eitaa logo
اعتقادات ، اثباتی
14 دنبال‌کننده
5.2هزار عکس
7.3هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از معارف اعتقادی
❌آیا امام علی علیه السلام، پس از پیروزی بر قبيله بنی قريظه ۷۰۰ یا ۹۰۰ نفر از مردان قبيله را گردن زدند⁉️ پاسخ:❎ تحلیل روایات مربوط به واقعه ی بنی قریظه نشان می دهد که این مطلب صحیح نبوده و توسط دستگاه بنی امیه جعل شده است. 🔵 در ماجرای بني‌قريظه فقط حدود 40 نفر از یهودیان جنایتکار کشته شدند و این بنی‌امیه بودند که با انگیزه‌های خاصی این آمار را به هفتصد و نهصد نفر تبدیل کردند و طبری (حدود سیصد سال بعد از حادثه)، همان روایت تحریف‌شده و اغراق‌آمیزِ عصر اموی را بدون اینکه نقدی نسبت به آن داشته باشد، در کتاب تاریخ خود بیان کرد و روایت اصلی و معتبر را نادیده گرفت. در حالی که روایت معتبر در کتاب ابن زنجویه که حدود نیم قرن پیش از طبری می‌زیسته ذکر شده بود (رجوع کنید به کتاب الاموال، ابن زنجویه ص 299، روایت شماره 461) نکته ی قابل توجه اینکه: قتل چهل نفری که در این نبرد اتفاق افتاد، توسط چندین نفر بوده و همگی به دست مولا علی علیه السلام کشته نشدند. جرم و جنایت سنگین این افراد، خنجر کشی های متعدد از پشت سر به مسلمین بوده و در مرحله آخر در جنگ احزاب نیز از پشت به قلعه محل استقرار زنان و کودکان حمله کردند ولی موفق نشدند و خود گرفتار آمدند. قرآن کریم با اشاره ی به این خیانت می فرماید: "إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ ..." "هنگامی که (دشمنان) از بالا و پایینِ شما (جلو و پشتِ شهر مدینه) آمدند ..."(سوره احزاب؛ آیه 10) ماجرای هجوم یهود به قلعه محل پناه گرفتن زنان و کودکان نیز در کتاب المغازی از واقدی که حدود صدسال قبل از تاریخ طبری تالیف شده، گزارش شده است. (رجوع شود به: المغازى، واقدى؛ ج ‏2، ص: 462 ) وانگهی اعدام شدگان فقط از بنی قریظه نبودند بلکه شماری از آن چهل نفر، از قبیله بنی‌نضیر بودند که قبلا نیز درگیریهایی داشتند و پیامبر اکرم، با رأفت اسلامی با آنها رفتار کرده بودند اما این بار با همدستی شماری از بنی‌قریظه در حساسترین شرایط جنگ احزاب، از پشت به مسلمانان خنجر زده، به قلعه محل پناه گرفتن زنان و کودکان حمله کرده بودند. یاد آوری این مطلب ضروری است که: حکم اعدام سران بنی‌نضیر و همدستانشان از بنی‌قریظه را شخص پیامبر اکرم یا امام علی علیهما السلام صادر نکردند بلکه قاضی مورد قبول طرفین به نام "سعد بن معاذ" چنین حکمی را صادر و پیامبر اسلام، آن را عادلانه دانستند. 👇🌺 https://eitaa.com/joinchat/3353018433Cb6f9c7903b
هدایت شده از معارف اعتقادی
 ⁉️⁉️ چرا امام مهدی (عج) خود را امان اهل زمین نامیده اند؟؟؟ . 🔵امام صادق (ع) می فرمایند: «لولا الحجه لساخت الارض باهلها» «اگر حجت خدا نبود، مسلما زمین، ساکنانش را فرو می‌برد.» غیبت نعمانی، بخش روایات درباره لزوم حجه در زمین ص ۱۵۵ 🔵خداوند در آیه ۳۳ سوره انفال می فرماید: وَ ما کانَ اَللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ «ای پیامبر! تا زمانی که تو در میان امت هستی خداوند آنان را عذاب نمی‌کند.» 🔵در غایه المرام به نقل از مسند احمد بن حنبل به سند خود از علی علیه السلام آورده که فرمود : رسول اللَّه(ص) فرمود: ستارگان برای اهل آسمان امان هستند که اگر ستارگان از بین بروند آنها هم از بین می روند، و خاندان من برای اهل زمین امان هستند، پس اگر اهل بیت من بروند اهل زمین هم می روند. مکیال المکارم فی فوائد دعا للقائم، ج ۱، ص ۱۷۳ به نقل ازبحار ج ۴۴ ص ۲۸۲ 🔵محمد بن یعقوب به سند خود از وشاء نقل کرده که گفت: از امام رضا(ع) پرسیدم: آیا زمین بی امام می ماند؟ فرمود: نه، عرض کردم: به ما روایت رسیده است که آن بدون امام نمی ماند مگر آنکه خدای عز و جل بر بندگانش خشم کند؟ فرمود: نمی ماند وهنگامیکه بی امام باشد فرو می رود. غیبت نعمانی، بخش روایات درباره لزوم حجه، ص ۱۵۶ مترجم کتاب الغیبه در ذیل حدیث فوق آورده «اگر فرض شود که روزی حجت از میان مردم برداشته شود معنایش برداشتن تکلیف از مردم است و معنای برداشته شدن تکلیف آن ست که خداوند انقراض نسل بشر را اراده کرده است واین توجیه، اگر چه از نظر عامه مردم قابل قبول است ولی با شناختی عمیقترمی توان گفت که مقصود آن است که به یمن وجود امام و ولیّ کامل است که مردم روی زمین از نعمت حیات و دیگر نعمت های الهی بهره مند می شوند و مَثَل اولیاء خدا در میان مردم مثل گلهای بوستان است که هزاران بوته گیاه به برکت آنها آبیاری می شوند و همچون کوههای با عظمت اند که موجب استقرار زمین هستند و جعلنا الجبال اوتادا» غیبت نعمانی، توضیح مترجم ص ۱۵۶ 👇🌺 https://eitaa.com/joinchat/3353018433Cb6f9c7903b
هدایت شده از معارف اعتقادی
سؤال ⁉️آيا چشم زدن واقعيت دارد؟ پاسخ:👇👇 در سوره قلم آيه ۵۱ مى خوانيم: «وان يكاد الذين كفروا ليزلقونك بابصارهم لمّا سمعوا الذكر... » (نزديك است كافران هنگاميكه آيات قرآن را مى شنوند تو را با چشم خود هلاك كنند) با توجه به آيه شريفه اين سؤال مطرح مى شود كه آيا مسئله چشم زدن واقعيت دارد بسيارى از مردم معتقدند در بعضى از چشمها اثر مخصوصى است كه وقتى از روى اعجاب به چيزى بنگرند ممكن است آن را از بين ببرد، يادرهم بشكند، و اگر انسان است بيمار يا ديوانه كند . 📌اين مسأله از نظر عقلى امر محالى نيست، چه اينكه بسيارى از دانشمندان امروز معتقدند در بعضى از چشمها نيروى مغناطيسى خاصى نهفته شده كه كارائى زيادى دارد، حتى با تمرين و ممارست مى توان آن را پرورش داد، خواب مغناطيسى از طريق همين نيروى مغناطيسى چشمها است. 📌در دنيائى كه «اشعه ليزر» كه شعاعى است نامرئى مى تواند كارى كند كه از هيچ سلاح مخربى ساخته نيست پذيرش وجود نيروئى در بعضى از چشمها كه از طريق امواج مخصوص در طرف مقابل اثر بگذارد چيز عجيبى نخواهد بود. 📌بسيارى نقل مى كنند كه با چشم خود افرادى را ديده اند كه داراى اين نيروى مرموز چشم بوده اند، و افراد يا حيوانات يا اشيائى را از طريق چشم زدن از كار انداخته اند. لذا نه تنها نبايد اصرارى در انكار اين امور داشت بلكه بايد امكان وجود آن را از نظر عقل و علم پذيرفت. 📌در روايات اسلامى نيزتعبيرات مختلفى ديده مى شود كه وجود چنين امرى را اجمالا تأييد مى كند. در حديثى مى خوانيم كه «اسماء بنت عميس» خدمت پيامبر (صلى الله عليه وآله) عرض كرد: گاه به فرزندان جعفر چشم مى زنند، آيا «رقيه»اى براى آنها بگيرم (منظور از «رقيه» دعاهائى است كه مى نويسند و افراد براى جلوگيرى از چشم زخم با خود نگهميدارند و آن را تعويذ نيز مى گويند). 🔵پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمود: نعم، فلو كان شىء يسبق القدر لسبقه العين «آرى، مانعى ندارد، اگر چيزى مى توانست بر قضا و قدر پيشى گيرد چشم زدن بود»! (۱). 