🔰 مشخصات ماهوارههای ایرانی
🔹 ماهواره سنجشی ظفر ۲:
بعد از ماهوارههای نوید، مبین و ظفر ۱ ؛ ظفر ۲ چهارمین ماهواره ساخت دانشگاه علم و صنعت است. ظفر ۲ ، مانند نسخه پیشین خود وزن 113 کیلوگرمی دارد و با ابعاد 80×80×120 سانتیمتر در دسته ماهوارههای مکعبی قرار میگیرد. ظفر ۲ با ارتقا نسبت به ظفر ۱ با محموله تصویربرداری چندطیفی میتواند تصاویر رنگی را با تفکیک 16 متری ثبت کند. این ماهواره میتواند اطلاعات خود را از طریق لینک ارتباطی باند S به ایستگاه زمینی منتقل کند.
🔹 ماهواره سنجشی پایا (طلوع ۳):
پایا بهعنوان محصول صنایع الکترونیک ایران با وزن حدود 150 کیلوگرم و ابعاد 100×100×120 سانتیمتر، محموله تصویربرداری برای ثبت تصاویر سیاه و سفید با توان تفکیک 5 و تصاویر رنگی با توان تفکیک 10 متری حمل میکند.
🔹 ماهواره سنجشی کوثر ۱.۵ :
پس از ماهوارههای تصویربرداری کوثر و مخابراتی هدهد، کوثر ۱.۵ با وزن 35 کیلوگرم (ماهواره مکعبی 24U) و با حمل محموله RGB (طیف مرئی) و NIR (مادون قرمز نزدیک) میتواند با رزولوشن 3.45 متری (بهترین رزولوشن بین ماهوارههای ایران تاکنون) برای ثبت تصاویر ماهوارهای مورد استفاده قرار بگیرد.
#ماـمیتوانیم
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
🔰 انتقادهایی در مورد لایحه بودجه ۱۴۰۵
🔹 انتقاد اول : در لایحه مذکور، میزان افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان برای سال جدید، ۲۰ درصد اعلام شده است. این در حالی است که همین حالا نرخ تورم در کشورمان چیزی بین ۴۰ تا ۵۰ درصد است. در سال های گذشته نیز علی رغم تورم نسبتا بالا، میزان افزایش حقوق ها در همین محدوده بوده است. همین مساله سبب شده تا سال به سال وضعیت اقتصادی افراد در کشورمان ضعیفتر شود. در جبهه مقابل دولت می گوید که افزایش بیش از حد دستمزدها می تواند تورم را سنگینتر کند. به نظر می رسد باید راهکارهای عملیاتی تدبیر شود تا مردم آسیب نبینند و اوضاع اقتصادی آن ها رو به بهبودی برود و در برابر تورم، از قدرت خرید آن ها حمایت شود.
🔹 انتقاد دوم : اینکه افزایش درآمدهای مالیاتی در بودجه سال جدید مورد توجه بوده است. این در حالی است که در وضعیتی که بخش قابل توجهی از مردم با مشکلات اقتصادی درگیر هستند و البته که سایه رکود بر بسیاری از بازارها افتاده، افزایش مالیاتستانی از افراد و صاحبان مشاغل، گزینه منطقی نیست. حداقل بهتر است تا حدی هم شرایط کسب و کارها را بهبود بخشید و سپس افزایش مالیات گیری از آن ها را در دستورکار قرار داد.
🔹 انتقاد سوم : اینکه در لایحه بودجه ارائه شده توسط دولت، اصلاح ساختارها مورد توجه نبوده و بسیاری از مشکلات کنونی به آینده محول شده است. موضوعی که خود از سختتر شدن حل آن ها در آینده حکایت دارد. تنها در یک مورد دولت اعلام کرده که بیش از ۹۰۰ همت اوراق بدهی خواهد فروخت. معنی ساده این مساله آن است که دولت عملا از آینده قرض می گیرد و به جای اصلاح ساختارهای معیوب، روند تداوم چالش های اقتصادی و حتی تشدید آن ها در آینده را هموار می سازد. از یاد نبریم که اصل و سود این اوراق باید از محل مالیات و تورم و کاهش هزینه های مرتبط با خدمات عمومی پرداخت شود.
