هدایت شده از کتابخانه علوم اسلامی تسنیم
کتاب_فرازهایی_از_تاریخ_پیامبر_اس.pdf
4.85M
📚 فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام
✏️نویسنده: آیت الله جعفر سبحانی
🇮🇷 ناشر: مشعر/ قم
⏳تاریخ نشر: ۱۳۹۱ ه.ش/ چاپ سی و یکم
📣 زبان: فارسی
📄 تعداد صفحه: ۵۳۸
🔆 توضیح: کتاب حاضر خلاصه کتاب فروغ ابدیت است که تا مدت ها جزو کتب درسی حوزه های علمیه محسوب می شد.
#️⃣ #اهل_بیت #پیامبر #تاریخ #آیت_الله_سبحانی #جعفر_سبحانی #کتابخانه_مجازی #کتابخانه_دیجیتال #کتابخانه_تسنیم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
تسنیم، بزرگترین کتابخانه علوم اسلامی در بستر ایتا
🆔 https://eitaa.com/joinchat/1207435498Ca5c37f18b3
هدایت شده از طلاب پاسخگو
❓آیا بايد از خدا بترسيم؟!
با اين كه مى دانيم خداوند رحمان و رحيم است، و نسبت به بندگان خود مهربان مى باشد، چرا در منابع اسلامى اعم از قرآن وحديث وارد شده است كه از خدا بترسيم، اصولاً ترس از خداوند دادگر ومهربان چه مفهومى دارد؟
✅پاسخ #آیت_الله_سبحانی :
مى دانيم ترس به موقع و به صورت منطقى و معقول در وجود انسان يكى از نعمتهاى الهى است، زيرا ترس يك «عامل حفاظتى» است كه انسان را در برابر بسيارى از خطرات مصون مى دارد، اگر انسان از عوامل خطر نمى ترسيد، مثلاً از درندگان، فرو ريختن سقف خانه هاى لرزان و بيمارى خطرناك نمى هراسيد، ديرى نمى پاييد كه در كام هر خطرى فرو مى رفت، و به زودى رشته زندگى او از هم مى گسست.
همين ترس است كه به انسان هشدار مى دهد كه به بدن يك جذامى بدون جهت دست نزند، به لب پرتگاه نرود، و در برابر خطرات احتمالى، به وسائل ايمنى مجهز گردد.
اگر در اين موارد و مشابه آنها، ترس از ضرر و خطر، در وجود انسان وجود نداشت، گروه زيادى بسيار زود به كام نيستى كشيده مى شدند.
البته ترس در صورتى مايه حفظ و تكامل انسان شمرده مى شود، كه منطقى وعقلايى باشد يعنى انسان از عواملى كه واقعاً خطرناك هستند بترسد ولى بطور مسلم ترسهاى بى دليل و غير منطقى كه از آن به «جبن» تعبير مى آورند مايه عقب افتادگى و وسيله شكست و ناكامى است.
ترس بى جهت آن است كه انسان، بدون دليل از موضوعى بترسد، و يا در موردى كه بايد به ميدان حوادث برود، از آن فرار كند، و در تمام صحنه هاى مختلف زندگى، جنبه و قيافه منفى به خود بگيرد، اين گونه ترس ها مسلماً مذموم و بيهوده و مايه عقب افتادگى انسان است.
اكنون برگرديم به مسأله ترس ازخدا.
قرآن مجيد در سوره «نازعات ، آيه 40ـ 41» چنين مى فرمايد:
(وَأَمّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسََ عَنِ الهَوى * فَانَّ الجَنَّةَ هِىَ الْمَأْوى)
«هر كس كه از مقام پروردگار بترسد، و خود را از هوا و هوس باز دارد، جايگاه او بهشت است».
