eitaa logo
فجازی پاک برای خانواده
404 دنبال‌کننده
791 عکس
273 ویدیو
7 فایل
دغدغه هایمان را با شما به اشتراک میگذاریم ب امید داشتن فضای مجازی پاک برای فرزندانمان.. با ما در ارتباط باشید: @tahmanesh ⚠️ نقل قول فقط با ذکر منبع مجاز است.
مشاهده در ایتا
دانلود
🚌 با حل مشکل سرویس دانشگاهمان شروع کردیم ۱ روایت یک شرکت دانش‌بنیان جوان در حوزه حمل‌ونقل 💠 «اینوباس» یک سامانه رزرواسیون حمل‌ونقل اختصاصی و اشتراکی است که توسط یک استارتاپ جوان یزدی طراحی شده است. آنچه تجربیات این شرکت را خواندنی می‌کند، نه سود هنگفت یا حضور در بازارهای بزرگ یا برافراشتن نام ایران در جهان، بلکه مسیر الهام‌بخشی است که پیموده‌اند. جوانان بیست‌ساله‌ای که برای حل مشکل سرویسی که در بسیاری از مراکز و دانشگاه‌ها وجود دارد گام متفاوتی برداشتند، اکنون نه‌تنها در 25 سالگی شرکت خودشان را دارند بلکه توانسته‌اند به اثرگذاری در حوزه شهر و استان‌شان برسند. 🔸داستان تیم ما از سال 95 شروع شد: چند تا دانشجوی ورودی کامپیوتر در پردیس مهریز دانشگاه یزد بودیم. دانشگاهمان تازه‌تأسیس بود و مقداری با شهر یزد فاصله داشت. دانشگاه سه رشته داشت و در مجموع حدود 80 نفر بودیم. ساعات رفت‌وآمد هم خیلی متفاوت بود و چون تعدادمان کم بود، نمی‌شد برایمان سرویس بگذارند. شهرداری مهریز یک‌سری خط واحد داشت که می‌گفتند با همان‌ها بروید و بیایید که برای بچه‌ها سخت بود. ما یک گروه در انجمن علمی کامپیوتر بودیم و با بچه‌های بسیج هم همکاری می‌کردیم. آمدیم یک اتاق فکر راه انداختیم و ‌گفتیم بچه‌ها وقت اضافه‌ بین کلاس‌هایتان را بیایید بنشینید اینجا، فکر کنیم و صحبت کنیم و مسائل و مشکلاتمان را بریزیم روی دایره و یک‌جوری با تخصص‌هایی که داریم حلش کنیم. بچه‌ها آمدند و گفتند «آقا مشکل سرویس‌ها را حل کنیم.» 🔸می‌دانید که در بحث دانشگاهی، حتی دوتا همکلاسی یا دوتا هم‌رشته‌ای هم برنامه‌شان شبیه به همدیگر نیست؛ در دانشگاه ما تعداد کم بود و کلاس‌های یک روز هم اصلا ساعت‌هایش با هم جور نبود. آمدیم در تلگرام نظرسنجی کردیم که چه کسانی سرویس می‌خواهند این ساعت؟ ۱۰ نفر می‌گفتند ساعت ۸، ۱۰ نفر می گفتند مثلا ساعت ۹. بعد یک جورهایی می‌گفتیم آن‌هایی که ساعت ۱۰ باید بیایند، ساعت ۸ بیایند تا یک سرویس تشکیل بدهیم. با یک پیمان‌کار هم صحبت کردیم و گفتیم ما شب قبلش به شما می‌گوییم چه ساعت‌هایی سرویس تشکیل می‌شود. ترم دوم را با همین سیستم گذراندیم؛ اما نظرسنجی تلگرام هم مشکلات خودش را داشت؛ بچه‌ها می‌گفتند ما می‌آییم این ساعت و بعد نمی‌آمدند یا اینکه هر روز در نظرسنجی شرکت نمی‌کردند. گفتیم یک سایتی درست می‌کنیم که آنجا رزرو کنند و هزینه‌اش را همان اول پرداخت کنند که این مشکلات پیش نیاید. 