eitaa logo
فرارَوی
661 دنبال‌کننده
399 عکس
377 ویدیو
17 فایل
« برای فراتر رفتن از موقعیت، مادّیت و أنانیّت » گزیده ای از تحلیل ها و یادداشت های روز پرداخت به مسائل کشوری و استانی تبیین تحولات تاریخی ارتباط با ما @FarzadAqdasian @Irani1871 https://eitaa.com/fararavi
مشاهده در ایتا
دانلود
بررسی کلیات لایحه بودجه۱۴۰۵.pdf
حجم: 5.7M
🔰 ارائه مصور و نموداری کلیات لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ 🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ.... @fararavi
؛ یادداشت 🔰 ایران امروز؛ نه بن‌بست، نه بی‌هزینه 🔹 ایران در مقطع حساسی از تاریخ معاصر خود قرار دارد؛ مقطعی که نه می‌توان آن را آستانه فروپاشی دانست و نه می‌توان هزینه‌هایش را انکار کرد. وضعیت موجود، بیش از آنکه «بن‌بست» باشد، یک دوره گذارِ پرهزینه است؛ گذاری که اگر با خطا و هیجان همراه شود، می‌تواند طولانی و فرساینده گردد، و اگر با عقلانیت و تدبیر پیش رود، قابلیت کوتاه‌شدن دارد. 🔹 مسئله اصلی امروز کشور صرفاً اقتصاد یا امنیت نیست؛ ریشه عمیق‌تر بحران را باید در «بی‌ثباتی تصمیم‌ها» و «بی‌اطمینانی نسبت به آینده» جست‌وجو کرد. جامعه، تولیدکننده و حتی مدیران میانی نمی‌دانند فردا چه قاعده‌ای بر سیاست، اقتصاد و مدیریت حاکم خواهد بود. این تردید مزمن، سرمایه را متوقف می‌کند، ابتکار را می‌خشکاند و امید اجتماعی را فرسوده می‌سازد. 🔹 با این همه، تصویر ایران فقط تاریک نیست. نشانه‌های امید واقعی همچنان وجود دارد. جامعه هنوز فرو نپاشیده و ظرفیت ترمیم اجتماعی حفظ شده است. از منظر امنیت سخت، کشور در وضعیت قابل‌کنترل قرار دارد. مهم‌تر از همه، تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که هر جا تصمیم‌ها عقلانی، تدریجی و مبتنی بر واقعیت اتخاذ شده‌اند، مسیر اصلاح اگر کند ممکن شده است. 🔷 پرسش اساسی اما این است: چه باید کرد؟ 🔹 نخست، باید آرامش و عقلانیت را به یک سرمایه اجتماعی تبدیل کرد. بازنشر هیجان، بزرگ‌نمایی بحران و تخریب مستمر اعتماد عمومی اگر از سر دلسوزی باشد در نهایت به زیان همه تمام می‌شود. جامعه‌ای که مدام در وضعیت اضطرار نگه داشته شود، توان تصمیم درست را از دست می‌دهد. 🔹 دوم، لازم است تمرکز سیاست‌گذاری از «شعار» به «ثبات قواعد» منتقل شود. اقتصاد با شوک و تصمیمات دفعی نجات پیدا نمی‌کند؛ اقتصاد زمانی جان می‌گیرد که قواعد آن قابل پیش‌بینی، پایدار و غیرسلیقه‌ای شود. ثبات، مهم‌ترین پیام اطمینان‌بخش به جامعه و فعالان اقتصادی است. 🔹 سوم، باید گفت‌وگو را جایگزین دوگانه‌سازی کرد. باید متوجه بود جامعه دشمن نیست جامعه فقط قدری خسته است. انباشت نارضایتی، بیش از آنکه با تقابل حل شود، با شنیدن و به‌رسمیت‌شناختن کاهش می‌یابد. گفت‌وگو، در شرایط کنونی، نه یک ژست فرهنگی بلکه یک اقدام واقعیِ امنیت‌ساز است. 🔷 اگر تصمیم‌ها دقیق‌تر شود، ارتباط حاکمیت با جامعه صادقانه‌تر گردد و اصلاحات با منطق تدریج و قاعده‌مندی پیش برود، عبور از این مرحله ممکن است. آینده ایران هنوز بسته نشده است؛ کیفیت انتخاب‌های امروز است که آن را خواهد ساخت. ✍ محمد علی رنجبر 🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ.... @fararavi