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
🔰 بررسی لایحه بودجه ۱۴۰۵
1⃣ از ۱۴ هزار و ۴۴۱ همت میلیارد لایحه بودجه ، حدود ۸ هزار و ۸۹۷ همت به بودجه شرکتهای دولتی اختصاص دارد. ماهیت بودجه شرکتهای دولتی با بودجه عمومی تفاوت اساسی دارد و این بخش عمدتاً به فعالیتهای تولیدی و فروش کالا و خدمات مربوط میشود. هرچند بودجه این شرکتها به مجلس ارائه میشود، اما به دلیل محدودیت زمان، امکان بررسی تفصیلی آن معمولاً فراهم نیست.شفاف نیست؛ اما اهمیت بررسی بودجه شرکتهای دولتی از آن جهت است که بخش قابل توجهی از ناترازیهای حوزههایی همچون برق، آب، گاز، آرد و نان و سایر کالاها و خدمات عمومی در بودجه این شرکتها منعکس میشود. براین اساس، اگرچه بودجه شرکتهای دولتی کمتر در کانون توجه افکار عمومی و نمایندگان مجلس قرار میگیرد، اما پیامدهای ناترازی ناشی از عملکرد این شرکتها، هم در بودجه سالانه کشور نمود پیدا میکند و هم از طریق سرریز به نظام بانکی، به تشدید ناترازیهای مالی منجر میشود.
2⃣ از بودجه ۸ هزار و ۸۹۷ هزار میلیارد تومانی شرکتهای دولتی در سال آینده حدود ۳ هزار و ۶۳۹ هزار میلیارد تومان به شرکتهای زیانده اختصاص دارد؛ رقمی که بیانگر سهم ۴۱ درصدی شرکتهای زیانده از کل بودجه این بخش است. امسال برخلاف سالهای گذشته، اطلاعات مربوط به شرکتهای دولتی زیانده با دقت بیشتری ارائه شده است، بهگونهای که تعداد این شرکتها ۹۵ مورد اعلام شده که عمده آنها در بخشهای اقتصادی و پس از آن در حوزههای فرهنگ، گردشگری، رفاه اجتماعی و بانکها فعالیت دارند. واقعگرایی و ارائه اطلاعات شفاف درباره عملکرد شرکتهای دولتی از این منظر اهمیت دارد که سیاستگذاران را نسبت به پرهیز از ارائه وعدههای غیرقابل تحقق آگاه میسازد و آنها را به اتخاذ رویکردی واقعبینانهتر و عملیتر برای کاهش و رفع ناترازیهای مالی کشور سوق میدهد.
3⃣ سهم ۴۱ درصدی زیاندهها از بودجه شرکتهای دولتی؛ بررسی وضعیت عملکرد شرکتهای دولتی، اعم از شرکتهای سودده، سر به سر و زیانده نشان میدهد که از مجموع منابع و مصارف این شرکتها، حدود ۴۱ درصد از آن مربوط به شرکتهای زیانده است. به بیان دیگر، از کل ۸ هزار و ۸۴۹ همت منابع و مصارف شرکتهای دولتی، بانکها و موسسات انتفاعی وابسته به دولت، سهم شرکتهای سودده و سر به سر ۵ هزار و ۲۵۶ همت بوده و ۳ هزار و ۶۳۹ همت آن صرف شرکتهای زیانده شده است. این آمار بهوضوح نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از منابع عمومی صرف شرکتهایی شده که بازدهی منفی داشتهاند. به عبارت دقیقتر، تقریباً ۵۹ درصد از شرکتهای دولتی در دوره مورد بررسی توانستهاند به سود یا وضعیت سر به سر دست یابند، درحالیکه ۴۱ درصد باقیمانده زیانده بوده و به نوعی فشار مالی بر منابع دولت وارد کردهاند.
✍ پانیذ رحیمی
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
بررسی کلیات لایحه بودجه۱۴۰۵.pdf
حجم:
5.7M
؛ یادداشت
🔰 ایران امروز؛ نه بنبست، نه بیهزینه
🔹 ایران در مقطع حساسی از تاریخ معاصر خود قرار دارد؛ مقطعی که نه میتوان آن را آستانه فروپاشی دانست و نه میتوان هزینههایش را انکار کرد. وضعیت موجود، بیش از آنکه «بنبست» باشد، یک دوره گذارِ پرهزینه است؛ گذاری که اگر با خطا و هیجان همراه شود، میتواند طولانی و فرساینده گردد، و اگر با عقلانیت و تدبیر پیش رود، قابلیت کوتاهشدن دارد.
