فریادِ بی صِدا؛
دوتا دختر و یه پسر چشم رنگی .
دو تاااا پسررررررر، نه یکی!😞😂
گفتم عاشق نیستم، مادرم خندید و گفت؛
لابدگلهایِبالشتراشبهامنآبمیدهم!
هدایت شده از -نامههای اتوبوسی-
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
توقع زیادی بود اگه ازت میخواستم هرروز برام نامه بنویسی؟!
بعد بذاریش تو یه کارت پستال قشنگ و واسم بفرستیش؟!
من نامه تو باز کنم
دست خطتو ببوسم
بوی عطرت کل اتاقمو پر کنه
و من شب با بوی تو بخوابم.
ولی خب ...
تو همونقدر که از نامه های من خوشت میاد
همونقدرم برام نامه نمینویسی!
چون[سرت شلوغه].
به قلم ِزیبای مدیر کانال { نصرت آداموس }
@nosratadamos