🔷 اسرائیل در حال آرایش جنگی است و در شرایط فعلی دیگر بحث گرانی نیست؛ بحث، امنیت ملی است. یعنی خدای ناکرده ممکن است ایران به وضعیت زمینِ سوخته نزدیک شود. 🔷 من در برابر امپریالیسم، در برابر آمریکا و اسرائیل، جانم را برای جمهوری اسلامی می‌دهم. در اپوزیسیون، چیزی جز توهم‌فروشی و رویاپردازی ندیده‌ام. ✍ بیژن عبدالکریمی 🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ.... @fararavi
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسرائیل جنگ را به راه انداخت و تا آخرش هم گدایی آتش‌بس را می‌کرد! رژیم صهیونیستی نبرد را به راه انداخت، خسارت زد و خسارت بسیاری هم خورد. اما بازنده خودش بود؛ چون هیچکدام از اهداف چندگانه تعیین شده محقق نشد. از سویی، در طول جنگ دائما التماس آتش‌بس می‌کرد. 🎙 مصطفی خوش چشم 🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ.... @fararavi
🔰 گزارش تحلیلی وضعیت ناآرامی‌ها و تغییر الگوی کنش 🔹 بررسی داده‌های میدانی، رسانه‌ای و الگوهای کنش در هفته‌های اخیر نشان می‌دهد ناآرامی‌ها وارد فاز جدیدی شده‌اند که ماهیت آن با دوره‌های پیشین تفاوت معنادار دارد. این تغییر فاز نه به معنای تشدید فوری بحران، بلکه به معنای گذار از اعتراضات توده‌ای و هیجانی به الگوی فرسایشی، شبکه‌ای و نقطه‌ای است؛ الگویی که هدف آن بیش از «فتح خیابان»، تضعیف تدریجی امنیت، تمرکز حاکمیت و انسجام اجتماعی است. 🔹 در سطح میدانی، افزایش خشونت مسلحانه در شهرهای کوچک و میانی (نظیر اراک، ازنا، لردگان و همدان) قابل توجه است. انتخاب این جغرافیا تصادفی نیست. شهرهای میانی از یک‌سو هزینه امنیتی و رسانه‌ای کمتری نسبت به کلان‌شهرها دارند و از سوی دیگر، ظرفیت ایجاد احساس ناامنی تعمیم‌پذیر را حفظ می‌کنند. در مقابل، کاهش درگیری‌ها در تهران نشان‌دهنده انتقال آگاهانه میدان کنش از مراکز پرهزینه به نقاط با قابلیت مانور بیشتر است. 🔹 از منظر سازمان‌یافتگی، شواهد موجود حاکی از عبور کنشگران از رفتارهای خودجوش و ورود به سطحی از تقسیم کار، جابه‌جایی هوشمند کانون‌های درگیری و ارزیابی مستمر واکنش حاکمیت است. این الگو نشان می‌دهد که با «جمعیت معترضِ بدون فرماندهی» مواجه نیستیم، بلکه با شبکه‌هایی مواجه‌ایم که منطق کنش آن‌ها فرسایشی، تطبیقی و مبتنی بر آزمون و خطاست. 