🔹 مسئله اصلی امروز کشور صرفاً اقتصاد یا امنیت نیست؛ ریشه عمیقتر بحران را باید در «بیثباتی تصمیمها» و «بیاطمینانی نسبت به آینده» جستوجو کرد. جامعه، تولیدکننده و حتی مدیران میانی نمیدانند فردا چه قاعدهای بر سیاست، اقتصاد و مدیریت حاکم خواهد بود. این تردید مزمن، سرمایه را متوقف میکند، ابتکار را میخشکاند و امید اجتماعی را فرسوده میسازد.
🔹 با این همه، تصویر ایران فقط تاریک نیست. نشانههای امید واقعی همچنان وجود دارد. جامعه هنوز فرو نپاشیده و ظرفیت ترمیم اجتماعی حفظ شده است. از منظر امنیت سخت، کشور در وضعیت قابلکنترل قرار دارد. مهمتر از همه، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هر جا تصمیمها عقلانی، تدریجی و مبتنی بر واقعیت اتخاذ شدهاند، مسیر اصلاح اگر کند ممکن شده است.
🔷 پرسش اساسی اما این است: چه باید کرد؟
🔹 نخست، باید آرامش و عقلانیت را به یک سرمایه اجتماعی تبدیل کرد. بازنشر هیجان، بزرگنمایی بحران و تخریب مستمر اعتماد عمومی اگر از سر دلسوزی باشد در نهایت به زیان همه تمام میشود. جامعهای که مدام در وضعیت اضطرار نگه داشته شود، توان تصمیم درست را از دست میدهد.
🔹 دوم، لازم است تمرکز سیاستگذاری از «شعار» به «ثبات قواعد» منتقل شود. اقتصاد با شوک و تصمیمات دفعی نجات پیدا نمیکند؛ اقتصاد زمانی جان میگیرد که قواعد آن قابل پیشبینی، پایدار و غیرسلیقهای شود. ثبات، مهمترین پیام اطمینانبخش به جامعه و فعالان اقتصادی است.
🔹 سوم، باید گفتوگو را جایگزین دوگانهسازی کرد. باید متوجه بود جامعه دشمن نیست جامعه فقط قدری خسته است. انباشت نارضایتی، بیش از آنکه با تقابل حل شود، با شنیدن و بهرسمیتشناختن کاهش مییابد. گفتوگو، در شرایط کنونی، نه یک ژست فرهنگی بلکه یک اقدام واقعیِ امنیتساز است.
🔷 اگر تصمیمها دقیقتر شود، ارتباط حاکمیت با جامعه صادقانهتر گردد و اصلاحات با منطق تدریج و قاعدهمندی پیش برود، عبور از این مرحله ممکن است. آینده ایران هنوز بسته نشده است؛ کیفیت انتخابهای امروز است که آن را خواهد ساخت.
✍ محمد علی رنجبر
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
🔷 اسرائیل در حال آرایش جنگی است و در شرایط فعلی دیگر بحث گرانی نیست؛ بحث، امنیت ملی است. یعنی خدای ناکرده ممکن است ایران به وضعیت زمینِ سوخته نزدیک شود.
🔷 من در برابر امپریالیسم، در برابر آمریکا و اسرائیل، جانم را برای جمهوری اسلامی میدهم. در اپوزیسیون، چیزی جز توهمفروشی و رویاپردازی ندیدهام.
✍ بیژن عبدالکریمی
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسرائیل جنگ را به راه انداخت و تا آخرش هم گدایی آتشبس را میکرد!
رژیم صهیونیستی نبرد را به راه انداخت، خسارت زد و خسارت بسیاری هم خورد. اما بازنده خودش بود؛ چون هیچکدام از اهداف چندگانه تعیین شده محقق نشد. از سویی، در طول جنگ دائما التماس آتشبس میکرد.
🎙 مصطفی خوش چشم
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
🔰 گزارش تحلیلی وضعیت ناآرامیها و تغییر الگوی کنش
🔹 بررسی دادههای میدانی، رسانهای و الگوهای کنش در هفتههای اخیر نشان میدهد ناآرامیها وارد فاز جدیدی شدهاند که ماهیت آن با دورههای پیشین تفاوت معنادار دارد. این تغییر فاز نه به معنای تشدید فوری بحران، بلکه به معنای گذار از اعتراضات تودهای و هیجانی به الگوی فرسایشی، شبکهای و نقطهای است؛ الگویی که هدف آن بیش از «فتح خیابان»، تضعیف تدریجی امنیت، تمرکز حاکمیت و انسجام اجتماعی است.