🔵و در حديث ديگرى آمده است كه اميرمؤمنان (عليه السلام) فرمود: پيامبر (صلى الله عليه وآله) براى امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) «رقيه» گرفت، و اين دعا را خوانده اعيذكما بكلمات التامة و اسماء الله الحسنى كلها عامة، من شر السامة و الهامة، و من شر كل عين لامة، و من شر حاسد اذا حسد: «شما را به تمام كلمات و اسماء حسناى خداوند از شر مرگ و حيوانات موذى، و هر چشم بد، و حسود آنگاه كه حسد ورزد مى سپارم، سپس پيامبر (صلى الله عليه وآله) نگاهى به ما كرد و فرمود: «اينچنين حضرت ابراهيم براى اسماعيل و اسحاق تعويذ نمود» (۲). 🔵در نهج البلاغه نيز آمده است العين حق و الرقى حق: «چشم زخم حق است و توسل به دعا براى دفع آن نيز حق است» (۳) (۴) پي نوشتها ۱ «مجمع البيان» جلد ۱۰ صفحه ۳۴۱. ۲ «نورالثقلين» جلد ۵ صفحه ۴۰۰. ۳ «نهج البلاغه» كلمات قصار جلمه ۴۰۰ (اين حديث در صحيح بخارى جلد ۷ صفحه ۱۷۱ باب «العين حق» نيز به اين صورت نقل شده است العين حق) در «المعجم المفهرس لالفاظ الحديث النبوى» همين معنى از منابع مختلفى نقل شده است (جلد ۴ صفحه ۴۵۱). ۴ تفسير نمونه ۲۴/۴۲۶ 👇🌺 https://eitaa.com/joinchat/3353018433Cb6f9c7903b
هدایت شده از معارف اعتقادی
قرآن کریم شرط چندهمسری را رعایت عدالت ذکر کرده و در جای دیگر رعایت عدالت را غیرممکن می‌داند. آیا می‌شود نتیجه گرفت که چندهمسری در اسلام مشروع نیست؟ پاسخ: 1️⃣نکته ی اول: ازنظر فقه اسلامى و منابع مختلف آن، در ميان شيعه و اهل تسنن مسئله تعدد زوجات با شرایط آن، جاى گفتگو و چانه زدن نيست و از ضروريات فقه اسلام محسوب مى‏شود. (1) 2️⃣نکته ی دوم: قرآن کریم به‌وضوح و روشنی، چندهمسری را تجویز کرده و می‌فرماید: «فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباع‏»؛ «بنابراين از [ديگر] زنانى كه شمارا خوش آيد دودو و سه سه و چهار چهار به همسرى بگيريد». (2) اما برای انجام این عمل، رعایت عدالت بین همسران را شرط می‌کند و می فرماید:« فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا»؛ «پس اگر مى‏ترسيد كه با آنان به عدالت رفتار نكنيد، به يك زن يا به كنيزانى كه مالك شده‏ايد [اكتفا كنيد]». (3) با در نظر گرفتن نکته بعدی مشخص می‌شود منظور از عدالت در این آیه‌ی شریفه، عدالت عملی و خارجی هست و نه عدالت قلبی. 3️⃣نکته ی سوم : قرآن کریم خطاب به کسانی که دارای چند همسر هستند و اقدام به چندهمسری نموده‌اند می‌فرماید: «وَ لَنْ تَسْتَطيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ‏»؛ «و شما هرچند حريص [بر عدالت‏] باشيد، هرگز نمى‏توانيد [ازنظر علاقه و ميل قلبى‏] ميان زن‏ها [بی كه در عقد خوددارید] عدالت ورزيد». (4) منظور در این آیه شریفه؛ عدالت در محبت قلبی است که غیرممکن بوده و این نوع عدالت را پروردگار عالم نسبت به همسران طلب نکرده‌اند و ادامه آیه شریفه این مطلب را تأیید کرده و می فرماید: « فَلا تَميلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً»؛ «پس تمايل خود را به‌طور كامل متوجه یک‌طرف ننماييد تا ديگرى را به‌صورت زنى سرگردان و بلاتكليف رها كنيد». (5) همان‌طور که مشاهده می‌فرمایید قرآن کریم در مسئله محبت به همسران، انصاف را طلب می‌کند و نه عدالت را. ⏪ نتیجه اینکه : در تعدد زوجات ، عدالت عملی (نفقه وتقسيم وقت برای رسیدگی به امور شخصی زنان)، شرط است و عدالت در محبت که امر قلبی و خارج از توان انسان است، خواسته نشده است. 📚پی‌نوشت ها: 1. تفسير نمونه، ج‏3، ص: 256 2. نساء/3 3. همان 4. نساء/129 5. همان 👇🌺 https://eitaa.com/joinchat/3353018433Cb6f9c7903b
