یکی پیام داده: دیگه آشپزیهای تلگرام رو اینجا نداریم؟
آه ممبر...
جنگ شده و ما هم رژیم رژیم رژیم
یادش بخیر دوست جونا یادش بخیر
کاش تلگرام اپ داخلی بود
چقد اون کانال برام عزیز بود، کانال هفت ساله🥲
ام حیدر🇮🇷
اجالتا این سالاد پیازچه رو داشته باشید. ترکیبات: پیازچه، سیبزمینی آبپز نگینی، مرغ، ذرت، خیارشور، شو
همیشه امام جواد ع رو یه جور دیگه دوست داشتم، حالا که تقریبا همسن ایشون شدم، خاصتر شده.
از چند روز قبل گفتم که میخوام روز شهادتشون نذری درست کنم و هر سال به شرط لیاقت تکرارش کنم.
نتیجه شد یه حلوای لطیف و بهشتی، اما ظاهرش خیلی خوب حالت نمیگرفت.. امیدوارم به چشم همسایهها خوب بیاد و اونام در حقم دعا کنن.
یکی دو ماه قبل از ۲۵ سالگی، برای آقایی که در ۲۵ سالگی شهید شد..
#آشپزی
ما زنـــــــد☫ به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگیِ ما عدم ماست
💌 *| جهادِ دقت، به وقتِ منطقه ۱۱ |*
⌝ شاید هنگامهی جهاد، گاه بر دستهای خاکی استوار باشد و گاه در شنیدنِ دقیق و عمیق یک جراحتِ سخت.
ما برای ادامهی داستان خدمت، یعنی:
● ساماندهی منازل
● و پیگیری وضعیت خانوادههای عزیز مناطق آسیبدیده،
به همراهیِ همسنگرانِ 'جزئینگر نیاز داریم. ⌞
*🔻 دو بخش اصلی برای خدمت:*
*•⊰◄بخش میدانی:* نظافت و آمادهسازی منازلِ بازسازی شده برای سکونت.
*•⊰◄بخش ارتباطات:* تماس با خانوادهها، ثبت دقیقِ جزئیات و پیگیریِ وضعیت آنها (ویژهی آدمهای صبور و ریزبین).
*🔻 شرایط و جزئیات همکاری:*
🎓 *همسنگران:* اولویت با دانشجویان دغدغهمند و ادوار باتجربه.
⏰ *ساعت حضور:* ۹ صبح الی ۱۵ (حداقل زمان_ 'البته باعشق، کمی بیشتر).
🗓️ *تعهد حضوری:* انتخابِ روزهای مشخص در هفته (نظم شما، اعتبارِ کار ماست).
•⊰◄فرض مثال: اگر روز شنبه را انتخاب کردید، هر هفته شنبهها روی حضور شما حساب میکنیم.
📍*محل استقرار:*منطقه ۱۱.
*🔻 اطلاعات مورد نیاز جهت ثبتنام:*
• تکمیل بسته و شناسه:
[ نام و نامخانوادگی | شماره تماس | کد ملی | نام دانشگاه | تعیینِ روزهای حضور (مثلاً شنبهها و دوشنبهها) ]
*اگر پرتوانی بگو یاعلی..*
🔗 [https://form.iahd.ir/f/770H3etVL]
ام حیدر🇮🇷
ما زنـــــــد☫ به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگیِ ما عدم ماست 💌 *| جهادِ دقت، به وقتِ منطقه ۱۱
چون بعضیا خواستید در جریان کارایی که میشه انجام داد باشید، پس بفرمایید✌🏼
بیاید همو ببینیم.
ام حیدر🇮🇷
امروز دوتایی رفتیم دکوریای خونهی یه خانوم ۷۰، ۸۰ ساله رو تمیز کنیم =)) بچهها که برای نظافت خونه رف
هنوز توی هتل ساکن بود، اما فاصلهی خونش تا بیت سیصد متر نمیشد، ازش پرسیدم اون لحظه کجا بوده؟
گفت روی تخت خوابیده بودم، دیدم تختم پرت شد هوا😂
میگفت متوجه نشدم چیه، وقتی دیدم از بیرون چقدر سر و صدا میاد، فهمیدم به به، دارن میزنن
خیلی بامزه بود، حسااابی تشکر کرد، برامون دعا کرد، گفت به حق امام علی و حضرت زهرا خوشبخت شید، عاقبت بخیر شید، دستتون سبک باشه و..
موقع خداحافظی هم یه کتاب کوچیک دعا بهمون داد و گفت به یاد من باشید..