتاب نقد، قراملکى، محمد حسن، مقاله «کافر مسلمان و مسلمان کافر». 👇🌹 https://eitaa.com/joinchat/3353018433Cb6f9c7903b
🔵دليل اين امر خاتميت پيامبر اسلام است و وقتي آخرين فرستاده الهي براي بشر آمده باشد، امكان نزول دين جديدي وجود نخواهد داشت؛ اما در مورد دلائل خاتميت پيامبر اسلام و شريعت آن حضرت مي توان از دو طريق عقلي و نقلي استفاده كرد: الف)دلايل نقلي‌ كه مي توان به آيات و روايات وارده در اين زمينه اشاره كرد: ✅1. "مَّا كَان‌َ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُم‌ْ وَ لَـَكِن رَّسُول‌َ اللَّه‌ِ وَ خَاتَم‌َ النَّبِيِّين‌َ وَ كَان‌َ اللَّه‌ُ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيمًا؛(1) محمّد، پدر هيچ‌يك از مردان شما نبود، ولي رسول خدا و خاتم و آخرين پيامبران است. خداوند بر هر چيز آگاه است‌." ✅2. "قُلْ أَيُّ شَيْ‏ءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّهُ شَهيدٌ بَيْني‏ وَ بَيْنَكُمْ وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغ...؛(2)(به اين كفار) بگو: چه چيزى در شهادت بزرگ تر است (تا من او را براى شما گواه بر رسالت خود بياورم؟) بگو خدا گواه بين من و شما است، و اين قرآن به من وحى شده كه شما و هر كه را كه اين قرآن به گوشش بخورد انذار كرده...". از ضمير "كم‌" كه براي مخاطبان و جملة "و من بلغ‌" كه شامل غايبان است (يعني تا قيامت‌) فهميده مي‌شود كه قرآن‌، عمومي‌، ابدي و جهاني است. ديگر وحي نازل نخواهد شد. لازمة انقطاع وحي‌، (به اين شكل‌) ختم نبوت است‌(3). البته در اين زمينه آيات ديگري وجود دارد كه براي اختصار از ذكر آن ها خودداري مي كنيم. ✅3-در بسيارى از خطبه هاى نهج البلاغه نيز خاتميت پيامبر اسلام (ص) به صراحت تاكيد شده است. حضرت در خطبه 173 مي فرمايد: "أَمِينُ وَحْيِهِ وَ خَاتَمُ رُسُلِهِ وَ بَشِيرُ رَحْمَتِهِ وَ نَذِيرُ نِقْمَتِه‏؛ امين وحى اوست و خاتم فرستادگانش، رحمت او را مژده دهنده و از كيفر او ترساننده."(4) در خصبه 1 مي فرمايد: "إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً [ص‏] رَسُولَ اللَّهِ ص لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِه‏...؛(5) تا اين كه خدا، براى وفاى به وعده خود، و كامل گردانيدن دوران نبوّت، حضرت محمّد (كه درود خدا بر او باد) را مبعوث كرد..." . در اين زمينه مي توان به خطبه معروف پيامبر اسلام (ص) نيز اشاره كرد: "أَلَا فَلْيُبَلِّغْ شَاهِدُكُمْ غَائِبَكُمْ لَا نَبِيَّ بَعْدِي؛(6) حاضران به غائبان اين سخن را برسانند كه بعد از من پيامبرى نيست". ب) در مورد دلائل عقلي بايد گفت: اصل ختم نبوت از موادي نيست كه شخص با عقل خود به آن رسيده و براي آن دليل عقلي اقامه كند. آيت الله جوادي مي فرمايد: « اصل نبوت را مي‌توان از دليل‌هاي برون ديني (دليل عقلي) و هم از دليل‌هاي درون ديني (دليل نقلي) اثبات كرد،‌ ولي در انقطاع وحي و نبوت دليل عقلي بر ضرورت انقطاع خاتميت نداريم، يعني عقل، آمدن پيامبر ديگر را محال نمي‌بيند، جز اين كه دليل‌هاي درون ديني عقل را متقاعد به پذيرش خاتميت مي‌كند، بنابراين عقل بشري به ضرورت انقطاع نبوّت و استحالة تداوم آن دست نمي‌يازد، بلكه پايان نبوّت از راه دانشي است كه اگر خداوند به پيامبر نياموخته بود، خود او نيز بر آن آگاه نبود، بنابر اين اگر پيامبر اكرم ادعاي خاتميت نكرده بود، هيچ كس از امكان دستيابي بر اين راز نبود. 