هدایت شده از معارف اعتقادی
❓❓❓ چرا مردم نمی توانند امام و خلیفه پیامبر را برگزینند؟ ◀️پاسخ این سؤال چندان پیچیده نیست، اگر امامت را به معنی زمامداری ظاهری جامعه مسلمین بدانیم انتخاب زمامدار از طریق مراجعه به آراءِ مردم کار متداولی است.ولی اگر امامت را به معنای پیشوا و رهبر مسلمانان بدانیم بدون شک هیچ کس جز خدا و یا پیامبر (آن هم به الهام الهی) نمی تواند امام و خلیفه را تعیین کند. زیرا شرط امامت طبق این تفسیر داشتن علم وافر به تمام اصول و فروع اسلام است. علمی که از منبع آسمانی مایه بگیرد و متّکی به علم پیامبر باشد تا بتواند از شریعت اسلام حفاظت کند. ◀️شرط دیگر آن است که امام(علیه السلام) معصوم باشد یعنی از هر گونه خطا و گناه مصونیت الهی داشته باشد، تا بتواند مقام امامت و رهبری معنوی و مادی، ظاهری و باطنی امت را بر عهده گیرد، و همچنین زهد و پارسایی و تقوی و شهامتی که لازمه تصدّی این پست مهم است. 📌تشخیص این شرایط مسلماً جز به وسیله خدا و پیامبر امکان پذیر نیست، اوست که می داند روح عصمت در درون جان چه کسی پرتوافکن است، و اوست که می داند حدّ نصاب علم لازم برای احراز مقام امامت، و زهد و وارستگی و شجاعت و شهامت در چه کسی موجود است. 📌علامه مجلسی نیز با استناد به دو آیه 31- 32 سوره زخرف بر عدم صلاحیت انسان در اختیار وگزنیش امام، این گونه استدلال می‌نماید: این دو آیه، صریح در این است که قسمت و تقدیر روزی و مراتب دنیوی به دست خداست؛ پس مراتب اخروی و درجات معنوی، همانند نبوت و امامت است که آن دو، یک مقام بلند معنوی و خلافت دینی است سزاوار است که به تعیین خدا باشد و خداوند تعیین آن را به بندگان موکول ننماید. و نیز طبق این آیات، عقل بندگان از قسمت درجات دنیوی قاصر است؛ پس به طریق اولی عقل بشر از تعیین امامت که یک ریاست دنیوی و دینی است قاصر است. روی این لحاظ بشر نمی‌تواند امام را تعیین کند. و سپاس خدا را که این دو امر در این دو آیه به صورت روشن بیان شده که هیچ گونه شکی در آن نیست. (۱) ۱. بحار الانوار، ج 23، ص 67، ناشر: مؤسسة الوفاء- بیروت - لبنان 👇🌺 https://eitaa.com/joinchat/3353018433Cb6f9c7903b
 ⁉️⁉️ امام مهدی (عج) امان اهل زمین 🔵امام صادق (عليه السلام) می فرمایند: «لولا الحجه لساخت الارض باهلها» «اگر حجت خدا نبود، مسلما زمین، ساکنانش را فرو می‌برد.» غیبت نعمانی، بخش روایات درباره لزوم حجه در زمین ص ۱۵۵ 🔵خداوند در آیه ۳۳ سوره انفال می فرماید: وَ ما کانَ اَللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ «ای پیامبر! تا زمانی که تو در میان امت هستی خداوند آنان را عذاب نمی‌کند.» 🔵در غایه المرام به نقل از مسند احمد بن حنبل به سند خود از علی علیه السلام آورده که فرمود : رسول اللَّه(ص) فرمود: ستارگان برای اهل آسمان امان هستند که اگر ستارگان از بین بروند آنها هم از بین می روند، و خاندان من برای اهل زمین امان هستند، پس اگر اهل بیت من بروند اهل زمین هم می روند. مکیال المکارم فی فوائد دعا للقائم، ج ۱، ص ۱۷۳ به نقل ازبحار ج ۴۴ ص ۲۸۲ 🔵محمد بن یعقوب به سند خود از وشاء نقل کرده که گفت: از امام رضا(ع) پرسیدم: آیا زمین بی امام می ماند؟ فرمود: نه، عرض کردم: به ما روایت رسیده است که آن بدون امام نمی ماند مگر آنکه خدای عز و جل بر بندگانش خشم کند؟ فرمود: نمی ماند وهنگامیکه بی امام باشد فرو می رود. غیبت نعمانی، بخش روایات درباره لزوم حجه، ص ۱۵۶ مترجم کتاب الغیبه در ذیل حدیث فوق آورده «اگر فرض شود که روزی حجت از میان مردم برداشته شود معنایش برداشتن تکلیف از مردم است و معنای برداشته شدن تکلیف آن ست که خداوند انقراض نسل بشر را اراده کرده است واین توجیه، اگر چه از نظر عامه مردم قابل قبول است ولی با شناختی عمیقترمی توان گفت که مقصود آن است که به یمن وجود امام و ولیّ کامل است که مردم روی زمین از نعمت حیات و دیگر نعمت های الهی بهره مند می شوند و مَثَل اولیاء خدا در میان مردم مثل گلهای بوستان است که هزاران بوته گیاه به برکت آنها آبیاری می شوند و همچون کوههای با عظمت اند که موجب استقرار زمین هستند و جعلنا الجبال اوتادا» غیبت نعمانی، توضیح مترجم ص ۱۵۶
هدایت شده از معارف اعتقادی
چرا حتی یک پیامبر هم از چینی ها نداریم؟ ✍️پاسخ: 📌یکی از مشکلات رخدادهای تاریخی عدم شفافیت آن است؛مکان ظهور پیامبران از مسایل تاریخی است که ابهام دارد و قضاوت درباره آن مشکل است. اما با توجه به رهنمودهای وحیانی می گوییم:ظهور پیامبران اختصاص به منطقه خاصى ندارد . 🔹 به تصریح قرآن ظهور پیامبران اختصاص به منطقه خاصى ندارد .طبق آموزه های اسلامی همه امت ها از خود پیامبر داشته اند: « و ان من امّه الا خلا فیها نذیر، در هر امتی نذیر و هشدار دهنده ای وجود دارد». نیز:« لقد بعثنا فی کلّ أمه رسولاً أنِ اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت؛ در هر امتی پیامبری فرستادیم (تا به مردم بگویند) که خدا را بپرستید و از بت دوری کنید ». در هر حال اگر در قرآن مجید، تنها نام عدّه معدودى از پیامبران بزرگ برده شده؛ بدین معنا نیست که تعداد ایشان منحصر به همین افراد است؛ بلکه در خود قرآن تصریح شده که بسیارى از پیامبران بوده‏اند که نامى از ایشان در قرآن به میان نیامده: « و رسلاً لم نقصصهم علیک؛ پیامبرانی که داستان آن ها را برایت بازگو ننمودیم » . 🔸مضافاً برخی از روایات به نوعی موید همین مطلب است چنان که در برخی روایات از امیرالمومنین ، حضرت على علیه السلام نقل شده که خداوند پیامبرى را مبعوث کرد که سیاه پوست بوده و داستان آن به ما نرسیده است. 🔹 بنابراین نمى‏توان گفت که همه پیامبران در یک منطقه خاص ظهور نموده‏اند، بلکه طبق احادیثى که در مورد تعداد آنان رسیده ؛ یعنی124 هزار نفر، از این تعداد چند پیامبر مشخص مربوط به آسیا و خاورمیانه است، از بقیه خبری نیست ؛ در نتیجه هرچند یقینا پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت و کتاب آسمانی،به دلایل خاصی که فعلا در مقام بررسی آن نیستیم ،از شرق میانه برخاستند اما این احتمال بعید نیست که در بسیاری از مناطق جهان همانند هند، چین، آمریکا و ... نیز در گذشته های دور که امکان ارتباط وجود نداشته ،بر حسب ضرورت پیامبرانی مبعوث شدند . 🔸همچنین برخی از شواهد و قرائن تاریخی و اجتماعی بیانگر آن است که در سایر مناطق جهان نیز در گذشته های دور انبیایی مبعوث شده اند ،مثلا برخی از اقوام سرخپوست و ساکنان منطقه آمریکای جنوبی ،سنت های دینی و اذکار و اورادی نظیر عبادات سایر ادیان دارند که به احتمال قوی ناشی از تعالیم انبیایی است که در گذشته در آن مناطق زیسته اند، ولی نامی از آن ها به دست ما نرسیده است. 👇🌹 https://eitaa.com/joinchat/3353018433Cb6f9c7903b
هدایت شده از معارف اعتقادی
