eitaa logo
فادیا
75 دنبال‌کننده
360 عکس
143 ویدیو
0 فایل
مثلا فدایی شده هوم :) ؟ لینک ناشناس https://abzarek.ir/service-p/msg/4502802
مشاهده در ایتا
دانلود
یک عمر به سودای لبش سوختم و آه روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد
یک حافظ کهنه ‌، دو سه تا عطر ‌، گل سر رفت و همه ی دلخوشی‌ام یک چمدان شد
Ali YasiniAli-Yasini-Kenaretam-320.mp3
زمان: حجم: 8.5M
تو برام یه کتاب غمگینی که صد بار خوندمش شاید عوض شه آخرش . .
‌ [ یک عاشقانه‌ی کوتاه ] بغ کرده نشسته بود گوشه‌ی اتاقشو موهای بلندشو ریخته بود رو صورتش که اشکاشو نبینم . پسرم زیادی مرد بود ، حتی با وجود همین موهای بلندش که نمیذاشت کوتاهشون کنم . درست مثل ؛ بگذریم ! وقتی دید حرفی نمیزنم سرشو بلند کرد و طلبکار با همون صدای گرفته ش گفت : اون برمیگرده ، خودش گفت . سعی کردم جلوی خنده مو بگیرم ؛ خوردنی شده بود پسر کوچولوم . با احتیاط گفتم : اگه میخواست برگرده که نمی رفت . اشکاش دوباره راه گرفتن رو صورتش : خودش که نمی خواست بره ؛ به زور بردنش . تکیه مو از چارچوب در گرفتم و رفتم جلوتر و کنارش نشستم رو زمین . قیافه ی ناراحتی گرفتم به خودمو شونه بالا انداختم : به هرحال رفته ، خونه‌شونو عوض کردن ؛ بهتره فراموشش کنی . گریه‌ش شدت گرفت و با لحنی که سعی میکرد مردونه ترش کنه داد زد : نخیرم . تو که نمیدونی دوست داشتن یعنی چی : ) انگشتای تپل کوچولوشو گرفت جلوی صورتم و ادامه داد : اون دوتا دوستم داشت ، دوتا . منو حتی از بستنی و پاستیل خرسیم بیشتر دوست داشت . میخواست با من عروسی کنه ، قول داده بودم بزرگ که شدم براش از النگوهای خاله فاطمه بخرم ؛ که جیرینگ صدا بده تو دستش . تو که نمیدونی اون فقط با من بازی میکنه ؛ تازه اون روز زمین که خوردم خیلی درد داشت ، اما من گریه نکردم ، مردا که گریه نمیکنن ؛ ولی اون داشت واسه من گریه میکرد . تو که نمیدونی دوست داشتن چجوریه ؛ تو که تا حالا یه گاز از بستنیت به کسی ندادی ، آخه تو که .. به هق هق و سکسکه افتاده بود ؛ سرشو بغل گرفتم ، شروع کرد مشتای کوچیکشو ؛ حواله ی سر و سینه‌م کرد و با هق هق زار زد : فراموشش نمیکنم ، میرم دنبالشو پیداش میکنم ؛ بزرگ میشم بعد اون میشه عروسم . بهش قول دادم گمش نکنم ، بهش قول دادم نرم با فرشته بازی کنم . من . . ب . . بهش قول دادم . . من . . یاد حرفای تو افتادم ، یاد قول و قرارامون ؛ یاد همه ی خاطرات خوب و بدمون . هرچیم که من ضعیف بودمو زود کم آوردم ؛ پسرم به تو رفته ؛ حرفش حرفه . میدونه دوست داشتن یعنی چی ؛ میدونه دوتا یعنی چی . چشمامو بستمو سعی کردم به یاد بیارم صورتتو ؛ ناخودآگاه زیرلب اسمتو صدا کردم . پسر بچه‌ی آروم گرفته تو آغوشم ، با صدای خش دار و هق هق جواب داد : دیگه اسممو صدا نزن ؛ دیگه دوستت ندارم .
فادیا
۹۸
من از ۹۹ به فنا رفتم 🥲😭😂
بچه های مدرسه رفتن شمال زنگ زدم دونه دونه آمار گرفتم همچی تحت کنترل باشه🥲😂
دوزتان
دیروز برای اولین بار تولدی گرفتم که خیلی جالب بود
جالب یعنی اینکه خودمون بودیم فقط