eitaa logo
کانال مولودی وعروسی مجمع الذاکرین🌸
30.9هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.7هزار ویدیو
118 فایل
جدیدترین اشعاروسرودهادرکانال ما خوش آمدین🌹 @ewwmajmamolodi #کانال_مولودی_مجمع_الذاکرین مدیریت👇 @khadeem110 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما در روبیکا 👆
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5874969967585136656.mp3
3.75M
مداح: 💚═❅♡🦋♡❅═💚 نیمه شعبان این دلم آروم نداره نداره نداره نداره ابر بارون از هوای چشمام میباره میباره میباره میباره یا مهدی مددی وقت سروره دلامون پره شوره کوریه چشم دشمناش غم و غصه به دوره ماه که بتابه آسمون پره نوره برآورده شدن آرزوهام روز ظهوره جونتو بزاری پای دلبر پیش قدم حجت آخر باز کمه برای پور حیدر مولانا یا مهدی مولانا یا مهدی خوش به حال اون که نوکر تو بمونه بمونه بمونه بمونه مدیون لطفت دلم همیشه بمونه بمونه بمونه بمونه یا مهدی مددی عید نگاره دلامون بی قراره داره از راه میاد اون که خودِ فصل بهاره دل تو دلم نیست آخه شب شبِ یاره داره میرسه اون که هوای نوکرو داره جونتو بزاری پای دلبر پیش قدم حجت آخر باز کمه برای پور حیدر مولانا یا مهدی مولانا یا مهدی نفسِ عاشق زنده به عشقت همیشه همیشه همیشه همیشه زندگی بی عشق خدا میدونه نمیشه نمیشه نمیشه نمیشه خیل ملائک همه عاشق و شیدا دسته گل میارن پیشِ قدم یوسف زهرا جشن ولادت میگیره بی بی زهرا صدا فرشته ها بلنده از جنت الاعلی جونتو بزاری پای دلبر پیش قدم حجت آخر باز کمه برای پور حیدر مولانا یا مهدی مولانا یا مهدی @ewwmajmamolodi 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹 🌹 🎤مداح :حاج حسین سازور بعد سرما بهار می آید لطف پروردگار می آید بی قراری؟ قرار می آید به سر این انتظار می آید جام اعلاتری دهید امشب بادۀ کوثری دهید امشب مژده بر عسکری دهید امشب دلبرِ گل عذار می آید عید موعودِ نیمۀ شعبان روز مسعودِ نیمۀ شعبان برکت و جودِ نیمۀ شعبان ناجی روزگار می آید پسر نرجس، آفتاب زمین بهجت و شور هر دل غمگین آرزوی تمام صدیقین نور لیل و نهار می آید مهر جانانِ خود نگه دارید در دل، ایمان خود نگه دارید عهد و پیمان خود نگه دارید مرد باشیم، یار می آید لحظه لحظه گناه من را دید واسطه شد، خدا مرا بخشید باز چشم از معاصی ام پوشید با بدی ام کنار می آید دیده ام اشک بار می بیند همه را جز نگار می بیند مثل یعقوب، تار می بیند مرهمِ چشم تار می آید از کرامات حضرتش خجلم مِهر خود ریخت بینِ آب و گلم نخلِ خشکیده ی کویرِ دلم... ...با نگاهش به بار می آید شده قلبم به ذکر او مأنوس مُحرمش نیستم هزار افسوس خسته ام از فراق، نه مأیوس مژده بر دل، نگار می آید چهره اش انعکاسی از مادر روی دوشش عبای پیغمبر بر سر خود عمامه ی حیدر یار با اقتدار می آید هیبتش مثل هیبت زهرا وارث نور عصمت زهرا باز با یادِ غربت زهرا... ... بر دل او فشار می آید می شود دولتش به نام حسین سر دهد در جهان، پیام حسین می رسد روز انتقام حسین صاحب ذوالفقار می آید روضه با آه و ناله می خواند روضه از باغ لاله می خواند گر که از آن سه ساله می خواند چشم ما هم به کار می آید یاد عمه رقیه و حالش یاد آتش گرفتنِ بالش یاد حال کنار گودالش اشک، بی اختیار می آید شاعر : محمد جواد شیرازی @ewwmajmamolodi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹 🌹 🎤مداح :حاج محمود کریمی 🌙🌙🌙🌙🌙🌙🌙🌙🌙🌙 امشب لبالب می شود دخل همه خمارها وا می شود با جام می از تشنگان افطارها گویند کافر می شوم مست و قلندر می شوم بی پا و بی سر می شوم سر دسته ی عیارها از شوق دست افشانم و شعر جنون می خوانم و در پای دار عشق چون حلاج ها ، تمارها تسبیح و جام و مهر و می تکلیف عقل و عشق کی من خسته ام از این همه تکرار استغفار ها عهد کردم که ننوشم می و مستی نکنم به جز امشب و فردا شب و شبهای دگر از قلب قرآن و زبور انجیل و تورات و صحف موعود