❓چرا اسـم ائــمه علیهــم الســــلام در قــرآن بیــــان نشــده؟ امامت مگر از اصول دین نیست؟ ✅ پاسخ: 1️⃣ اصل امامت از اصول دین است، اما دانستن اسامی همه ائمه علیهم‌السلام از اصول دین نیست. اصل امامت از مسلمات قرآن است که در آیه ابتلاء، اولی الامر، ولایت و... بیان شده است. همانند اصل نماز، زکات و... که اصل آن در قرآن آمده ولی خصوصیات آن توسط سنت نبوی بیان شده است. 2️⃣ بیان ائمه در قرآن به صورت کنایه‌ای و با ذکر اوصاف است، بیان کنایه‌ای فصیح‌تر و بلیغ‌تر از بیان صریح است. قاعده مسلم در ادبیات عرب است که 👈 الکنایة ابلغ و اصرح من التصریح👉 خصوصا در مواردی که مصادیق خارجی اوصاف، بسیار واضح و روشن باشند. 👌 مثلا در زمان ما به جای گفتن «سید علی خامنه‌ای» غالبا از القابی مثل «مقام معظم رهبری» استفاده می شود! مصادیق خارجی ائمه ۱۲ گانه 👈 خصوصا امیرالمومنین علیه‌السلام به دلیل تصریحات متعدد رسول گرامی اسلام 👉 بسیار واضح و روشن بوده لذا خداوند در قرآن با بیان کنایه‌ای و با ذکر اوصاف، ائمه را بیان و معرفی کرده است. این روش بیان برای روشن کردن شرافت و فضیلت بالای آن‌ها نیز مناسب‌تر است. 3️⃣ بیان قرآنی و بیان نبوی و اطاعت‌الله و اطاعت‌الرسول در اتمام حجت نسبت به بندگان و وجوب تبعیت (معذریت و منجزیت) هیچ تفاوتی ندارند❗️ بیان نبوی مکمل و مبین و مفسر بیان قرآنی می باشد و در سعادت و شقاوت و هدایت و گمراهی ارزشی همسنگ و برابر دارند. صدها روایت صحیح السند و متواتر در بیانات رسول گرامی اسلام وجود دارد و حجت را بر همگان تمام کرده است. 4️⃣ بیان صریح و با ذکر اسامی هیچ تضمینی برای رفع اختلاف و هدایت همگی نیست❗️مگر اسم رسول‌الله در کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان نیامده بود❓ آیا همگی هدایت یافتند❓آیا اختلاف پیدا نشد؟ آیا با معرفی طالوت برای بنی اسرائیل همگی وی را پذیرفتند⁉️ 5️⃣ جلوگیری از نسل کشی ائمه علیهم‌السلام: یکی از حکمت های ذکر کنایه‌ای و با اوصاف است، با وجود دشمنانی که در کربلا حتی به طفل شش ماهه تشنه هم رحم نکردند😭 دشمنانی که با هدف کشتن امام زمان علیه‌السلام، امام هادی و عسگری را به شدت کنترل و زندانی کردند. 6️⃣ جلوگیری از تحریف قرآن: به خاطر مطامع سیاسی🇺🇸 و اقتصادی👑 یکی از حکمت های بیان کنایه ای و با اوصاف مصادیق امامت می باشد. مطالعه در تاریخ حدیث نگاری میان مخالفان و دشمنان نشان می‌دهد که آن‌ها واضح‌ترین و مسلم‌ترین حقایق و فضائل اهل بیت علیهم‌السلام را نیز انکار و تضعیف و تحریف نموده‌اند❗️ ❇️ برای مثال حدیث منزلت را تحریف کرده‌ و به جای هارون، قارون😳 ذکر کرده‌اند، یا این‌که در صحیح بخاری واضح‌ترین روایات متواتر همانند حدیث غدیر، طیر، ثقلین و... کتمان شده است😔 🌿🌿🌿 https://eitaa.com/joinchat/3353018433Cb6f9c7903b
⭕️ سوال ❓چه کسانی به مرگ طبیعی میمیرند؟ ⚡️☑️مرگ طبیعی بر خلاف نامش مرگی است که تنها در زندگی برخی از افراد اتفاق می افتد! و اکثر مردم به" مرگ اخترامی" می میرند! ✳️مرگ اخترامی: در این حالت بدن بر اساس اختلالاتی نظیر مرض و یا تصادف و مانند آن شایستگی خود را برای همراهی با روح از دست می دهد، در این حالت، روح دیگر نمی تواند بدن را به کار گیرد. بدن معیوب می شود و نفس نمی تواند در آن بماند به همین دلیل روح از آن خارج می شود. ✳️مرگ طبیعی: اما در مرگ طبیعی روح به تکامل خود می رسد و کمالاتش به نهایت می رسد از این رو بدن دیگر نمی تواند روح را همراهی کند پس میان روح و جسم جدایی می افتد و مرگ تحقق می یابد، مثل یک میوه رسیده که با یک دست زدن از