#گنج_کاغذی
#فرنگیس
#نویسنده_مهناز_فتاحی
#انتشارات_سوره_مهر
این کتاب روایت خاطرات فرنگیس حیدرپور است که در یکی از روستاهای کرمانشاه در زمان جنگ زندگی می کرد.
شهرت و دلاوری او در زمان جنگ به خاطر کشتن سرباز عراقی با تبر و اسیر گرفتن عراقی دیگر است.
تندیس زنی تبر به دست در کنار پارک شیرین کرمانشاه به پاس دلاوری های این بانو است.
مقام معظم رهبری در دیدار با مردمگیلان غرب، سال ۱۳۹۰:
در شهر شما بانویی مسلمان و شجاع در مقام دفاع توانست سرباز دشمن را اسیر کند و نیرویی مهاجم را به خاک و خون بنشاند.این را نگه دارید و برای خودتان حفظ کنید.
برشی از کتاب:
همیشه میگفت:چقدر شری تو فرنگ! اصلا تو اشتباهی به دنیا آمدی باید پسر میشدی.هیچ جیزت به دخترها نرفته.دخترباید آرام باشد...
#ترجیحاً_مجرد_با_روابط_عمومی_بالا
#گنج_کاغذی
راه راه: قسم خوردن ندارد اما «ترجیحا مجرد با روابط عمومی بالا» واقعا اسم کتاب است! آخر الزمان است دیگر. شاخ و دم که ندارد. هیچ بعید نیست کتاب طنز درباره حجاب و بیحجابی هم از نشانههای ته دنیا باشد. محمدرضا شهبازی و چند نفرِ دیگر از اعضای باشگاه طنز انقلاب اسلامی جمع شدهاند دور هم و توی ۱۲۷ صفحه، حجاب این روزها را -و شاید دقیقترش را بخواهید، بیحجابی این روزها را!- متلک باران کردهاند. جالب است که انتشارات «تلاوت آرامش» که خود را ناشر تخصصی حوزه زن، حجاب، خانواده و سبک زندگی معرفی میکند این کتاب را منتشر کرده است. آخر الزمان است دیگر. شاخ و دم که ندارد.
نویسندگان جوان این کتاب، معلوم نیست پشتشان به کجا گرم بوده که این قدر خشن با حجاب گلاویز شدهاند و حتی اول مطالبشان شجره نامههایشان را هم نوشتهاند. سیزده نفری به جان حجاب رایج خیابانهای مملکت افتادهاند. با ابزارهای متنوع. یکی با نامه نگاری، یکی با بازجویی، یکی با لغت نامه، یکی با خاطره و… . بیچاره حجاب. شماره صفحهها که بالا میرود، رسواتر میشود! کتاب «ترجیحا مجرد با روابط عمومی بالا» با طنز کردن برخی تلاشهای کلیشهای برای مثلا گرامیداشت روزِ حجاب و عفاف شروع میشود و نامه نگاری بینِ “اداره تقویت و گسترش حجاب و عفاف و خانواده در جامعه” و “واحد پشتیبانی” را دست می اندازد. بعد، جلوتر انواع پوشش در گذر تاریخ معرفی میشود. واقعا انواعش با تصویر در کتاب موجود است. البته یکی از آنها شطرنجی است. بعدتر لغتنامه را دستکاری شده میبینید. مثلا جلوی برهنگی دو نقطه گذاشته و نوشتهاند: «صرفه جویی در پوشش، آلرژی به پشم و نخ، همه جا استخر پنداری».
هر چه کتاب ورق میخورد اوضاع خطرناکتر میشود. وسطهای کتاب نامه یک استاد دانشگاه به دخترش هم رو میشود: «دخترم از سه چیز بترس: دهانی که بی فکر باز است، موبایلی که رمزش باز است و مانتویی که جلویش باز است. هر سه آبروی انسان را میبرد.» عجیب است؟! حالا دو تا مثال دیگر معلوم میکند که با چه کتابی رو به رو هستید. توی بخشی از کتاب، سوالات فعالان مدنی درباره حجاب آمده است: «حکم گذاشتن عکس سیکس پک در اینستاگرام چیست؟ اگر عکس خودمان نباشد و فقط برای جذب دایرکت از آن استفاده کنیم چه؟!» جدی جدی مثل اینکه آخر الزمان است!
آخرش هم کتاب با نیازمندیها تمام میشود. مشت نمونه خروار: «فروشنده خانم در حد تشخیص دم باریک از لاستیک. هزینه رفت و آمد و لوازم آرایش با ما. دستمزد عالی + پورسانت. ابزار فروشی برادران به جز کامی شون»
اگر روی حجاب حساس هستید و دلسوزش، ترجیحا سراغ اولین کتاب طنزِ تاریخ درباره حجاب نروید. «ترجیحا مجرد با روابط عمومی بالا» ناجور به آن هجوم برده است. آخر الزمان است دیگر، شاخ و دم که ندارد. گاهی وقتها برای ترویج یک چیز باید خیلی به آن نزدیک شد و از زاویه ای دیگر آن را دید. کاری که نویسندگان این کتاب که خود از طرفداران پر و پا قرص حجاب و عفاف هستند، کردهاند.