میاد برون از کل استفسارها از پرده گر آید برون توحید می گردد فزون بت می تراشند از قد رعنای او حجارها جای تمام فرش ها پیش قدوم یار ما می گسترانند انبیا عمامه ها دستارها آیینه ی حق منجلی در آینه روی علی تکثیر شد در آینه تا آسمان کرارها امشب که عطرآگین فضا از بوی نرگس می شود پای و سر و دست و دلم از شوق و بی حس می شود عهد کردم که ننوشم می و مستی نکنم به جز امشب و فردا شب و شبهای دگر از آب زمزم قطره ای بر رخ بزن بیدار شو از جام کوثر قطره ای بر رخ بزن هشیار شو بر لوح تقدیر دلت از عرش میاد قلم بر بندگی اصرار کن گنجینه اسرار شو از قیدها ازاد شو از اهل عشق اباد شو مستشهد بین یدیه حضرت دلدار شو هستی همه از هست او دل رابده بر دست او بردار خود را از میان بردار شو سردار شو دنیاست مملو از فتن روح بصیرت بی بدن این جسم ناسوتی بنه لاهوت را طیار شو نفس و نفس خیرات کن حب علی اثبات کن پای رکاب نائبش مقداد شو عمار شو نور اباصالح ببین می تابد امشب بر زمین با حضرت روح الامین در سامره احضار شو بر دامن مادر گلی خوابیده از نسل علی لالایی مادر ببین مادر منم بیدار شو در آسمان عصمت چشم خدای دلبری پیداست مهر مادر و برق نگاه حیدری امشب که عطرآگین فضا از بوی نرگس می شود پای و سر و دست و دلم از شوق و بی حس می شود بیت کرم بیت خدا بیت امام عسگری دست پر از خالی من محتاج لطف داوری گوید فرشته زیر لب با خویشتن یاللعجب بعد از محمد امده بار دگر پیغمبری از هوش رفته یاسمن بر روی دامان چمن افتاده یاس و نسترن بر شانه ی نیلوفری جمع کمال انبیا جمع جمال اولیا رخسار ختم الواصیا در قاب دست عسگری عالم دم از او می زند فریاد یاهو می زند خورشید سوسو می زند در پیش ماه دلبری در قاب قوسینش ببین محراب جبریل امین قد قامت ای اهل زمین سرو بلند حیدری تامن گدای او شدم حاتم گدای من شده دیوانه ام گر رو کنم بر استان دیگری امشب به پای مهد تو نور دعای عهد تو آماده کردمسینه را تا انتقام مادری پای رکاب حضرتت وقت ظهور قدرتت جبریل می ارد برای رو خودت شهپری وقت قیامت ای بنازم صور اسرفیل را خصم علی می بیند ان دم کار عزرائیل را امشب که عطرآگین فضا از بوی نرگس می شود پای و سر و دست و دلم از شوق و بی حس می شود عهد کردم که ننوشم می و مستی نکنم به جز امشب و فردا شب و شبهای دگر @ewwmajmamolodi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
به روى پر جبرئيل آرميده همانكه دلم را به مستى كشيده فرشته بيا در زمين بار ديگر ببين كودكى هاى زهرا رسيده عجب سيب سرخ قشنگى خداوند براى خود سيب سرخ آفريده گمان مى كنم اينكه مانند زهرا فداها ابوها ز بابا شنيده همانكه به پاكى بود شهره آمد به دامان خورشيدمان زهره آمد پدر، عاشق بوى پيراهنش بود و گرم طواف ضريح تنش بود ميان همه خانواده يكى هم هميشه خراب عمو گفتنش بود سحرها سرش روى دامان بابا شبى هم پدر بر روى دامنش بود شبى كه رد ريسمان هاى اين راه به جامانده بر بازو و گردنش بود همان شب كه از گريه او بى رمق شد و يك مرتبه روبرو با طبق شد سلام آنكه بى تو دلم وا نمى شد كوير زمين مثل دريا نمى شد اگركه نمى آمدى تا هميشه كسى مثل تو شكل زهرا نمى شد به غير از تو و عمه زانوى سقا براى كس ديگرى تا نمى شد تو در كربلا تشنه،بى آب بابا ولى آب هم بود بابا نمى شد چه شد در ميان بيابان بماند چه بهتر كه اين راز پنهان بماند مسيح از نگاه تو درمان گرفته به يمن تو درشهر باران گرفته براى سفر تا خدا بار ديگر نخ چادرت را سليمان گرفته نگاه شما مى برد سمت دريا كسى را كه راه بيابان گرفته تو مانند زهرا تو بانوى آبى تو هم بازى طفل ناز ربابى شبى كه بهارنگاهت خزان شد زمان وداع تو با كاروان شد زمين خوردى از ناقه،دربرهه اى كم تمام تنت پاره اى استخوان شد تو ديدى كه قران برنيزه رفته ورق در ورق خيزران خيزران شد تو ديدى كه بر نيزه مى رفت بابا و انگشترش قسمت ساربان شد خلاصه ترك خورد بغض گلويت پدر آمد اما بدون عمويت