هدایت شده از کانال مولودی وعروسی مجمع الذاکرین🌸
4_5832277112194599440.mp3
8.47M
❣﷽❣
🌸#مولودی_امام_باقر ع
🌺#آقای_اکبری
از آسمون باز خبر می آرن
فرشته ها یک قمر می آرن
از تو بهشت یک سبد ستاره
هدیه برا این پسر می آرن
دلها از غم میشه امشب آزاد
نوری از عرش توی مدینه افتاد
خورشید امشب خوابیده آروم رو دست امام سجاد
پر وا کنید ای عاشقا تا هممون بشیم مسافر
سبد سبد گل بریزید رو مقدم امام باقر
🌺مولا مولا امام باقر
تو این شب جشن عاشقونه
ملک داره با غزل می خونه
تو دلبری به خدا تو عالم
آقای ما نداره نمونه
پشت خونه پرشده زسائل
ماه هم امشب شده قرص کامل
چه رویایی گذاشته سر روی دوش
ابوالفضائل
نگاه کنید تو مدینه
سفره نذری حسینو
برا نوه ش که می چینه
ستاره های عالمینو
🌺مولا مولا یا امام باقر
آقای ما همه چی تمومه
بی عشق اون هر نفس حرومه
هرچی داریم توی دین ومذهب
از سخن باقر العلومه
توی دام یه نگاش اسیرم
در خونش تا ابد فقیرم
می خوام امشب از آقا برات کرببلا بگیرم
آقای من می دونه که عاشق بین الحرمینم
عاشق یک نماز صبح تو حرم امام حسینم
🌺مولا مولا یا امام باقر
🌸هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌸
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@ewwmajmamolodi
4_5884292421734368050.mp3
7M
یازهرا🌺:
💥سبک: #سرود
🎤مداح: #احمد_واعظی
🌸 #میلاد_امام_جواد (ع)
دوباره در سرورم یه پارچه عشق و شورم
تو شهر خورشیدم سر تا پا غرق نورم
ماه رجب ماه عنایت اومد
پسر خورشید ولایت اومد
یا جواد یا جواد یا جواد
تویی گل عالمین نور نور نور عین
منم گدای تو و تویی امیر کاظمین
درد من و دوا کن بیا به من نگاه کن
روانه از کاظمین به سوی کربلا کن
عشق همه مردم ایران تویی
نفس سلطان خراسان تویی
یا جواد یا جواد یا جواد
تو چلچراغ بیتی روح شعر کمیتی
عزیز مصر وجود جواد اهل بیتی
تویی تو جان حرم روح و روان حرم
کاشکی منم بشم از مدافعان حرم
کاشکی بشم بی تاب و بی تب تو
شهید راه عمه زینب تو
@ewwmajmamolodi
هدایت شده از کانال مولودی وعروسی مجمع الذاکرین🌸
4_5859710210775450628.mp3
4.02M
🌸 #میلاد_امام_محمد_باقر (ع)
💐گلی از باغ طاها امشب اومد
💐به عالم صد درود و رحمت اومد
👏 #سرود
👌فوق زیبا
@ewwmajmamolodi
هدایت شده از کانال مولودی وعروسی مجمع الذاکرین🌸
4_5954263297321600677.mp3
6.12M
🌸 #میلاد_امام_محمد_باقر (ع)
💐مولانا تاج رو سرم تویی
💐دلبرم تویی
🎤 #سید_رضا_نریمانی
👏 #سرود
👌فوق زیبا
@ewwmajmamolodi
AUD-20210111-WA0006.mp3
4.05M
حاج کاظم اکبرزاده
مدح حضرت زهرا سلام الله علیها
ارسالی ازکاربران
بسمالله الرحمن الرحیم
#امام_باقر_ع_ولادت
#محمدحسین_رحیمیان
▶️
رسیده ماه رجب در سرم هوای مدینه
نوشته اند دوباره مرا گدای مدینه
گرفته است بهانه دلم برای مدینه
فدای چار امام گره گشای مدینه
کبوتر دل من تا بقیع گشته مسافر
سلام مقصد پنجم ! سلام حضرت باقر
نبود این دل ما حیدری اگر تو نبودی
نبود روزی ما نوکری اگر تو نبودی
نداشت دین خدا لشکری اگر تو نبودی
نداشت جسم تشیع سری اگر تو نبودی
بزرگ و کوچک ما زیر دین راه نجاتت
غلام حیدر و زهرا شدیم با زحماتت
تویی همان که پیمبر رسانده است سلامت
تویی که درک خلایق نمی رسد به مقامت
شبیه زینب کبری حماسه داشت کلامت
شده است منبر روضه حیات بخش ز نامت
همیشه کرده حدیث تو گرم روضه ما را
نتیجه های تلاش توایم و صادقت آقا
امام پنجم عالم ، امید پنج تنی تو
بزرگ تر ز تمام تصورات منی تو
فدای عزم بلندت ، امام بت شکنی تو
خودت بگو بنویسم حسین یا حسنی تو
تویی که وارث جمع فضائل حسنینی
امام امتی و میوه دل حسنینی
همیشه مثل حسن بود عادت تو کرامت
زبانزد است در عالم همیشه جود و عطایت
بزرگواری و دارد فقیر پیش تو حرمت
و در مرام شما نیست دین به غیر محبت
تو و کرم ، تو و بخشش ، تو و عطای فراوان
همیشه لطف تو آقا شده است شامل مهمان
تویی که حاصل عمرت همه معارف دین است
به زیر پرچمت آقا کسی که سایه نشین است
به دست او رگ خواب همه زمان و زمین است