🔹 در حوزه روایت و رسانه، داده‌ها نشان می‌دهد گفتمان غالب از مطالبات اصلاح‌طلبانه و انتقادات درون‌سیستمی فاصله گرفته و روایت‌های رادیکال، به‌ویژه با محوریت جریان‌های سلطنت‌طلب، سهم غالب تولید محتوا را به خود اختصاص داده‌اند. این تغییر، به‌طور طبیعی معترضان حق‌طلب و مطالبات واقعی اجتماعی را به حاشیه رانده و میدان اعتراض را به نفع گفتمان‌های براندازانه مصادره می‌کند. در چنین شرایطی، ادامه سکوت یا واکنش‌های صرفاً امنیتی می‌تواند به تثبیت این تصاحب روایت بینجامد. 🔹 در سطح درونی حاکمیت نیز نشانه‌هایی از تشدید اختلافات و بروز انتقادات علنی میان جریان‌های همسو مشاهده می‌شود. اگرچه این انتقادات لزوماً از سر تقابل بنیادین نیست، اما در بستر فشار ترکیبی خارجی و عملیات روانی، کارکردی فراتر از اختلاف سیاسی پیدا کرده و به تشدید شکاف ادراکی در جامعه منجر می‌شود. 🔹 تحلیل شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد نقش میکرواینفلوئنسرها در تحریک خشونت افزایش یافته است. در حالی که بلاگرها و چهره‌های پرمخاطب‌تر به سمت احتیاط یا سکوت حرکت کرده‌اند، حساب‌های کم‌مخاطب اما پرشمار، به تولید محتوای صریح و بعضاً خشونت‌طلبانه روی آورده‌اند. این تغییر، بیانگر انتقال میدان تأثیرگذاری از «چهره‌محور» به «شبکه‌محور» است که کنترل و مهار آن پیچیده‌تر است. 🔹 جمع‌بندی داده‌ها نشان می‌دهد ناآرامی‌های جاری نه محصول یک توطئه خیالی تمام‌عیار است و نه صرفاً واکنش خودجوش به خطاهای حکمرانی. با ترکیبی از خطاهای انباشته داخلی و بهره‌برداری هدفمند خارجی مواجه‌ایم که در قالب یک راهبرد فرسایشی در حال پیگیری است. بی‌توجهی به این تغییر فاز می‌تواند منجر به فرسودگی تدریجی امنیت، افزایش هزینه‌های مدیریت بحران و از دست رفتن فرصت بازگرداندن مطالبات واقعی به مسیر اصلاح‌پذیر شود. 🔹 توصیه کلان آن است که مواجهه با این وضعیت، صرفاً امنیتی نباشد و همزمان سه سطح «مدیریت میدانی هوشمند»، «بازپس‌گیری روایت اعتراض از جریان‌های رادیکال» و «کاهش اصطکاک‌های درون‌حاکمیتی در فضای عمومی» به‌صورت هماهنگ دنبال شود. عدم توازن میان این سطوح، ریسک تداوم و تعمیق الگوی فرسایشی را افزایش خواهد داد. ✍ محمدعلی رنجبر 🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ.... @fararavi
🔰 سخنی با کسانی که سیاست را فقط در سطح مطالعه اخبار دنبال می‌کنند! 🔷 ایجاد آشوبی در این حجم در کشوری با این وسعتِ اقلیمی، نژادی و فکری، مثل آب خوردن است. اما در خصوص این اقدامات محدود با سروصدای بسیار، چند ملاحظه وجود دارد که نه از باب تحلیل، بلکه از باب تقریر لایهٔ رویین ماجرا مطرح می‌گردد: 🔹 ۱. قدرت مرکزی، نمی‌تواند نسبت به ابعاد و پیامدهای آن بی‌اطلاع باشد، بلکه به خوبی آن را رصد کرده، پاسخ‌هایش را هم اگر پیش‌تر نداده باشد، حتما در آستین دارد. حتی آتش‌سوزی درختان فلان پارک جنگلی هم پاسخ متقابل دارد، آشوب خیابانی که جای خود دارد... 