🔵گرچه دليل عقلي به مفهوم دقيق كلمه بر ضرورت خاتميت وجود ندارد. اما خاتميت را از چند راه مي‌توان توجيه عقلاني كرد: الف) از راه علل فاعلي، يعني پيامبر تحت تربيت و ربوبيت حق تعالى به آخرين درجات كمال بار يافته است، چنان كه از آيات به دست مي‌آيد، بنابراين كسي كه بالاتر و برتر از او باشد، به دنيا نيامده و نمي‌آيد. او شايسته خاتميت يعني اين كمال نهايي است. ب) از راه علل قابلي؛ بهترين ميوة جهان طبيعت به نام پيامبر خاتم عرضه شده است. ابر و باد و مه و خورشيد و فلك افتخار دارند كه بهترين خلق اولين و آخرين را در دامن خود پرورده و جهان را از چنين نعمتي بهره‌مند ساخته‌اند. ج) از راه علل غايي: با آمدن پيامبر اسلام نياز بشر تأمين شده، زيرا ارادة حق از طريق وحي و قرآن و سنت و عقل كشف شده است. نياز به شريعت جديد و اعزام رسولان و انزال كتاب‌هاي آسماني نيست. » (7) در اين ميان برخي نيز راه ديگري براي اثبات عقلي اين مسئله بيان كرده و گفته اند كه پس از آمدن پيامبر اسلام(ص) دليلي براي آمدن پيامبر جديد نيست. چون حكمت آمدن پيامبران در گذشته، بعد از آمدن پيامبر اسلام منتفي شده است، زيرا تجديد نبوت ها به چند دليل بود: 🔵1 - از حكمت‌هاي بعثت پيامبر جديد، حفظ و صيانت محتواي دعوت پيامبر قبلي، از تحريف و نابودي است. اما خداوند، خود نگاهباني قرآن را از تحريف ضمانت كرده است ( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون؛ ما قرآن را نازل كرده ايم و نگهبان آن خواهيم بود و...)(8) 🔵2 - اديان گذشته كامل نبودند و مردم به پيامبر جديد نياز داشته اند تا همخوان با شرايط آنان، شريعت كامل تري را عرضه كند.
120K
⭕️ سوال ⁉️ آیا فقیر بودن در اسلام یک مزیت است چرا برخی بزرگان از ثروت اندوزی فرار می کردند؟ برای قیامت چگونه است؟ آیا یک مزیت حساب می شود؟ 👇🌹 https://eitaa.com/joinchat/3353018433Cb6f9c7903b
97984259_1528815244.mp3
5.42M
🎧 | امام هادی علیه‌السلام و جنگ روانی علیه خلیفه قدرتمند 💻 Farsi.Khamenei.ir
عَنْ أَنَس، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم شَاوَرَ حِینَ بَلَغَهُ إِقْبَالُ أَبِی سُفْیَانَ قَالَ فَتَکَلَّمَ أَبُو بَکْر فَأَعْرَضَ عَنْهُ ثُمَّ تَکَلَّمَ عُمَرُ فَأَعْرَضَ عَنْهُ فَقَامَ سَعْدُ بْنُ عُبَادَةَ فَقَالَ إِیَّانَا تُرِیدُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَوْ أَمَرْتَنَا أَنْ نُخِیضَهَا الْبَحْرَ لأَخَضْنَاهَا وَلَوْ أَمَرْتَنَا أَنْ نَضْرِبَ أَکْبَادَهَا إِلَى بَرْکِ الْغِمَادِ لَفَعَلْنَا - قَالَ - فَنَدَبَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم النَّاسَ فَانْطَلَقُوا حَتَّى نَزَلُوا بَدْرًا أنس مى‌گوید: خبر بازگشت ابوسفیان به مدینه رسید، رسول خدا (ص) با یکایک اصحاب و یارانش به گفتگو و مشورت نشست،‌ ابوبکر سخن گفت؛ اما رسول خدا از وى روى برگرداند سپس عمر سخن گفت، رسول خدا از وى نیز روى برگرداند. سعد بن عباده به پاخواست و گفت: آیا نظر و رأى ما را مى‌خواهى اى رسول خدا؟ قسم به آن که جانم در دست او است، اگر فرمانت صادر شود که آنان را در دریا غرق کنیم، چنین خواهیم کرد و اگر بگویى با غلاف شمشیر پهلوهاى آنان را نوازش دهیم، چنین خواهیم کرد. پیامبر خدا (ص) پس از این سخنان مردم را براى جنگیدن فراخواند تا آن که در سرزمین بدر فرود آمدند. صحیح مسلم، ج 5، ص 170، ح4513، کتاب الجهاد والسیر (المغازى )، باب غَزْوَةِ بَدْر، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.
