بر جلال و جاه #مسلم، گر کسی دانا شود
بر سپهر از پله سلم توان بالا شود
کور مادر زاد از خاک قدومش غافل است!
ورنه از این توتیا،بیناتر از بینا شود
قصه ی فردوس سازد محو از لوح خیال!
هرکه را از خاکیان کوی او ماوا شود
صدق اسلام و مسلمانی ز مسلم باز پرس
تا محقق بر تو این صورت از آن معنا شود
از کراماتش عجب نَبود اگر از حکم او
منعکس اندر طبیعت خلقت اشیا شود
یافت از قرب حسین_باحق_تقرب،آن جناب
قطره چون واصل به دریا میشود،دریا شود
از شهیدان جست سبقت در شهادت تا به حشر
کسوتِ السّابقون،بر قدِّ وی زیبا شود
داد در ذیحجّه جان،در کعبه ی کوی حسین
تا بلند از همّت وی،رتبه ی اضحی شود
هیچ مظلومی چو #مسلم،دیده ی دوران ندید!
قطعه قطعه پیکرش _از تیغ_ سر تا پا شود
تشنه لب جان داد و میدانست گویا تشنه لب
برسنان،راس عزیز سیّد بطحا شود
داشت با باد صبا این گفتگو در زیر تیغ
سوی گلزار جنان چون خواست ره پیما شود:
کای صبا! گر بگذری از ملک بطحا از وفا
با حسین برگو [که] از احوال ما جویا شود
ای پسر عمّ! آرزو بسیار در دل داشتم
بارِ دیگر دیده ام از دیدنت بینا شود
بی خبر بودم که آخر از نفاق کوفیان
وعده ی دیدار ما در محشر کبری شود
کوفیان،بیکس مرا کشتند! ترسم یاحسین
زین بتر بیداد ایشان با تو در فردا شود
الي آخر ...
«جناب صامت بروجردی»