🔹 در سطح میدانی، افزایش خشونت مسلحانه در شهرهای کوچک و میانی (نظیر اراک، ازنا، لردگان و همدان) قابل توجه است. انتخاب این جغرافیا تصادفی نیست. شهرهای میانی از یکسو هزینه امنیتی و رسانهای کمتری نسبت به کلانشهرها دارند و از سوی دیگر، ظرفیت ایجاد احساس ناامنی تعمیمپذیر را حفظ میکنند. در مقابل، کاهش درگیریها در تهران نشاندهنده انتقال آگاهانه میدان کنش از مراکز پرهزینه به نقاط با قابلیت مانور بیشتر است.
🔹 از منظر سازمانیافتگی، شواهد موجود حاکی از عبور کنشگران از رفتارهای خودجوش و ورود به سطحی از تقسیم کار، جابهجایی هوشمند کانونهای درگیری و ارزیابی مستمر واکنش حاکمیت است. این الگو نشان میدهد که با «جمعیت معترضِ بدون فرماندهی» مواجه نیستیم، بلکه با شبکههایی مواجهایم که منطق کنش آنها فرسایشی، تطبیقی و مبتنی بر آزمون و خطاست.
🔹 در حوزه روایت و رسانه، دادهها نشان میدهد گفتمان غالب از مطالبات اصلاحطلبانه و انتقادات درونسیستمی فاصله گرفته و روایتهای رادیکال، بهویژه با محوریت جریانهای سلطنتطلب، سهم غالب تولید محتوا را به خود اختصاص دادهاند. این تغییر، بهطور طبیعی معترضان حقطلب و مطالبات واقعی اجتماعی را به حاشیه رانده و میدان اعتراض را به نفع گفتمانهای براندازانه مصادره میکند. در چنین شرایطی، ادامه سکوت یا واکنشهای صرفاً امنیتی میتواند به تثبیت این تصاحب روایت بینجامد.
🔹 در سطح درونی حاکمیت نیز نشانههایی از تشدید اختلافات و بروز انتقادات علنی میان جریانهای همسو مشاهده میشود. اگرچه این انتقادات لزوماً از سر تقابل بنیادین نیست، اما در بستر فشار ترکیبی خارجی و عملیات روانی، کارکردی فراتر از اختلاف سیاسی پیدا کرده و به تشدید شکاف ادراکی در جامعه منجر میشود.
🔹 تحلیل شبکههای اجتماعی نشان میدهد نقش میکرواینفلوئنسرها در تحریک خشونت افزایش یافته است. در حالی که بلاگرها و چهرههای پرمخاطبتر به سمت احتیاط یا سکوت حرکت کردهاند، حسابهای کممخاطب اما پرشمار، به تولید محتوای صریح و بعضاً خشونتطلبانه روی آوردهاند. این تغییر، بیانگر انتقال میدان تأثیرگذاری از «چهرهمحور» به «شبکهمحور» است که کنترل و مهار آن پیچیدهتر است.
🔹 جمعبندی دادهها نشان میدهد ناآرامیهای جاری نه محصول یک توطئه خیالی تمامعیار است و نه صرفاً واکنش خودجوش به خطاهای حکمرانی. با ترکیبی از خطاهای انباشته داخلی و بهرهبرداری هدفمند خارجی مواجهایم که در قالب یک راهبرد فرسایشی در حال پیگیری است. بیتوجهی به این تغییر فاز میتواند منجر به فرسودگی تدریجی امنیت، افزایش هزینههای مدیریت بحران و از دست رفتن فرصت بازگرداندن مطالبات واقعی به مسیر اصلاحپذیر شود.
🔹 توصیه کلان آن است که مواجهه با این وضعیت، صرفاً امنیتی نباشد و همزمان سه سطح «مدیریت میدانی هوشمند»، «بازپسگیری روایت اعتراض از جریانهای رادیکال» و «کاهش اصطکاکهای درونحاکمیتی در فضای عمومی» بهصورت هماهنگ دنبال شود. عدم توازن میان این سطوح، ریسک تداوم و تعمیق الگوی فرسایشی را افزایش خواهد داد.
✍ محمدعلی رنجبر
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
🔰 سخنی با کسانی که سیاست را فقط در سطح مطالعه اخبار دنبال میکنند!