شاخه جدا می شود. ♻️در واقع بایستی مرگ به صورت طبیعی برای همگان رخ دهد امّا در اکثر موارد پیش از آنکه روح به تکامل نهایی برسد این جسم است که دیگر نمی تواند او را همراهی کند و به علت ضعف و عیب، روح و جسم از هم جدا شده و مرگ تحقق می یابد که دیگر مرگ طبیعی نیست. ▪️اجل های معلّق! در لوح محفوظ الهی میزان عمر و زمان مرگ دقیقاً مشخص شده است ولی قبل از فرا رسیدن آن اجل حتمی ،اکثر مردم در اثر اجل های معلّق می میرند! ✳️اجل معلّق : اجلی است که زمان مرگ را به تأخیر می اندازد و یا آن را جلو می اندازد. 🌺 براساس روایات معصومین (علیهم السلام) اکثر مردم در اثر گناهان و نیز ترک صله ی رحم ، اجل های معلّق را برای خودشان می آورند و به مرگ های زودتری از اجل حتمی خویش می میرند. مراقب اعمالمان باشیم تا اجل های معلّق به سراغ ما نیایند. 📚 منابع و مآخذ: پانزده گفتار- شهید مطهری،فلسفه ی ما- شهید صدر،تاریخ فلسفه- دکتر نصر عدل الهی- شهید مطهری علیه‌السلام ♻️معارف اعتقادی را با لینک زیر منتشر کنید 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3353018433Cb6f9c7903b
هدایت شده از معارف اعتقادی
⁉️🤔آیا پیاده روی اربعین پیشینه تاریخی دارد؟ ✍تأمل در تاریخ نشان می‌دهد پیاده‌روی اربعین از همان آغاز مورد تأکید بوده است. شاید بتوان نخستین نوبت از پیاده‌روی را به همان بازگشت کاروان اسراء به کربلا نسبت داد. گرچه در نقل‌ها اختلاف وجود دارد و معلوم نیست کاروان اسرا به‌هنگام خروج از شام به کربلا بازگشته‌اند، یا سال بعد از مدینه برای زیارت به کربلا شتافته‌اند؛ هرکدام که باشد به‌واسطه آن می‌توان در شأن نزول آیین اربعین اطمینان حاصل کرد. پس از آن نیز توصیه‌های مکرر از جانب اهل بیت (علیه السلام) مبنی بر زیارت امام حسین (علیه السلام) و نیز سیره متواتر علما و اهل فضل و عرفان در پیاده‌روی خود گواه این ماجراست که در طول تاریخ اشتیاق به زیارت پیاده کربلا - آن هم در روز چهلم - یک پیشینه محکم و قابل دفاع دارد. ♻️معارف اعتقادی را با لینک زیر منتشر کنید 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3353018433Cb6f9c7903b
هدایت شده از معارف اعتقادی
⁉️آیا شیطان و فرشتگان می‌توانند به افکار ما آگاهی داشته باشند؟ یا فقط خداوند به آن آگاه است؟ ✍علم به غیب ذاتاً از آن خدا است و غیر او کسی مستقلاً علم به غیب ندارد، امّا هر موجودی که خداوند به او اجازه داده باشد، می‌تواند علم غیب داشته باشد و افکار ما را بخواند. به عبارت دیگر، فقط خدا علم غیب دارد. هر گاه که بخواهد و صلاح بداند باب آن‌را براى پیامبران و فرشتگان خود می‌گشاید، و هر گاه بخواهد آن‌را بروى آنان می‌بندد و ایشان را از فهمیدن آن ممنوع می‌نماید.[1] مطمئناً برخی از فرشتگان نگهبان، به پاره‌ای از افکار ما آگاهی دارند،[2] اگرچه بر اساس برخی روایات، برخی افکار نیز از نگاه آنان مخفی بوده و تنها خدا است که آن‌را می‌داند. 🔵امام علی(ع) در مناجات با خداوند می‌گوید: «... وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَیَّ مَعَ جَوَارِحِی وَ کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیَّ مِنْ وَرَائِهِمْ وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِیَ عَنْهُم‏...»