در اين آيه به جاى ترس از خدا، ترس از مقام خدا قرار داده شده است، اكنون ببينيم مقصود از ترس از «مقام» خدا چيست؟
مقصود از آن، همان مقام عدالت و دادگرى او است، آيا عدالت خدا ترس آور و وحشتناك است؟
جواب اين سؤال روشن است، آنها كه حسابشان پاک است، از عدالت خداوند ترس ندارند; امّا آنها كه پرونده تاريكى دارند، مسلماً از عدالت او مى ترسند، زيرا اگر خداوند با بندگان بزهكار خود، بر اساس عدالت و دادگرى، رفتار كند، بايد آنان را مطابق پروندهاى سياه خود، به كيفرهاى سخت، محكوم سازد آيا يك چنين موضوعى، ترسناك و وحشتناك نيست؟ از اين بيان نتيجه مى گيريم كه مقصود از ترس خداوند; ترس از مقام عدالت ، و ترس از مقام عدالت او يعنى ترس از گناه و اعمال زشت خويشتن است، اينها است كه بايد انسان از آنها بترسد و هر كجا ترس از خدا مطرح است مقصود همين است و بس.
اميرمؤمنان (عليه السلام)در يكى از سخنان خود، به اين حقيقت اشاره مى كند و مى فرمايد:
«ولا يخافنّ إلاّ ذنبه»: «شايسته است هر فردى فقط از گناه و عمل ناشايست خود بترسد»(۱)
(۱):نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 82
📚سیمای فرزانگان، ج۱ ، ص ۲۱۵
#خداشناسی
#نقد_آقامیری
#نقد_اسلام_رحمانی
#پرسمان_اعتقادی
#پاسخ_به_شبهات
🌼 طلاب پاسخگو🔻
♦️ @Tollabe_pasokhgoo
࿐჻ᭂ⸙🍃🌸⸙჻ᭂ࿐
هدایت شده از حسام سالاری
🔺آزادى در اسلام و غرب
✍️حضرت آیت الله #سبحانی:
امروز مهم ترين مسأله اى كه انديشه ى نسل جوان و تحصيل كرده را به خود معطوف ساخته، مسأله ى آزادى عقيده و بيان است. كرامت انسان را در اين مى دانند كه انسان در گزينش هر نوع عقيده، و در نشر گسترش آن، آزاد باشد و هيچ شخص و مقامى نتواند انسان را به خاطر عقيده و انديشه اش نكوهش كند و يا از تبليغ و دعوت به آن، جلوگيرى نمايد.
اين گروه احياناً براى ساكت كردن گروه مخالف به آيه ى (لا اكراه فى الدّين) استدلال مى كنند، و مى گويند: به حكم محكوميت اكراه در گزينش دين، انسان در انتخاب هر نوع عقيده و نشر آن آزاد مى باشد.
اين نوع داورى درباره ى آزادى عقيده با فرهنگ غربى كاملا همسو است، زيرا ريشه ى آزادى در غرب، خواست و تمايلات انسان است، نه مصالح و سعادت او.
به ديگر سخن: فلسفه و پشتوانه ى آزادى در غرب، خواستن و تمنّاى دل انسان است، در اين صورت هر نوع ايجاد مانع در برابر خواسته ى دل، نوعى مبارزه با آزادى تلقّى مى گردد. ولى در عين حال، مدافعان اين نوع نگرش بايد بدانند كه پيروى از هر نوع تمنّاى دل در غرب نيز مجاز و مشروع نيست، بلكه تمام حركت ها بايد پوشش قانونى داشته باشد و در غير اين صورت نوعى «آنارشيسم» و شورش كور، به شمار مى رود.
در نظر اوّل، آزادى در غرب بسيار گسترده و چشم گير است، و مهاجرت گروه هاى مرفّه يا نيمه مرفّه از ايران اسلامى به غرب، به خاطر برخوردارى از آزادى و بهره گيرى از آن مى باشد ولى اگر دقت كنيم خواهيم ديد كه در آن جا قانونى كه آزادى ها را محدود مى سازد، ساخته و پرداخته ى توده ى مردم نيست، بلكه محصول تبليغات سرمايه داران بزرگ است كه نبض اقتصاد كشور را در دست دارند، اين گروه كه به نام«كمپانى» و «كارتل» معروفند، با تبليغات خاصى، افكار عمومى را به سوى آن چه كه مى خواهند هدايت مى كنند، و مردم خواسته و ناخواسته، به نخبه هايى رأى مى دهند كه مجريان منويات سرمايه داران باشند.
شيوه ى تبليغات در غرب به هنگام انتخاب رئيس جمهور، يا مقامات ديگر، آن چنان هيجان انگيز، و شورآفرين است كه رأى به فلان نخبه يا نماينده را در مغز طرف كاشته و او را ناخواسته به سوى صندوق رأى سوق مى دهد.