🔷 ایجاد آشوبی در این حجم در کشوری با این وسعتِ اقلیمی، نژادی و فکری، مثل آب خوردن است. اما در خصوص این اقدامات محدود با سروصدای بسیار، چند ملاحظه وجود دارد که نه از باب تحلیل، بلکه از باب تقریر لایهٔ رویین ماجرا مطرح میگردد:
🔹 ۱. قدرت مرکزی، نمیتواند نسبت به ابعاد و پیامدهای آن بیاطلاع باشد، بلکه به خوبی آن را رصد کرده، پاسخهایش را هم اگر پیشتر نداده باشد، حتما در آستین دارد. حتی آتشسوزی درختان فلان پارک جنگلی هم پاسخ متقابل دارد، آشوب خیابانی که جای خود دارد...
🔹 ۲. از تودهٔ مردم زیاد شنیده میشود که نباید به این آشوبگران رحم کرد. بسیار خوب، اما آشوبگر دقیقاً کیست؟ آیا افکار عمومی نسبت به نمادسازیها و روایتهای رقیب واکسینه شده است؟
بهنظر میرسد هم در روایت ماجرا و هم در بیان پیامدهای آن، اینبار دست جمهوری اسلامی پُرتر است. ایرانیان به تازگی نتیجهٔ حمایت خارجی را تجربه کردهاند و همدلی هرمنوتیکیشان به غایت فراهم است.
🔹 ۳. با این اقدامات جزئی، نه نظام ساقط میشود، نه مردم به خیابان میریزند و نه حتی توان نظامی ایران مشغول داخل میشود.
این سروصداها بیشتر شبیه به اتود زدن است برای کارهای بزرگتر.
🔹 ۴. همانگونه که نظام صهیونی با جنگ خارجی از میان نمیرود، نظام جمهوری اسلامی نیز دستکم تا چند دههٔ آینده هیچ بدیلی در اقلیم ایران ندارد.
این تحلیلهای آماری که اگر دو درصد مردم به خیابان بریزند یا یک درصد کشته شوند، رژیم سرنگون میشود، تحلیلی در پارادایم پوزیتویستی (به لحاظ روش) و لیبرال (به لحاظ محتوا) است.
در نظامی که با حامیانش پیوند ایدئولوژیک دارد، تحلیل کاملاً متفاوت خواهد بود.
🔹 ۵. آنچه از تصویر رئال صحنه بر میآید، جایگزینی هیچ رژیمی (حتی سلطنتی) با جمهوری اسلامی در دستور کار نیست.
آمریکا و اسرائیل به دنبال رژیم چنج نیستند، به دنبال اسقاط نظاماند، وضعیتی آنارشیک که در بلند مدت میتواند تجزیه را هم به دنبال داشته باشد.
🔹 ۶. این اتفاقات، بر اساس علل و عوامل موجود، کاملاً قابل پیشبینی بود و روایت رسمی جمهوری اسلامی پس از جنگ دوازده روزه نیز بوده است. بنابراین «دیدید گفتم»ها را کنار بگذارید و گمان نکنید که عدهای بلدِ داستان بودند و قدرت مرکزی جاهل!
در شرایط موجود، دولت، عاقلترین بازیگر است. دیگران یا ضعف داده دارند یا ضعف تحلیل.
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
🔰 مقاومت اجتماعی و اعتراض
« درسهایی از سوریه و غزه برای ایران »
🔹 خطاست اگر تصور شود استکبار جهانی فقط با قدرت سخت نظامی، امنیتی یا تحریمی پیش میرود. تجربه نشان داده پروژه اصلی، شکستن جامعه از درون است؛ شکستن امید، تضعیف معنا و فرسایش اعتماد اجتماعی.
در این نبرد، همیشه آن جامعهای شکست نمیخورد که ضعیفتر است، بلکه آن جامعهای میبازد که دیگر نداند چرا باید ایستادگی کند.
🔹 برای فهم این واقعیت، مقایسه دو تجربه زنده در منطقه راهگشاست: سوریه و غزه.
🔹 در سوریه، جامعه پیش از آنکه در میدان نظامی فروبپاشد، در میدان معنا شکست خورد. روایت مشترکی برای ایستادن وجود نداشت. شکافهای اجتماعی و بیاعتمادی میان دولت و بخشهایی از جامعه عمیق شد و مقاومت، بهجای آنکه راه حفظ کرامت باشد، به عنوان عامل تداوم رنج تصویر شد. حتی اعتراضهای بهحق، بهتدریج از افق حفظ جامعه جدا شد و ناخواسته در مسیر فرسایش اجتماعی و تضعیف انسجام عمومی قرار گرفت. نتیجه روشن بود: جامعهای فرسوده که آمادگی پرداخت هزینه ایستادگی را از دست داد.