🔹 ۲. از تودهٔ مردم زیاد شنیده می‌شود که نباید به این آشوب‌گران رحم کرد. بسیار خوب، اما آشوب‌گر دقیقاً کیست؟ آیا افکار عمومی نسبت به نمادسازی‌ها و روایت‌های رقیب واکسینه شده است؟ به‌نظر می‌رسد هم در روایت ماجرا و هم در بیان پیامدهای آن، این‌بار دست جمهوری اسلامی پُرتر است. ایرانیان به تازگی نتیجهٔ حمایت خارجی را تجربه کرده‌اند و همدلی هرمنوتیکی‌شان به غایت فراهم است. 🔹 ۳. با این اقدامات جزئی، نه نظام ساقط می‌شود، نه مردم به خیابان می‌ریزند و نه حتی توان نظامی ایران مشغول داخل می‌شود. این سروصداها بیشتر شبیه به اتود زدن است برای کارهای بزرگ‌تر. 🔹 ۴. همانگونه که نظام صهیونی با جنگ خارجی از میان نمی‌رود، نظام جمهوری اسلامی نیز دست‌کم تا چند دههٔ آینده هیچ بدیلی در اقلیم ایران ندارد. این تحلیل‌های آماری که اگر دو درصد مردم به خیابان بریزند یا یک درصد کشته شوند، رژیم سرنگون می‌شود، تحلیلی در پارادایم پوزیتویستی (به لحاظ روش) و لیبرال (به لحاظ محتوا) است. در نظامی که با حامیانش پیوند ایدئولوژیک دارد، تحلیل کاملاً متفاوت خواهد بود. 🔹 ۵. آن‌چه از تصویر رئال صحنه بر می‌آید، جایگزینی هیچ رژیمی (حتی سلطنتی) با جمهوری اسلامی در دستور کار نیست. آمریکا و اسرائیل به دنبال رژیم چنج نیستند، به دنبال اسقاط نظام‌اند، وضعیتی آنارشیک که در بلند مدت می‌تواند تجزیه را هم به دنبال داشته باشد. 🔹 ۶. این‌ اتفاقات، بر اساس علل و عوامل موجود، کاملاً قابل پیش‌بینی بود و روایت رسمی جمهوری اسلامی پس از جنگ دوازده روزه نیز بوده است. بنابراین «دیدید گفتم»ها را کنار بگذارید و گمان نکنید که عده‌ای بلدِ داستان بودند و قدرت مرکزی جاهل! در شرایط موجود، دولت، عاقل‌ترین بازیگر است. دیگران یا ضعف داده دارند یا ضعف تحلیل. 🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ.... @fararavi
🔰 مقاومت اجتماعی و اعتراض « درس‌هایی از سوریه و غزه برای ایران » 🔹 خطاست اگر تصور شود استکبار جهانی فقط با قدرت سخت نظامی، امنیتی یا تحریمی پیش می‌رود. تجربه نشان داده پروژه اصلی، شکستن جامعه از درون است؛ شکستن امید، تضعیف معنا و فرسایش اعتماد اجتماعی. در این نبرد، همیشه آن جامعه‌ای شکست نمی‌خورد که ضعیف‌تر است، بلکه آن جامعه‌ای می‌بازد که دیگر نداند چرا باید ایستادگی کند. 🔹 برای فهم این واقعیت، مقایسه دو تجربه زنده در منطقه راهگشاست: سوریه و غزه. 🔹 در سوریه، جامعه پیش از آنکه در میدان نظامی فروبپاشد، در میدان معنا شکست خورد. روایت مشترکی برای ایستادن وجود نداشت. شکاف‌های اجتماعی و بی‌اعتمادی میان دولت و بخش‌هایی از جامعه عمیق شد و مقاومت، به‌جای آنکه راه حفظ کرامت باشد، به عنوان عامل تداوم رنج تصویر شد. حتی اعتراض‌های به‌حق، به‌تدریج از افق حفظ جامعه جدا شد و ناخواسته در مسیر فرسایش اجتماعی و تضعیف انسجام عمومی قرار گرفت. نتیجه روشن بود: جامعه‌ای فرسوده که آمادگی پرداخت هزینه ایستادگی را از دست داد. 