♨️تفاوت هاى جوهرى دو نوع آزادى
امروز جهان غرب پرچم آزادى را به دست گرفته و جنگ ها و نبردهاى بسيارى را به عنوان جنگ آزادى بخش، آغاز مى كند، حتى اشغال و جنگ عراق نيز به بهانه يافتن سلاح هاى كشتار جمعى صورت گرفت، تا مبادا روزى ديكتاتور عراق كه روزى دست نشانده ى خود آن ها بود، دست از پا خطا كند، حيات و زندگى ملت ها را به خطر افكند.
اسلام نيز قرن ها پيش منادى آزادى بوده و هدف از اعزام نبى خاتم(صلى الله عليه وآله)، رهايى ملت ها از غل و زنجيرى بود كه به دست و پاى آن ها بسته شده بود.
(و يضع عنهم اصرهم و الاغلال التى كانت عليهم) اعراف 157
«پيامبر) بارهاى سنگين و زنجيرهايى را كه بر آن ها بود، بر مى دارد».
ولى در عين حال ميان آزادى در غرب و اسلام تفاوت هايى وجود دارد كه به آن ها اشاره مى كنيم:
🔹1. آزادى در غرب فقط يك شرط دارد
آزادى فرد در غرب مشروط بر اين است كه مزاحم ديگران نباشد و از آنان سلب آزادى نكند.
و به ديگر سخن: آزادى در غرب از طريق قانون محدود مى گردد، و سر و كار قانون با امور اجتماعى و روابط افراد با يكديگر و مجموع با دولت است، در اين صورت آزادى افراد، تا آن جا محترم است كه با مصالح جامعه در تضاد نباشد در غير اين صورت هر چه مى خواهد بينديشد و بگويد و انجام دهد.
🔸2. آزادى در اسلام دو شرط دارد
آزادى در اسلام علاوه بر اصل گذشته، شرط دومى دارد و آن اين كه: بايد بر سعادت فرد، لطمه اى وارد نسازد، اين جا است كه ازادى در عقيده و انديشه و فعل و رفتار از محدوديت بيشترى برخوردار مى گردد. بت پرستى و خضوع انسان والامقام، در برابر سنگ و گل، گاو و مار، اهريمن و شيطان، چون با سعادت او در تضاد است طبعاً نمى تواند مجاز و قانونى باشد.
ميگسارى، و قمار بازى، مصرف انواع مخدّرات، ضربه شديدى بر رستگارى او وارد مى سازد، از اين جهت ممنوع است، در حالى كه در غرب، هيچ نوع محدوديتى در برابر اين نوع عقيده و انديشه ها، يا اعمال و رفتارها وجود ندارد.
🔹3. آزادى در غرب نفى تكليف است...
🌐مطالعه ادامه از کتاب
📚مسائل جدید کلامی ص۲۱۶👉
#مراجع_علما
#آیت_الله_سبحانی
#آزادی
🆔 @asi110132
برای نشر معارف اسلامی به ما بپیوندید 👆👆
هدایت شده از طلاب پاسخگو
❓سؤال: روايتى وارد شده بر اين كه كسى كه [حضرت امیرالمومنین] على را دوست داشته باشد داخل بهشت مى شود، اين دوستى به چه معناست؟
✍پاسخ حضرت #آیت_الله_سبحانی:
بسمه تعالى: اين حب، حب واقعى است كه بايد با عمل توأم باشد; چنان كه خداوند مى فرمايد: (قُلْ إِنِ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّه فاتَّبِعُونى).والله العالم
منبع
کانال طلاب پاسخگو 🔻
@tollabe_pasokhgoo
هدایت شده از طلاب پاسخگو
📚 #معرفی_کتاب سقیفه ، زمینه ها، معیارها و پیامدها
✍ حضرت #آیت_الله_سبحانی
جانشينى پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) از موضوعاتى است كه انديشه عالمان اسلامى را به خود مشغول كرده و كمتر كتاب كلامى است پيرامون آن بحث و گفتگو نداشته باشد. محور سخن در كتابهاى شيعى، احاديث و سخنان پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله)در مورد خلافت اميرمؤمنان است و سعى مى شود تا تواتر و استحكام دلالت آنها بر خلافت تبيين گردد در حالى كه محور سخن در كتاب هاى متكلمان سنى، تبيين سيره صحابه و تابعان در مورد خلافت خلفا است.
