تجربه من از جنگ :
سلام میخواستم تجربه خودمو بگم.. حوالی ساعت ۱۲ شب بود که صدای پدافند شنیدم تا به خودم اومدم دیدم تمام همسایه ها کنار من دارن به صحنه دفاع پدافند از ملت شریف ایران نگاه میکنن متوجه این شدم که خبری از اعضای خانواده نیست... سریع به سمت خونه رفتم ، وقتی درو باز کردم دیدم مادرم داره نماز میخونه و تمام نیرو های ایرانو دعا میکنه🙂 خیلی احساساتی شدم و کنارش چادرمو سر کردم و شروع کردم به نماز خوندن...
انسجام خودمونو از دست ندیم
ما همه باهم تا پای جان با رهبریم❤️🔥
وطنم ایران🇮🇷
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه ازدواج راه دور و بدون خوشبختی :
«پارت اول»
سلام . من ۱۲ ساله ازدواج کردم شوهرم اولش خوب بود خانواده ساده خودشم کارمند اون شهر دیگه بود ازدواج کردم و الان بعد دوتا بچه خیلی پشیمونم اجازه ادامه تحصیلات بهم نداد و تا تونست بهم ظلم کرد و اذیتم کرد منم بخاطر بچهام موندم...
«ادامه در پارت دوم»
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه ازدواج راه دور و بدون خوشبختی :
«پارت دوم(آخر)»
الان دانشجوی ارشد هستم با خون دل زندگی میکنم باهاش
تورا بخدا تا میتونید دختراتونو ب شهر دور ندین اگه مشکلی داشته باشن باید همونجا تنها بمیرن کسی ب دادشون نمیرسه.. و چندسال اول زندگی بچه نیارید تا طرفتونو بشناسید بعد اقدام کنید.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه پدر و همسر بد بودن:
سلام ممنونم از کانال خوبتون
ببخشید خیلی دلم گرفته نمیدونم چکار کنم ۴۷سالمه۱۵ سال داشتم که با مردی بیست و یک ساله با اصرار پدرم ازدواج کردم خیلی عصبیه خیلی کتک خوردم الان ۲تا پسر۲۸ و۲۲ سال ویک دختر ۱۳ ساله دارم هرچند وقت یکباربهانه الکی میگیره دخترم را کتک میزنه تا در حد مرگ میرم جلو من هم میزنه. قبلا تحمل نمیکردم چند بار خواستم خودکشی کنم ولی نشده برای خترم دعا کنید توراخدا به خاطر بچه هام تحملش کردم ولی دیگه نمیتونم فقط دعا کنید.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه ازدواج با پسر خاله :
«پارت اول»
من الان ۲۵سالمه یه پسر پنج ساله دارم
نوزده سالگی ازدواج کردم
عروس خاله شدم اما چخاله ای!
من واقعا شناختی نداشتم ازشون چون رفتامد نداشتیم .. همسرم مرد بدی نیست اما خب یه سری خصوصیات بده خانواده شو ب ارث برده...اشتباهه من تو این ازدواج این بود ک من میدونستم تفاوت مون رو از خیلی جهات مثلا اونا خیلی آزاد و ما مذهبی...اونا اهل مشروب ..و اینو اصلا مادرشوهر م باهاش مشکلی نداشت..
«ادامه پارت دوم»
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه ازدواج با پسر خاله :
«پارت دوم»
هر وقت شوهرم الکل میخورد تمام شبو من گریه میکردم رفته رفته کمی بهتر شد اما یه برادر داره ک خیلی اصرار میکنه بیا توهم بخور تو همه ی مهمونیاشون این بساط هست ..اما تو خونه ی من جرات ندارن...
من خیلی میترسم از زندگیم از اینکه شوهرم نره مثل اونا بشه مثل خوره همیشه تو فکرمه البته خانوادم یه شهر دیگه هستن من تهران...
«ادامه پارت سوم»
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه ازدواج با پسر خاله :
«پارت سوم»
الآنم باردارم دعا کنید برام که همیشه خوشبخت باشم و شوهرم قبول کنه از این شهر بریم 😔❤️
شش تا برادرن و یه خواهر
فقط شوهر من و یه برادرش اهل اینکارا نیستن اما اگه شوهرم ب زنی نگاه کنه من عصبی میشم دسته خودم نیس..خودش وقتی میبینه خانمی پوشش مناسب ندارع میگه شوهرشون یا خانواده هاشون چرا غیرت ندارن اینا اینطوری میگردن..
«ادامه پارت چهارم»
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه ازدواج با پسر خاله :
«پارت چهارم(آخر)»
ولی من دوست ندارم ب کسی نگاه کنه هی میخام بهش بگم میگم ولش کن
چون قبلاً گفتم عصبی میشد
اما گفتم حتما بهش میگم
من خیلی سختی میکشم خانواده ش مزخرف ترین خانواده هستن
واقعا برام دعا کنید من از این شهر برم شوهرم راضی بشه بریم..😭
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.