🔹 در نقطه مقابل، غزه قرار دارد. جامعه‌ای که زیر شدیدترین فشارهای قدرت سخت، همچنان ایستاده است. تفاوت غزه در میزان سلاح نیست؛ در وضوح معناست. مردم غزه می‌دانند چرا رنج می‌کشند. مقاومت برای آن‌ها تاکتیک سیاسی نیست، بخشی از هویت و زندگی روزمره است. حتی گلایه و اعتراض به سختی‌ها، در چارچوب حفظ اصل مقاومت و کرامت جمعی باقی می‌ماند و به نفی کلی مسیر منتهی نمی‌شود. به همین دلیل، دشمن با وجود ویران‌سازی گسترده، نتوانسته افق ذهنی جامعه را اشغال کند. 🔹 این مقایسه، حامل یک درس مهم برای جامعه ایرانی است. مسئله ایران، کمبود قدرت سخت و امکانات نیست؛ مسئله اصلی، صیانت از مقاومت اجتماعی است. مقاومتی که بدون امید به آینده‌ای عادلانه و معنادار، فرسوده می‌شود. 🔹 اعتراض اجتماعی ذاتاً در تعارض با مقاومت نیست؛ برعکس، می‌تواند موتور اصلاح، عدالت و ترمیم شکاف‌ها باشد. اما خطر از جایی آغاز می‌شود که اعتراض از افق حفظ جامعه و استقلال جدا شود و صرفاً به انکار کلی وضعیت موجود فروکاسته گردد. در این نقطه، اعتراض ـ ناخواسته ـ می‌تواند به بخشی از همان پروژه‌ای تبدیل شود که هدفش شکستن جامعه مقاوم است. 🔹 نبرد اصلی امروز، نبرد معناست. هر جامعه‌ای که بتواند هم‌زمان اعتراض را در خدمت اصلاح و مقاومت را در خدمت کرامت انسانی نگه دارد، حتی زیر سنگین‌ترین فشارها نیز شکست نخواهد خورد. ⛔️ اگر ادبیات اعتراض را از ریشهٔ اسلامی ـ ایرانی‌اش جدا کنیم، اعتراض ناخواسته به ضدّ خود بدل می‌شود و به‌جای اصلاح، جامعهٔ مقاومت را می‌فرساید. 🔹 الیگارشی خواندنِ کلیت حاکمیت راهِ نقد نمی‌گشاید؛ این برچسب، صورت‌مسئلهٔ عدالت را می‌پوشاند و سرمایهٔ اجتماعی مقاومت را از درون بی‌اعتبار می‌کند. دعوت به این‌که «بچه‌های الیگارشی بیایند خیابان را جمع کنند» نه عدالت‌خواهی است و نه اعتراض اصیل؛ ادبیات حذف و زخم‌زدن به جامعه است، نه اصلاح آن. 🔹 با معترضانِ دارای مسئله ـ جوان و نوجوان ـ باید گفت‌وگو کرد؛ اما تبیینِ صرف، اگر به اصلاحات عینی، کاهش نابرابری و تصمیم‌های ملموس به نفع طبقات محروم و ضعیف نینجامد، خودش به بن‌بست و فرسایش اعتماد تبدیل می‌شود. ✍ م.ص.صادقی 🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ.... @fararavi
توییت علیرضا تقوی نیا با موضوع حمله آمریکا به ونزوئلا 🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ.... @fararavi
🔹 مردم اعتراض دارند اما نمی‌توانند در میدان اعتراض، حساب‌شان را از تعدادی مزدوران نفوذی اسرائیلی جدا کنند، تا مطالبه‌ی حقشان شنيده شود. 🔹 همانطور که جمهوری اسلامی نمی‌تواند به‌سادگی حسابش را از تعدادی مدیران فاسد مفسد جدا کند تا صدای حقش شنیده شود. جدا کردن هر دو لکه‌ی نجاست از لباس مردم و نظام، سخت است و شاید این خاصیت دنیا باشد تا بصیرت و صبر ما آزموده شود. هر دو مظلوم‌اند: مردم و جمهوری اسلامی؛ و جمهوری اسلامی خود مردم است. 🔹 و آمریکا منشاء هر دو نجاست است: هم مزدوران نفوذی‌اش هم مسئولان فاسد. به هر دو وعده اقامت و حمایت می‌دهد. مثل همان‌ها که با کیف‌ها و چمدان‌های پر سر از آمریکا و کانادا درآوردند‌. مثل سلبریتی‌های خراب، مثل جیش‌الظلم و پژاک و منافقین... 🔹 ما برای انقلابی ماندن حجت‌هایی داریم که همواره در طهارت باقی ماندند. حجت‌هایی از جنس حاج قاسم سلیمانی، سید ابراهیم رئیسی، غلامعلی رشید و... ✍ وحید یامین پور 🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ.... @fararavi
🔹 مداخله ترامپ در ایران ادامه همان پروژه بی‌ثبات‌سازی ۲۵ ساله منطقه توسط آمریکاست 🔹 اظهارات ترامپ مداخله آشکار در امور داخلی ایران است؛ آن هم از سوی کسی که در برابر نسل‌کشی و جنایات جنگی غزه نه‌تنها سکوت کرد، بلکه عملاً از آن حمایت کرد. 🔹 تجربه ۲۵سال اخیر نشان می‌دهد مداخلات آمریکا در کشورهایی مانند سوریه و لیبی به بی‌ثباتی، جنگ داخلی و ویرانی انجامیده، نه آزادی و دموکراسی. 🔹 مداخله خارجی هرگز از سر دغدغه مردم و حقوق بشر نیست، بلکه صرفاً در خدمت منافع ژئوپولتیک قدرت‌هاست و قربانی اصلی آن، مردم کشورها هستند. 🔹 تصور تصمیم‌گیری برای ایران از بیرون، ریشه‌ای استعماری و ذاتاً خطرناک دارد و در دهه اخیر عامدانه تلاش شده اعتراضات داخلی به بحران‌های امنیتی و خشونت‌آمیز تبدیل شود. ✍ علم صالح 🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ.... @fararavi
🔰 آمریکا و مسئله نظم؛ وقتی بهانه‌ها لو می‌روند 🔹 بهانه‌ای که آمریکا برای حمله به ونزوئلا مطرح کرده مبارزه با قاچاق مواد مخدر در نگاه اول شاید برای افکار عمومی غرب قابل‌فروش باشد، اما با یک مقایسه ساده فرو می‌ریزد. مسیرهای اصلی قاچاق سال‌هاست از مکزیک و آمریکای مرکزی می‌گذرد و شبکه‌های توزیع آن هم در داخل خود ایالات متحده فعال‌اند. اگر اراده‌ای برای مبارزه واقعی وجود داشت، میدان عمل جای دیگری بود. بنابراین روشن است که «مواد مخدر» در اینجا علت نیست؛ یک پوشش حقوقی و رسانه‌ای است. 🔹 مسئله اصلی ونزوئلا، مثل خیلی از پرونده‌های مشابه، سرپیچی از نظم مطلوب آمریکاست. کشوری که نه در مدار سیاسی واشنگتن می‌چرخد؛ نه منابع انرژی‌اش را در چارچوب خواست غرب مدیریت می‌کند و نه از پیوند با رقبای آمریکا ابایی دارد. چنین بازیگری حتی اگر تهدید نظامی مستقیمی هم نباشد، برای آمریکایی که هنوز خود را مرکز نظم جهانی می‌داند، قابل تحمل نیست. 🔹 از این زاویه، حمله به ونزوئلا بیش از آنکه یک عملیات امنیتی باشد، یک پیام سیاسی است؛ پیامی خطاب به دیگران که خروج از نظم آمریکایی، حتی در حیاط خلوت، بی‌هزینه نخواهد بود. این همان منطق قدیمی است که امروز با شدت بیشتری و البته با ابزارهای خام‌تر دنبال می‌شود. 