🔸یک گروه سه-چهار نفره اصلی بودیم و برخی دوستان دیگر که کمک‌هایی می‌کردند. تازه سال اول را تمام کرده بودیم و سایت نوشتن بلد نبودیم. از آن طرف هم پولی نداشتیم که بدهیم برایمان سایت طراحی کنند. این بود که خودمان دست‌به‌کار شدیم: تقسیم کردیم یکی برود مثلا کدنویسی‌های پشت کار را یاد بگیرد، یکی برود کدنویسی‌های جلوی کار و ظاهر سایت را یاد بگیرد، یکی مثلا وسیله نقلیه را پیگیری کند. همان وقتی که شروع به طراحی سایت کردیم، ساخت دستگاه سخت‌افزاری احراز هویت را هم در برنامه داشتیم؛ ولی کار سختی بود و ما هم تخصصمان بیشتر در نرم‌افزار بود. برای همین هم به‌جای آن، آمدیم یک تبلت گرفتیم؛ تبلت را در باکس‌هایی جاگذاری کردیم و دستگاه اسکنر هم گذاشتیم کنار دستگاه که به تبلت وصل شود. بعد هم با نوشتن نرم‌افزار، احراز هویت را از طریق اسکن کدهای QR و در تبلت انجام دادیم. (مجله دانشمند، دوره فروردین ۱۴۰۱ تا خرداد ۱۴۰۳ ) 🌱خانه هنر و رسانه‌ پیشرفت @khaneh_pishraft
⚠️ پا توی کفش فرانسوی‌ها خاطراتی از تعمیرات نیروگاه‌های برق کشور در ایام جنگ به روایت پروفسور خیراله حدیدی ‌ 💎بخشی از متن: 🔸در قسمت‌های دیگر نیروگاه زرند بوردهای خیلی پیچیده‌تری را دیدم. بوردی بود که حدود دویست المان داشت و دورویه بود. در خانه‌ سازمانی که به ما داده بودند، غروب‌ها که به خانه‌بر می‌گشتم می‌نشستم و روی آن بورد کار می‌کردم. یک هفته طول کشید تا مدار یکی از این بوردها را بر روی کاغذ آوردم. از روی نمودار متوجه شدم که تغذیه‌اش کجا می‌تواند باشد. بورد مربوط به ارتعاش توربین بود تا اگر ارتعاش زیاد باشد، آلارم بدهد. قطعاتی که ایراد پیداکرده بود را از تهران تهیه و جایگزین کردم. برایش یک روش آزمون درست و با آن بورد را تست کردم. بالاخره ایراد بورد رفع شد. هر دفعه به دفتر تهران می‌رفتم همکارهای باسابقه از دستم دلخور بودند که اضافه‌کاری و حق مأموریتمان را از دستمان گرفته‌ای. عادت کرده بودند که تکنیسین فرانسوی که برای تعویض بوردها به نیروگاه می‌آمد، این‌ها هم 120 ساعت به‌عنوان ناظر اضافه‌کاری می‌زدند!   🔸در نیروگاه سرچشمه یکی از ژنراتورها مشکل پیداکرده بود. بعد از دو سه بار بررسی متوجه شدم که ایراد از یکی از بوردهای کنترل است. مشکلش زیاد هم سخت نبود. ایراد از یک IC بود. تهران را زیرورو کردم. از آن شماره پیدا نکردم. عوضش یک IC پیدا کردم که پایه‌هایش با بورد همخوانی نداشت اما کارم را راه می‌انداخت. مجبور شدم تغییراتی در اتصالات بورد بدهم و با سیم، پایه‌های IC را به بورد وصل کنم. با این کار مشکل ژنراتور حل شد و وارد مدار شد. این کار سروصدای زیادی کرد. مدیران نیروگاه‌های مختلف رفته و از نزدیک بورد دیده بودند. وقتی که بعدازاین اتفاق برای تعمیرات اساسی توربین گازی نیروگاه ری به آنجا رفته بودم، رئیس نیروگاه مرا صدا زد و پرسید: مهندس تعمیر آن بورد کار شما بود؟ گفتم: بله. گفت: می‌دانستی اگر الآن فرانسوی‌ها بودند اخراجت می‌کردند؟! گفتم: نیروگاه خوابیده و شما هیچ قطعه‌ای ندارید تا راه بیفتد. گناه که نکرده‌ام. تغییراتی داده‌ام که نیروگاه راه بیفتد. ‌ ‌ ‌ 🇮🇷 خانه هنر و رسانه پیشرفت‌ | راوی پیشرفت ایران @khaneh_pishraft
فجازی پاک برای خانواده
⚠️ پا توی کفش فرانسوی‌ها خاطراتی از تعمیرات نیروگاه‌های برق کشور در ایام جنگ به روایت پروفسور خیراله حدیدی 💎بخشی از متن: 🔸در قسمت‌های دیگر نیروگاه زرند بوردهای خیلی پیچیده‌تری را دیدم. بوردی بود که حدود دویست المان داشت و دورویه بود. در خانه‌ سازمانی که به ما داده بودند، غروب‌ها که به خانه‌بر می‌گشتم می‌نشستم و روی آن بورد کار می‌کردم. یک هفته طول کشید تا مدار یکی از این بوردها را بر روی کاغذ آوردم. از روی نمودار متوجه شدم که تغذیه‌اش کجا می‌تواند باشد. بورد مربوط به ارتعاش توربین بود تا اگر ارتعاش زیاد باشد، آلارم بدهد. قطعاتی که ایراد پیداکرده بود را از تهران تهیه و جایگزین کردم. برایش یک روش آزمون درست و با آن بورد را تست کردم. بالاخره ایراد بورد رفع شد. هر دفعه به دفتر تهران می‌رفتم همکارهای باسابقه از دستم دلخور بودند که اضافه‌کاری و حق مأموریتمان را از دستمان گرفته‌ای. عادت کرده بودند که تکنیسین فرانسوی که برای تعویض بوردها به نیروگاه می‌آمد، این‌ها هم 120 ساعت به‌عنوان ناظر اضافه‌کاری می‌زدند!   🔸در نیروگاه سرچشمه یکی از ژنراتورها مشکل پیداکرده بود. بعد از دو سه بار بررسی متوجه شدم که ایراد از یکی از بوردهای کنترل است. مشکلش زیاد هم سخت نبود. ایراد از یک IC بود. تهران را زیرورو کردم. از آن شماره پیدا نکردم. عوضش یک IC پیدا کردم که پایه‌هایش با بورد همخوانی نداشت اما کارم را راه می‌انداخت. مجبور شدم تغییراتی در اتصالات بورد بدهم و با سیم، پایه‌های IC را به بورد وصل کنم. با این کار مشکل ژنراتور حل شد و وارد مدار شد. این کار سروصدای زیادی کرد. مدیران نیروگاه‌های مختلف رفته و از نزدیک بورد دیده بودند. وقتی که بعدازاین اتفاق برای تعمیرات اساسی توربین گازی نیروگاه ری به آنجا رفته بودم، رئیس نیروگاه مرا صدا زد و پرسید: مهندس تعمیر آن بورد کار شما بود؟ گفتم: بله. گفت: می‌دانستی اگر الآن فرانسوی‌ها بودند اخراجت می‌کردند؟! گفتم: نیروگاه خوابیده و شما هیچ قطعه‌ای ندارید تا راه بیفتد. گناه که نکرده‌ام. تغییراتی داده‌ام که نیروگاه راه بیفتد. 🇮🇷 خانه هنر و رسانه پیشرفت‌ | راوی پیشرفت ایران @khaneh_pishraft