بقیع بی حرمت هم بهشت اهل یقین است
به رغم خواسته ی منکران اصل ولایت
حرم نداشتنت هم نکرد کم ز مقامت
تو یادگار شهید غروب حادثه هایی
تو در تمامی حالات ، یاد کرببلایی
ز کودکیت تو دلتنگ سیدالشهدایی
تو داغدار امام ِ مُرَمِّلٌ بِدِمایی
چهار سالگی ات را نمی بری دمی از یاد
رقیه بین خرابه جلوی چشم تو جان داد
بسمالله الرحمن الرحیم
#امام_باقر_ع_مدح_و_ولادت
#مجتبی_روشن_روان
▶️
وزیده دوباره نسیم رجب
مرا خوانده حق در حریم رجب
دلم را هوائی خوبان نمود
خدای رئوف و رحیم رجب
خدایا کمک کن که با لطف تو
شوم بهره مند از نعیم رجب
نگاهی بفرما براین روسیاه
به حق نگار کریم رجب
مناجاتی ام کن دراین ماه نور
مقیمم بفرما به درگاه نور
مرا شوق یاریست والا تبار
امامی گرامی و زهرا تبار
من از ایل مجنونم و دلشده
و او از عزیزان لیلا تبار
کریمی زنسل کریمان عشق
ومن عاشقی مست و شیدا تبار
نسب از دو سو فاطمی، حیدری
به قربان این ماه غوغا تبار
جمال جمیلش بهشت عدن
دو جد گرامش حسین و حسن
تعلق ندارد به کس خاطرم
گدای کرمخانۀ باقرم
به لطف خداوند زهرائی ام
خدا را براین موهبت شاکرم
به منصب نیازی مرا نیست... نیست
خوشم در حریم علی شاعرم
اگرچه سرودم غزلها ولی...
ز وصف علی زادگان قاصرم
قلم ازنفس ماند و یارم نشد
حریف نگاه نگارم نشد
سلام ای علوم خدا را امین
پدر خوانده ی علم، حق الیقین
اگرچه زنسل علی آمدی
محمدترینی،محمدترین
چنان فانی عشق پاکت شدم
ز سرحد مستی گذشتم ببین
مریض مریض تو عیسی مسیح
مرید مرید تو روح الامین
به قربان نازی که داری شما
وآغوش بازی که داری شما
به روی اسیرت نگارا بخند
بر این بینوا دیده ات را مبند
نگاهی... که جاهلترین نوکرت
ز دریای علمت شود بهره مند
امیر رسولان به تو داده دل
مرا هم امیرا فکندی به بند
حسن زاده ای و حسینی خصال
نگاهت قیامت... لبت کان قند
چه گردد از آن لب شه ذوالمنن
کلامی خصوصی بگوئی به من
من امشب ز چشم تو دم میزنم
به نام نگاهت قلم می زنم
رجب آمده غرق شور و طرب
شرر بر دل و جان غم می زنم
سراپای من غرق لطف شماست
دم از حُسن صاحب کرم می زنم
کدامین سحر می شود بنگرم
کنار مزارت قدم می زنم
و یا اینکه یک روز خوش بنگرم
سر قبر پاکت علم می زنم
ضریحی نداری نباشد غمت
برای تو در دل حرم می زنم
مرا عفو کن اگر دلبرا
ز اوصاف تو حرف کم می زنم
تو بالائی و ما دراین قعر خاک
الا حضرت عشق روحی فداک
دلم پر شده از ولای شما
سرم خاک پای گدای شما
چه دارم به جز اینکه آقا فقط
بگویم وجودم فدای شما
چه می شد نصیب دل ما شود
نسیمی ز فیض دعای شما
مبارک بود پیش من مرهم و...
غم و لطف زخم و شفای شما
شبم را شما نور باران کنید
مرا با نظر اهل ایمان کنید
بسمالله الرحمن الرحیم
#امام_باقر_ع_مدح_و_ولادت
#داود_رحیمی
▶️
حرفی نزن از تشنگی دریا رسیده
از بی پناهی ها مگو مأوی رسیده
پیغمبر آمد خیر نازل شد از آن پس
فیض مدام از عالم بالا رسیده
فرخنده فیضِ فرخ و فرزانه ای که
آوازه اش تا سدره و طوبی رسیده
آن مدعی کز نسل احمد حرف می زد
حالا ببیند چارمین آقا رسیده
این چارمین حیدر نصب این پنجمین دُر
از کوثر پر گوهر زهرا رسیده
داعیه داری که به علمش ناز می کرد
کارش به شاگردی این آقا رسیده
با " کعب الاحبار" و "هریره" دین نمی ماند
با " قال باقر" شیعه تا اینجا رسیده
لطفش همیشه شامل حال گداهاست
از لطف و از آقایی اش بر ما رسیده...
یا باقر العلم النبیّین یا محمّد
فرقی نداری در حقیقت با محمّد
دریای علمت تا ابد ساری و جاری
تو مثل زهرا کوثری، دنباله داری
در جهل تاریک و خزان معرفت ها
با یک بغل نور آمدی، گرم و بهاری
مثل پیمبر دست مردم را گرفتی
با تو سر راه آمده عبد فراری
وقتی تو آقای منی، در خانه ی تو
با آبروتر از گدایی هست کاری؟
از تو نوشتم دفترم شد آسمانی
یک آسمان لبریزِ حس بی قراری
از تو نوشتم یادم آمد که غریبی
افتاد از دستم قلم در یک کناری
یک دست روی سینه و دست دگر را
در پنجره های ضریحی که نداری...
از حال و روزت در بقیع آتش گرفتم
نه سایبانی، نه چراغی، نه مزاری...