🔹 نکته مهم‌تر اما جایی است که آمریکا دیگر زحمت اجماع‌سازی نمی‌دهد. بی‌اعتنایی به شورای امنیت و سازمان ملل، نشانه اقتدار نیست؛ نشانه این است که آمریکا دیگر نمی‌تواند مثل گذشته دیگران را پشت تصمیماتش ردیف کند. قدرتی که دستش پر است، قانون می‌سازد و نهاد می‌آفریند؛ قدرتی که دستش خالی‌تر می‌شود، قانون را دور می‌زند و یک‌جانبه عمل می‌کند. 🔹 از این منظر، اقدام آمریکا ناخواسته به تثبیت همان روایتی کمک می‌کند که سال‌هاست علیه او شکل گرفته: اینکه دیگر صلاحیت ناظمی نظم جهانی را ندارد و خودش به یکی از عوامل برهم‌زننده سازوکارهای بین‌المللی تبدیل شده است. این برای جبهه مقابل آمریکا یک فرصت روایی جدی است؛ فرصتی برای نشان دادن شکاف میان ادعاهای نظم‌سازانه واشنگتن و رفتار واقعی‌اش. 🔹 در نهایت، حمله به ونزوئلا بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، اعتراف به یک بن‌بست است؛ بن‌بست آمریکایی که با جهانِ در حال تغییر کنار نیامده و هنوز می‌خواهد با ابزارهای قدیمی، واقعیت جدید را مهار کند. ✍ محمد علی رنجبر 🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ.... @fararavi
🔰 ‌یادمان نرود که سران قوم لر اعدام شدند 🔹 ‌ظاهرا دشمن صهیونی-پهلوی روی بختیاری ها حساب باز کرده است. درست است که در بختیاری از حدفاصل درود تا ممسنی، علیرغم همه تلاش‌های بعد انقلاب، محرومیت وجود دارد اما احتمالا برخی ندادند که پهلوی اول، چگونه سران اصلی ایل را در سال ١٣١٣ اعدام کرد. محروم نگه داشتن منطقه بختیاری راهبردی تنبیهی بود.حال آن که بعد انقلاب اسلامی ایل بختیاری با جمعیت مطلقا تشیع بی تنش ترین در کشور بوده است.امام فرماندهی اصلی جنگ هشت سال را به یک بختیاری (سبزوار/محسن رضایی) سپرد. ‌🔹لیست سران اعدامی بختیاری را ببینید: ‌۱- سردار فاتح (محمدرضا خان بختیار) – از سرداران برجسته بختیاری و پدر شاپور بختیار (آخرین نخست‌وزیر دوران پهلوی) که در جریان سرکوب عشایر دستگیر و اعدام شد. ‌۲- محمدجواد خان اسفندیاری (سردار اقبال) – از رؤسای بختیاری که دستگیر و اعدام گردید. ‌۳- علیمردان‌خان چهارلنگ – از رهبران و فعالان بختیاری که علیه سیاست‌های دولت مقاومت کرد و اعدام شد. ‌۴- آقا گودرز بختیاری – یکی از سران ایل بختیاری که همراه دیگر بزرگان اعدام شد. ‌۵- مرادخان بویراحمدی – از رؤسای طایفه بویراحمد و از طرفداران مقاومت عشایری که اعدام شد. ‌۶- شیرعلی‌مردان بختیاری – به زندان قصر برده شد و در سال ۱۳۱۳ اعدام گردید. او فرزند بی‌بی مریم از زنان برجسته بختیاری نیز بود. ‌تاریخ بخوانید ✍ عبدالله گنجی 🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ.... @fararavi