هدایت شده از منهاج الولاية
تمام علومِ رسول الله صلی الله علیه و آله نزد ائمه علیهم السلام هست ♻️ مرحوم علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه در شرح رساله اعتقادات می‌فرمایند : «وَ أنَّ کُلَّ مَا عَلِمَه رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ عَلَّمَه عَلِيّاً عَلَیْهِ السَّلاَمُ، وَ کَذَا کُلُّ لَاحِقٍ یَعلَمُ جَمِيعَ عِلْمِ السَّابِق عِنْدَ إِمَامَتِه. وَ أنَّهُم لَا یَقُولُونَ بِرَأي وَ لَا إجْتِهَادٍ، بَل یَعلَمُونَ جَمِيعَ الْأحکَام مِنَ أللَّهِ تَعَالی، وَ لَا یَجهَلُونَ شَيْئاً یُسأَلُونَ عَنه، وَ یَعلَمُونَ جَمِيعَ اللُّغَاتِ، وَ جَمِيعَ أصنَافِ النَّاسِ بِالإيمَانِ وَ الْکُفرِ. وَ یَعرضُ عَلَیْهِم أعْمَالُ هذِه الأمَّةِ کُلَّ يَؤمٍ أبْرَارُها و فجَّارُها.» 🔸ترجمه : « [ لازم است معتقد باشی ] که هرچه را پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دانسته بود به حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام آموخت و همچنین هر امام بعدی به هنگام رسیدن به مقام امامت، تمام علوم امام سابق و پیشین را می‌داند و دریافت می‌کند و به ارث می برد. همچنین ائمه طاهرین علیهم السلام هرگز از پیش خود به رأی و اجتهاد خود کلامی نمی گویند؛ بلکه تمام احکام را از جانب حق تعالی می دانند. و نسبت به آن چیزی که از آن سوال می‌شوند جهل ندارند و تمام لغات و زبان ها را می‌دانند. به مومن بودن و کافر بودن تمام اصناف مردم علم دارند و هر روز اعمال این امت چه صالحان و نیکوکاران و چه فاجران و بدکاران بر ایشان عرضه می‌شود.» 📕 شرح رساله اعتقادات علامه مجلسی صفحه ۲۸۱ و ۲۸۲ @Menhajol_velayat
⁉️چرا معجزه ی پیامبران با هم فرق داشت‼️ «ابن سکیّت» از امام هادی علیه السلام پرسید: «چرا خداوند، حضرت موسی علیه‌السلام را با معجزه سحر و جادو و حضرت عیسی مسیح علیه‌السلام را با معجزه شفای مریضان، و حضرت محمّد صلی الله علیه و آله را به همراه فصاحت و بلاغت مبعوث نمود؟» امام هادی علیه السلام فرمودند: «زمانی که حضرت موسی علیه السلام مبعوث گردید، بیشتر افراد آن زمان، اهل سحر و جادو بودند و حضرت موسی به مقتضای همان زمان آمد و جادوی تمام ساحران را باطل نمود و حجّت خدا را بر مردم ثابت کرد. و در زمان حضرت عیسی علیه السلام بیشتر مردم مبتلا به امراض و ناراحتی‌های جسمی شده بودند که از درمان آنها ناتوان بودند، بنابراین حضرت عیسی، امراض صعب العلاجی را که از درمان آن ها عاجز بودند شفا داد. و زمانی که حضرت محمّد صلی الله علیه و آله مبعوث شدند، بیشتر مردم خطیب و شاعر بودند که با فصاحت و بلاغت سخن می گفتند، بنابراین رسول الله با کلامی بلیغ و فصیح، از طرف خداوند آمدند که سخنش سرآمد تمام سخن ها بود و حجّت الهی را بر تمامی آن افراد تمام نمود.» ابن سکّیت گفت: «امروز حجّت خداوند بر مردم چگونه است؟» امام هادی علیه السلام فرمودند: «امروز حجت خداوند، عقل سالمی است که به وسیله آن بتوان صداقت و یا دروغ‌گوئی و نفاق افراد را شناخت و در نتیجه از هر شخصی و هر سخنی تبعیّت نکرد.» 📚اصول کافی ، جلد ۱ ، صفحه ۲۴     ‍‍ ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎
🔴 شکایت از مشکلات مفضل می‌گوید: محضر امام صادق علیه السلام رسیدم و از مشکلات زندگی شکایت کردم. امام علیه السلام به کنیز دستور دادند کیسه ای که چهارصد درهم در آن بود، به من دادند و فرمودند: "با این پول زندگیت را سامان بده." عرض کردم: فدایت شوم! منظورم از شرح حال این بود که در حق من دعا کنی! امام صادق علیه السلام فرمودند: "بسیار خوب دعا هم می‌کنم." و در آخر فرمودند: "مفضل! از بازگو کردن شرح حال خود برای مردم پرهیز کن!" اگر چنین نکنی نزد مردم ذلیل و خوار می‌شوی. بنابراین برای دوری از ذلت، درد دلت را هرگز به کسی نگو! 📚بحار: ج ۴۷، ص ۳۴
🔻 مناظره مکتوب با ‌ پ ن: پاسخ های علیه السلام به شبهات کلامی و فقهی یحیی بن اکثم، قاضی القضات ، مناظره مکتوبی است که بین آن حضرت با یحیی بن اکثم صورت گرفته است و در حقیقت، یکی از آخرین تلاش های شکست خورده خلافت عباسی است که می خواست عظمت علمی علیهم السلام را زیر سوال برد و مرجعیت علمی آنان را مخدوش کند. نکته‌ای که وجود دارد این است که این مناظره به واسطه موسی مبرقع، برادر امام صورت گرفته و دستگاه خلافت از این کار، اهداف شومی را در نظر داشته، درصدد توطئه چینی بوده است؛ اما ملاقات موسی با برادرش امام علیهالسلام، و روشنگری‌های امام در این ملاقات، سبب ناکامی توطئه چینان می‌گردد. ‌ 💥ببینید و انتشار دهید