مسلّماً بحث متكلمان [متخصصین علم عقاید] ، بحث زيربنايى است و از ويژگى خاصى برخوردار است ولى در كنار اين نوع كنكاش لازم است شرايط اجتماعى و سياسى هر دو نظريه نيز مورد بررسى قرار گيرد و روشن شود كه زمينه براى كدام يك از دو نظريه: «گزينش الهى، يا گزينش مردمى» مساعد بود تا موضوع به صورت جامع الاطراف مورد تحقيق قرار گيرد.
اين نوشته، به دنبال تكميل بحث هاى متكلمان است و به تبيين زمينه هاى مساعد چه از نظر اجتماعى و چه از نظر سياسى پرداخته است و خواننده به روشنى درخواهد يافت كه شرايط فقط با تنصيص الهى هماهنگ بوده است.
🌀مطالعه آنلاین کتاب👇
http://tohid.ir/fa/index/book?bookID=281
🛍مركز پخش🛍
قم ـ ميدان شهدا، مؤسسه امام صادق (عليه السلام)
☎️ 09121519271
🌐 http://www.tohid.ir
#پاسخ_به_شبهات
#اهل_سنت
#وهابیت
🔷 کانال طلاب پاسخگو 🔻
✳️ @tollabe_pasokhgoo
هدایت شده از کتابخانه علوم اسلامی تسنیم
کتاب_فرازهایی_از_تاریخ_پیامبر_اس.pdf
4.85M
📚 فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام
✏️نویسنده: آیت الله جعفر سبحانی
🇮🇷 ناشر: مشعر/ قم
⏳تاریخ نشر: ۱۳۹۱ ه.ش/ چاپ سی و یکم
📣 زبان: فارسی
📄 تعداد صفحه: ۵۳۸
🔆 توضیح: کتاب حاضر خلاصه کتاب فروغ ابدیت است که تا مدت ها جزو کتب درسی حوزه های علمیه محسوب می شد.
#️⃣ #اهل_بیت #پیامبر #تاریخ #آیت_الله_سبحانی #جعفر_سبحانی #کتابخانه_مجازی #کتابخانه_دیجیتال #کتابخانه_تسنیم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
تسنیم، بزرگترین کتابخانه علوم اسلامی در بستر ایتا
🆔 https://eitaa.com/joinchat/1207435498Ca5c37f18b3
هدایت شده از طلاب پاسخگو
❓با اين كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله هم خودش در راه راست بود و هم مسلمانان را به راه راست هدايت كرده بود، پس چرا در حال نماز مى فرمود: «اهدِنَا الصَّراطَ المُسْتَقِيمَ؛ ما را به راه راست هدايت كن! » آيا اين به اصطلاح علمى، تحصيل حاصل نيست؟
✅پاسخ :
جهان هستى با تمام پديده هاى خود-/ اعم از مادّى و معنوى-/ قابل زوال و دستخوش تغيير و تحوّل است؛ همچنان كه اصل پيدايش يك پديده در پرتو علّت و شرايط خاصّى صورت مى گيرد، همچنين استمرار و ادامه وجود آن، شرايط و مراقبت هاى خاصّى لازم دارد تا به آن لباس استمرار و بقا بپوشاند و از زوال و فناى آن جلوگيرى كند.
موضوع هدايت به راه راست نيز مشمول همين قدرت است. بقا و ادامه هدايت در فرد و يا جامعه، به مراقبتها و شرايط خاص نيازمند است و الّا ممكن است يك فرد هدايت يافته، در آينده عمر خود از جادّه مستقيم منحرف گردد و پس از هدايت، مجدّداً گمراه شود.
بنابراين، يك فرد و يك اجتماع هرچند در شرايط كنونى از نظر هدايت و عقايد در درجه عالى و ممتاز قرار بگيرد، ولى آينده او مبهم است. او بايد از وضع فعلى استفاده نمايد و رو به درگاه الهى آورده و از او جدّاً بطلبد كه اين نعمت را كه هر لحظه ممكن است دستخوش فنا و زوال گردد، در حقّ او در تمام ادوار عمر برقرار بدارد.