[3] و تو آن فرشتگان را شاهدانی بر من قرار دادی که (فردای قیامت) همراه با اعضا و جوارحم اقامه شهادت کنند و تو خود نیز شاهد اموری هستی که از دید آنان مخفی مانده! شیاطین نیز تا حدودی بر افکار ما احاطه دارند و به همین دلیل تلاش می‌کنند تا نیت‌های ما را در جهت شر ساماندهی کنند. مطابق آیه شریفه «وَ حِفْظاً مِنْ کُلِّ شَیْطانٍ مارِدٍ»،[4] شیاطین با شیطنتشان به بالا می‌رفتند تا کلام فرشتگان را بشنوند وقتى به زمین می‌رسیدند ادعا می‌کردند ما علم غیب می‌دانیم؛ لذا پروردگار، آسمان را از شر شیاطین محفوظ داشت و هر وقت بخواهند بالا بروند آنان را با شهاب ثاقب دفع می‌کنند.[5] [1]. نجفى خمینى، محمد جواد، تفسیر آسان، ج ‏4، ص 386، تهران، اسلامیه، چاپ اول، 1398ق. [2]. انسان هیچ سخنى را بر زبان نمى‌‏آورد، مگر این‌که همان دم، فرشته‌‏اى مراقب و آماده براى انجام مأموریت (و ضبط آن) است، ق، 18. [3]. طوسى، محمد بن الحسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ج ‏2، ص 849، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، چاپ اول، 1411ق‏.‏ [4]. صافات، 7. [5]. صافات، ۱۰، «و از شر شیطان سرکش و گمراه حفظ نموده‌‏ایم آسمان را». 👇🌸 https://eitaa.com/joinchat/3353018433Cb6f9c7903b
⁉️آیا شیطان و فرشتگان می‌توانند به افکار ما آگاهی داشته باشند؟ یا فقط خداوند به آن آگاه است؟ ✍علم به غیب ذاتاً از آن خدا است و غیر او کسی مستقلاً علم به غیب ندارد، امّا هر موجودی که خداوند به او اجازه داده باشد، می‌تواند علم غیب داشته باشد و افکار ما را بخواند. به عبارت دیگر، فقط خدا علم غیب دارد. هر گاه که بخواهد و صلاح بداند باب آن‌را براى پیامبران و فرشتگان خود می‌گشاید، و هر گاه بخواهد آن‌را بروى آنان می‌بندد و ایشان را از فهمیدن آن ممنوع می‌نماید.[1] مطمئناً برخی از فرشتگان نگهبان، به پاره‌ای از افکار ما آگاهی دارند،[2] اگرچه بر اساس برخی روایات، برخی افکار نیز از نگاه آنان مخفی بوده و تنها خدا است که آن‌را می‌داند. 🔵امام علی(ع) در مناجات با خداوند می‌گوید: «... وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَیَّ مَعَ جَوَارِحِی وَ کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیَّ مِنْ وَرَائِهِمْ وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِیَ عَنْهُم‏...»[3] و تو آن فرشتگان را شاهدانی بر من قرار دادی که (فردای قیامت) همراه با اعضا و جوارحم اقامه شهادت کنند و تو خود نیز شاهد اموری هستی که از دید آنان مخفی مانده! شیاطین نیز تا حدودی بر افکار ما احاطه دارند و به همین دلیل تلاش می‌کنند تا نیت‌های ما را در جهت شر ساماندهی کنند. مطابق آیه شریفه «وَ حِفْظاً مِنْ کُلِّ شَیْطانٍ مارِدٍ»،[4] شیاطین با شیطنتشان به بالا می‌رفتند تا کلام فرشتگان را بشنوند وقتى به زمین می‌رسیدند ادعا می‌کردند ما علم غیب می‌دانیم؛ لذا پروردگار، آسمان را از شر شیاطین محفوظ داشت و هر وقت بخواهند بالا بروند آنان را با شهاب ثاقب دفع می‌کنند.[5] [1]. نجفى خمینى، محمد جواد، تفسیر آسان، ج ‏4، ص 386، تهران، اسلامیه، چاپ اول، 1398ق. [2]. انسان هیچ سخنى را بر زبان نمى‌‏آورد، مگر این‌که همان دم، فرشته‌‏اى مراقب و آماده براى انجام مأموریت (و ضبط آن) است، ق، 18. [3]. طوسى، محمد بن الحسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ج ‏2، ص 849، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، چاپ اول، 1411ق‏.‏ [4]. صافات، 7. [5]. صافات، ۱۰، «و از شر شیطان سرکش و گمراه حفظ نموده‌‏ایم آسمان را». 👇🌸 https://eitaa.com/joinchat/3353018433Cb6f9c7903b