_ فادیآ | fadia .
_
گـُفت از حال دلت گو چه برش میگذرد ؟
گفتیم متروکهای بود حـُسین آبادش کرد(:❤️🩹.
_
_
مـُحکم گره زن دل ما را به زلف خویش
اِی دستگیر در گُنه افتادهها ، حــُسـين :)
_
_
آقای ِامام حـُسِین ! .
شـُما تنها غمی هستی که
آدمیزاد ،
برای ِ
به سینـِه کشیدنِش
مـُشتاقه : )🖤.
_
_
و نفسی که
دیگر در این سینه
نمیگـُنجد ؛
بس که این
سینه پـُر از دلتـنگیست . .
_
_
و آنگاه که نـِشانی ؛
درمانگاهی را خواستند از من
نشانی حـَرمت را دادم . .
_