ما باهم به سمت کامل شدن حرکت میکنیم که یک روز با رفتار غلطی که توسط خودمون پذیرفته شده به عزیزانمون آسیب نزنیم
من عاشق کانسپت "باهم ساختن - باهم از پسش بر اومدن - باهم درستشکردن" هستم. بیا فعلِ جملاتِ دوستیمونو رو اول شخص جمع بنویسیم. میسازیییم. درستش میکنیممم، از پسش بر میایییم. ییییییییم.✨
اگر از من بپرسی، بهت میگم جدیدا متنفرم از اینکه مجبورم از آدمها درس بگیرم، به همه چیز خردمندانه نگاه کنم یا سعی کنم از آسیبی که بهمزده شده درسِ اعتماد نکردن بگیرم.
[ من از اینکه روابطِ انسانیِ مورد اعتمادم به عبرت تبدیل میشن متنفرم]
نمیخوام هی بشنوم" عیبی نداره، عوضش تجربه شد. "
چرا، عیب داره. من رو ناراحت کرده. من الان تجربه نمیخواستم.
آرامش میخواستم.
فاموتیدین.
چاوشیهام رو با هرکسی نمیشنوم.
حتی خودمم هر روز گوش نمیدمشون.
میخوام بمونه. بمونه برای روزهایی که چشمهایی، چشمهایم را میخوانند.