و اگر يك فرد هدايت يافته، بگويد: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ؛ ما را به راه راست هدايت كن! » هدف اين است كه ما را در اين راه پايدار فرما! و اين نعمت را درباره ما مستمر و دائمى گردان.
مفسّر بزرگ اسلام «طبرسى» در «مجمع البيان» مثال مى زند و مى گويد: و نظير اين گونه تعبيرات در ميان ما فراوان است؛ شما وقتى احساس مى كنيد كه مهمان عزيز شما مى خواهد كم كم دست از غذا بكشد، فوراً به او مى گوييد: ميل بفرماييد در صورتى كه او آرام آرام مشغول خوردن است، ولى منظور اين است كه اين كار را ادامه بده.
📚 کتاب پاسخ به پرسشهای مذهبی ، #آیت_الله_مکارم_شیرازی و #آیت_الله_سبحانی ، ص۴۸۲
#پرسش_و_پاسخ_از_محضر_علما
#درسهایی_از_قرآن
#اخلاق
♻️ این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید💯
🔴 @Tollabe_pasokhgoo
هدایت شده از طلاب پاسخگو
❓چرا شيعیان دستها را از بالا به پايين مى شويند؟
✅پاسخ #آیت_الله_سبحانی :
همگى مى دانيم كه وضو يكى از مقدمات نماز است. در سوره مباركه مائده مى خوانيم: «يا أَيُّهَا الّذينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيديَكُمْ إِلَى المَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الكَعْبَيْنِ». «اى افراد با ايمان هرگاه براى نماز به پا خاستيد، صورت و دست هاى خود را تا آرنج بشوييد و سر و پاها را تا كعبين (دو برآمدگى) مسح كنيد». در جمله نخست «فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيديَكُمْ إِلَى المَرافِق» لفظ «أيدى» به كار رفته كه جمع «يد» به معنى دست است و با در نظر گرفتن دو مطلب روشن مى شود كه چرا بايد دستها را از بالا به پايين شست. ۱. كلمه «يد» در زبان عربى استعمالات مختلفى دارد و گاه صرفاً به انگشتان دست، گاه به انگشتان تا مچ، گاه به انگشتان تا آرنج، و بالأخره گاه به كلّ دست از سر انگشتان تا كتف، اطلاق مى شود. ۲. مقدار واجب از شستن دست در وضو فاصله ميان مرفق تا سر انگشتان است، لذا قرآن لفظ «إِلَى المَرافِق» را به كار برده تا مقدار واجب را بيان كند. نتيجه مى گيريم: چون لفظ «يد» كاربردهاى گوناگونى دارد، كلمه «إلى» در «إِلَى المَرافِق» بيانگر مقدارى از اجزاء عضو است كه بايد شسته شود يعنى بايد دستها تا آرنج شسته شود نه كمتر و نه بيشتر و هرگز ناظر به «كيفيت» غَسل و شستوى دست (كه مثلًا از بالا به پايين صورت گيرد يا از پايين به بالا) نيست، اما كيفيت شستشو چگونه است؟ آن مربوط به عرف وعادت است و معمولًا از بالا به پايين مى شويند. فى المثل اگر پزشك دستور دهد پاى بيمار را تا زانو بشوييد، پاى وى را از بالا به پايين مى شويند، نه بالعكس يا اگر انسانى به رنگ كارى بگويد اين اتاق را تا سقف رنگ كن، هيچ گاه از پايين ديوار آغاز نمى كند، بلكه از بالا شروع كرده تا به پايين برسد. از اين رو، شيعه اماميه معتقد است كه در هنگام وضو، صورت و دستها را بايستى از بالا به پايين شست و خلاف آن را صحيح نمى داند. زيرا كلمه «تا» در زبان فارسى، و يا «إلى» در زبان عربى، در اين موارد، ناظر به بيان مقدار محل عمل است نه كيفيت انجام آن. گذشته از اين، سيره ائمه اهل بيت، كه عِدل قرآنند، بيانگر كيفيت شستن است و آنان[اهلبیت ع] دستها را از بالا به پايين مى شستند.
📚راهنمای حقیقت ص۲۰۶
#پرسش_و_پاسخ_از_محضر_علما
#پاسخ_به_شبهات
#پرسمان_اعتقادی
#وهابیت
♻️ این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید💯
🔴 @Tollabe_pasokhgoo