eitaa logo
21 دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
241 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
✍ آیت الله مجتهدی تهرانی ( ره ) : 👈 ما به تجربه دیده ایم کسانی که و از آنها بودند ؛ دست به هر چی زدند طلا شده‌ . 👈 و همچنین دیده ایم کسانی که پدر و مادر از آنها بودند ، حالا به هر دری می زنند کارشان درست نمی شود . 🔻 بعد هم پیش ما می آیند و می پرسند : 🔹 چرا ما هر کار می کنیم ، کارمان اصلاح نمی شود ؟ 👈 خبر ندارند به خاطر این است که پدر و مادر از آنها ناراضی بوده اند ... !!! __________
🔹برای گذران زندگی من هم مجبور بودم همراه همسرم کنم و اصغر معمولا تنها در خانه🏡 می ماند. وقتی هم می امدم منزل خسته میشدم و البته بارها به زبان می اوردم که الان چایی☕️ می چسبه بعد هم درست میکردم و میخوردیم. 🔸یه روز وقتی از کار برگشتم دیدم اصغر برام چایی دم کرده😍 اما خیلی تفاله چایی هم رو استکان مشخص بود. من به اصغر سپرده بودم که در نبود من دست به اجاق گاز نزنه❌ 🔹واسه همین پرسیدم: فدات شم چطور چایی درست کردی⁉️ تمام قد و جدی جلوم ایستاد و گفت: هیچی مامان اب ریختم . توی حیاط گذاشتم جلو آفتاب ☀️داغ که شد چای ریختم قوری و برات آماده کردم 🔸نمی دونستم گریه کنم یا بخندم "الهی فدات بشه"، میخواست من رو خوشحال کنه. منم دلش رو نشکوندم چایی رو خوردم😋 و خندیدم. گفت: مامان در اومد؟؟ گفتم: اره عزیییزم♥️ راوی: مادرِ شهید 🌷
┄┅═══✼✼═══┅┄ رعایت حدود در زندگی و انجام و مهمترین دغدغه خاطر شهید زنگی آبادی بود. اول وقت و نمازهای شبانگاهی توأم با سوز و گداز عرفانی به جا می آورد. به این اصل اعتقاد داشت که هرچه داریم از است به این دلیل اهتمام ویژه ای به حضور در مراسم روحانی دعاهایی مانند دعای ، ، و داشت و خالصانه به عزاداری برای ائمه معصومین می پرداخت. دائم از عظمت خدا یاد می کرد.  و در رعایت به و زبانزد خاص و عام بود. ایشان ، ، و دیگران را از خود کاملا رانده بود. ┄┅═•°••⃟🕊⃟•°•═┅┄ همسر بزرگوار شهید نقل میکنند: من در طول زندگی‌مان فقط به خاطر یک موضوع، غصه خوردن و ناراحتی عمیق حاج یونس را کاملاً حس کردم. در آن‌جا بود که در سراسر وجود حاج یونس، رنج و عذاب را می‌دیدم. آن هم زمانی بود که مادر حاج یونس سکته کرد. وقتی مادر حاج یونس سکته کرد، دست و پایش سنگین شده بود. زبانش هم کمی سنگین کار می‌کرد. حاج یونس می‌بایست یک ماه مادرش را برای معالجه به کرمان می برد. آن موقع حاج یونس خودش به شدت زخمی و شکمش پاره شده بود؛ امّا همیشه مادرش را کول می‌گرفت و کارهایش را انجام می‌داد. من هم هر وقت می‌خواستم این کار را بکنم، می‌گفت: «نه، تو نمی‌توانی. این کارها وظیفه‌ی من است. مادر من است.» او از این که مادرش ناراحت بود، به سختی رنج می‌کشید و تحمّل ناراحتی مادرش را نداشت.
✅ حق در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله : 🔷 قِیلَ یا رَسُولَ اللَّهِ ، مَا حَقُّ الْوَالِدَةِ فَقَالَ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ لَوْ أَنَّهُ عَدَدَ رَمْلِ عَالِجٍ وَ قَطْرِ الْمَطَرِ أَيَّامَ الدُّنْيَا قَامَ بَيْنَ يَدَيْهَا مَا عَدَلَ ذَلِكَ يَوْمَ حَمَلَتْهُ فِي بَطْنِهَا. ❓ از رسول خدا (ع) سؤال کردند حق مادر چیست؟ ✅ فرمود: هیهات: هیهات: اگر به عدد ریگ های بیابان و قطره های باران در خدمت بایستید، معادل یک روزی که در شکم او بوده اید نخواهد بود ! @hamsaran_beheshti18 ♥️✧❥꧁یازهرا꧂❥✧♥️