🔹 در نقطه مقابل، غزه قرار دارد. جامعهای که زیر شدیدترین فشارهای قدرت سخت، همچنان ایستاده است. تفاوت غزه در میزان سلاح نیست؛ در وضوح معناست. مردم غزه میدانند چرا رنج میکشند. مقاومت برای آنها تاکتیک سیاسی نیست، بخشی از هویت و زندگی روزمره است. حتی گلایه و اعتراض به سختیها، در چارچوب حفظ اصل مقاومت و کرامت جمعی باقی میماند و به نفی کلی مسیر منتهی نمیشود. به همین دلیل، دشمن با وجود ویرانسازی گسترده، نتوانسته افق ذهنی جامعه را اشغال کند.
🔹 این مقایسه، حامل یک درس مهم برای جامعه ایرانی است. مسئله ایران، کمبود قدرت سخت و امکانات نیست؛ مسئله اصلی، صیانت از مقاومت اجتماعی است. مقاومتی که بدون امید به آیندهای عادلانه و معنادار، فرسوده میشود.
🔹 اعتراض اجتماعی ذاتاً در تعارض با مقاومت نیست؛ برعکس، میتواند موتور اصلاح، عدالت و ترمیم شکافها باشد. اما خطر از جایی آغاز میشود که اعتراض از افق حفظ جامعه و استقلال جدا شود و صرفاً به انکار کلی وضعیت موجود فروکاسته گردد. در این نقطه، اعتراض ـ ناخواسته ـ میتواند به بخشی از همان پروژهای تبدیل شود که هدفش شکستن جامعه مقاوم است.
🔹 نبرد اصلی امروز، نبرد معناست. هر جامعهای که بتواند همزمان اعتراض را در خدمت اصلاح و مقاومت را در خدمت کرامت انسانی نگه دارد، حتی زیر سنگینترین فشارها نیز شکست نخواهد خورد.
⛔️ اگر ادبیات اعتراض را از ریشهٔ اسلامی ـ ایرانیاش جدا کنیم، اعتراض ناخواسته به ضدّ خود بدل میشود و بهجای اصلاح، جامعهٔ مقاومت را میفرساید.
🔹 الیگارشی خواندنِ کلیت حاکمیت راهِ نقد نمیگشاید؛ این برچسب، صورتمسئلهٔ عدالت را میپوشاند و سرمایهٔ اجتماعی مقاومت را از درون بیاعتبار میکند.
دعوت به اینکه «بچههای الیگارشی بیایند خیابان را جمع کنند» نه عدالتخواهی است و نه اعتراض اصیل؛ ادبیات حذف و زخمزدن به جامعه است، نه اصلاح آن.
🔹 با معترضانِ دارای مسئله ـ جوان و نوجوان ـ باید گفتوگو کرد؛ اما تبیینِ صرف، اگر به اصلاحات عینی، کاهش نابرابری و تصمیمهای ملموس به نفع طبقات محروم و ضعیف نینجامد، خودش به بنبست و فرسایش اعتماد تبدیل میشود.
✍ م.ص.صادقی
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
🔹 مردم اعتراض دارند اما نمیتوانند در میدان اعتراض، حسابشان را از تعدادی مزدوران نفوذی اسرائیلی جدا کنند، تا مطالبهی حقشان شنيده شود.
🔹 همانطور که جمهوری اسلامی نمیتواند بهسادگی حسابش را از تعدادی مدیران فاسد مفسد جدا کند تا صدای حقش شنیده شود. جدا کردن هر دو لکهی نجاست از لباس مردم و نظام، سخت است و شاید این خاصیت دنیا باشد تا بصیرت و صبر ما آزموده شود.
هر دو مظلوماند: مردم و جمهوری اسلامی؛ و جمهوری اسلامی خود مردم است.
🔹 و آمریکا منشاء هر دو نجاست است: هم مزدوران نفوذیاش هم مسئولان فاسد. به هر دو وعده اقامت و حمایت میدهد. مثل همانها که با کیفها و چمدانهای پر سر از آمریکا و کانادا درآوردند. مثل سلبریتیهای خراب، مثل جیشالظلم و پژاک و منافقین...
🔹 ما برای انقلابی ماندن حجتهایی داریم که همواره در طهارت باقی ماندند. حجتهایی از جنس حاج قاسم سلیمانی، سید ابراهیم رئیسی، غلامعلی رشید و...
✍ وحید یامین پور
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi