خبر فوری: اوکراین ترکیه را به خاطر حمایت از روسیه مجازات میکند. یک کشتی باری متعلق به ترکیه که میوه و سبزیجات به روسیه حمل میکرد، توسط پهپادهای یکطرفه اوکراینی در نزدیکی نووروسییسک مورد حمله قرار گرفت و چندین نفر از خدمه آن زخمی شدند.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📡 @fazel_tg
چه کار خوبی کرده بود رهبر شهید که فرصت عرض اندام به بستگان با برچسب فامیل رهبری نداده بود!
خدا به رهبر رشید کنونی انقلاب صبر عنایت کنه!
از خاندان مکرم خوشوقت تا خرازی فعلا نمایندگانی به غایت کمهوش، کمخرد، کمصبر، کمبینش، کماستعداد و البته پرادعا در حال زد و خورد با هم هستند
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📡 @fazel_tg
چرا حامیان برجام هنوز هزینه چند ماه نگرفتن عوارض تنگه هرمز را برای کشور محاسبه نکردهاند؟
اون دوستانی که قبل امضای برجام چرتکه دستشون بود و میزان عدم نفع ایران از تاخیر در امضای برجام رو ثانیهای حساب میکردن، هنوز حساب نکردن که چند ماه عوارض نگرفتن در تنگه هرمز بصورت داوطلبانه چقدر عدم نفع داشته؟
✍️ابراهیم معلم
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📡 @fazel_tg
اظهارات جی.دی. ونس درباره ایران:
اولاً، مردم ایران افرادی بسیار پیچیده و دشوار هستند. ثانیاً، آنها یک سیستم متزلزل دارند.
در داخل این سیستم، افرادی وجود دارند که خواهان پایان جنگ هستند، و همچنین افرادی وجود دارند که رادیکالهای افراطی هستند و خواهان ادامه آن هستند.
وظیفه ما این است که از این وضعیت عبور کنیم و بهترین نتیجه را برای مردم آمریکا و همچنین برای رئیسجمهور ایالات متحده به دست آوریم.
به نظر من، در نهایت به یک نقطه خواهیم رسید، اگرچه این مسیر پر از چالش خواهد بود و زمان زیادی خواهد برد، اما ما به آن نقطه خواهیم رسید. قیمت نفت امروز ۷۹ دلار بود. قیمت نفت کاهش خواهد یافت و در این سطح باقی خواهد ماند.
ایران هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت، و ایالات متحده در موقعیت قویتری قرار خواهد گرفت. ما در میانه این بازی هستیم. مردم در تلاش هستند تا دقیقاً پیشبینی کنند که این موضوع چگونه پیش خواهد رفت.
من میتوانم با اطمینان به شما بگویم که این موضوع به سمتی پیش خواهد رفت که برای ایالات متحده آمریکا مفید باشد. اما ما از تمام ابزارهایی که در اختیار داریم - نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک - استفاده خواهیم کرد تا مطمئن شویم که این مسئله به یک نتیجهگیری درست ختم شود.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📡 @fazel_tg
اخیراً مارکو روبیو در مصاحبهای مدعی شد که یکی از دلایل حمله آمریکا به ایران به دستور دونالد ترامپ، رشد شتابان زرادخانه موشکی ایران بوده است. به گفته او، این روند میتوانست در آیندهای نزدیک تهران را به سطحی از بازدارندگی برساند که هرگونه اقدام نظامی علیه آن را بهمراتب دشوارتر یا حتی غیرممکن سازد؛ ازاینرو، رئیسجمهور آمریکا تصمیم به مداخله گرفت.
این روایت، همسو با ادعاهای مطرحشده از سوی بنیامین نتانیاهو و بخشهایی از جامعه اطلاعاتی اسرائیل پس از عملیات «چکش نیمهشب» است. آنان بارها مدعی شدند که ایران درصدد تولید و انباشت حدود ۲۰ هزار فروند موشک بالستیک است و چنین ظرفیتی را تهدیدی موجودیتی علیه اسرائیل تلقی کرده و ضرورت مقابله پیشدستانه با آن را مطرح میکردند.
برخی از آخرین اظهارات ژنرال حاجیزاده و نیز سخنان قاآنی را نیز میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد. همچنین، این احتمال وجود دارد که عملیات انجامشده در بندر شهید رجایی نیز با این روند و ملاحظات راهبردی بیارتباط نبوده باشد.
بااینحال، دو نکته اساسی را باید مدنظر قرار داد:
نخست آنکه بخشی از نخبگان سیاسی ـ امنیتی اسرائیل و جریان اوانجلیست در آمریکا بر این باور بودند که تضعیف جدی شبکه نفوذ منطقهای ایران، تهران را برای جبران کاهش بازدارندگی متعارف، به سمت دستیابی به بازدارندگی هستهای سوق خواهد داد؛ تا سپری که در دوران فرماندهی شهید سپهبد قاسم سلیمانی شکل گرفت و در دوره پس از او دچار فرسایش شد، با یک بازدارندگی راهبردی جدید جایگزین شود.
دوم آنکه به نظر میرسد موضوع توان موشکی، بیش از آنکه علت اصلی دور چهارم درگیری باشد، نقش یک بهانه سیاسی و رسانهای را ایفا میکرد. همان ظرفیت موشکی، پیش از آغاز دور سوم نیز وجود داشت؛ همانگونه که در آن مقطع، محور اصلی فشارها بر پرونده هستهای و ادعای وجود حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد متمرکز شده بود؛ ذخیرهای که منتقدان ایران مدعی بودند، در صورت تکمیل فرآیند غنیسازی، قابلیت تبدیل به مواد لازم برای چندین سلاح هستهای را خواهد داشت.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📡 @fazel_tg
چشم بیدار 🇮🇷 | پوریا فاضل
اخیراً مارکو روبیو در مصاحبهای مدعی شد که یکی از دلایل حمله آمریکا به ایران به دستور دونالد ترامپ،
امرِ قدرت در خاورمیانه یا عاریهای است یا حقیقی. ازاینرو، در ارزیابی قدرت هر دولت باید پیش از هر چیز به آوردههای ژئوپلیتیکی آن توجه کرد و سپس بر همان مبنا، درباره وجود یا فقدان قدرت و در مرحله بعد، کیفیت اعمال آن قضاوت نمود.
در منازعات جاری، بارها وضعیت دولتهای عربی حاشیه خلیج فارس با وضعیت جمهوری اسلامی ایران مقایسه شده است؛ اما این مقایسه غالباً بر مقدمات نادرست استوار است و در نتیجه به این برداشت غلط میانجامد که عنصر قدرت در ید مالکان دولتهای عربی قرار دارد و آنان نیز قادر به اعمال مستقل آن هستند.
حکام عربی با صرف هزینههای هنگفت مالی ـ یا به تعبیر دقیقتر، با پرداخت باجهای کلان اقتصادی به ابرقدرتهایی همچون امریکا ـ کوشیدهاند قدرت و به تبع آن امنیت را به صورت عاریهای به دست آورند. آنان با واگذاری امتیازات ژئوپلیتیکی و ایجاد پایگاههای نظامی خارجی در خاک خود، تلاش کردهاند هرچند بهصورت نیابتی، سهمی از کیک قدرت منطقهای و جهانی داشته باشند.
بارزترین نمونه این وضعیت را میتوان در رژیم امارات و خاندان بنزاید مشاهده کرد. مهمترین آورده این رژیم در تحولات پس از هفتم اکتبر، بهویژه در جنگهای «وعده صادق ۴» و «نصر ۲»، دریافت امتیازات اقتصادی از جمله دسترسی به ریزتراشههای نیمههادی بوده است که امریکا در اختیار آن قرار داده است. در مقابل، ابوظبی بخشی از هزینههای مادی و معنوی راهبردهای جنگی امریکا و همچنین تبعات ناامنیهای پیرامون رژیم اسرائیل را پذیرفته و در آن سهیم شده است. در اینجا باید فارغ از هرگونه جانبداری پرسید که آیا این هزینهکرد، با توجه به آینده نامعلوم نظم منطقهای، ارزش دستیابی به چنین قدرت و امنیت عاریهای را داشته است یا خیر؟
در سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران قرار دارد که اکنون به یکی از کانونهای اصلی توجهات جهانی تبدیل شده است. در این سو، قدرت ـ فارغ از ارزیابی کیفیت و کمیت آن ـ از درون منبعث شده و ماهیتی حقیقی دارد. از همین رو، جمهوری اسلامی ایران بهعنوان بازیگری اصیل و اثرگذار، در متن رویاروییهای جاری منطقه با دو ابرقدرت اتمی حضور دارد؛ نه آنکه همچون برخی دولتهای عربی، با اتکا به باجهای اقتصادی و قدرتی عاریهای وارد این معادلات شده باشد.
اگر در آن سو، امارات برای دستیابی به ریزتراشهها چنین هزینه سنگینی پرداخته است، در این سو جمهوری اسلامی ایران، در میدان و دیپلماسی، برای تثبیت و به رسمیت شناساندن ژئوپلیتیک جدید خلیج فارس ـ از جمله جایگاه تنگه هرمز ـ از سوی ابرقدرتها و در رأس آنها امریکا، در حال اعمال قدرت است. ممکن است گفته شود که تنگه هرمز در سالهای آینده، با توسعه خطوط لوله انتقال نفت، بخشی از اهمیت کنونی خود را از دست خواهد داد؛ اما مسئله اصلی صرفاً ترانزیت نفت نیست، بلکه نزاع بر سر کریدور «آیمک» و کنترل گلوگاههای ژئوپلیتیکی آینده است. حتی اگر این کریدور نیز به بلوغ کامل برسد، همچنان باید تحت اشراف و در صورت لزوم، تحت اعمال قدرت جمهوری اسلامی قرار گیرد. افزون بر آن، خطوط لوله نفت نیز دارای تأسیسات و تلمبهخانههایی هستند که خود اهدافی آسیبپذیر محسوب میشوند؛ ازاینرو، نه امنیت مطلق ایجاد میکنند و نه جایگزینی کامل برای مزیت ژئوپلیتیکی تنگهها به شمار میروند.
ازاینرو، میان قدرت عاریهای و قدرت حقیقی تفاوتی بنیادین وجود دارد؛ همانگونه که تفاوت میکند بازیگری اصالتاً در یک سوی میز قدرت برای مطالبه سهم خود نشسته باشد یا آنکه صرفاً به نیابت از دیگران، در همان میز حضور یافته باشد.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📡 @fazel_tg
استراتژی جدید رژیم اسرائیل برای بازتعریف مرزها
📌 متن کامل در تصاویر
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📡 @fazel_tg
لحظهای که ترامپ از جنگ ایران خارج شود
📌 متن کامل در تصاویر
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📡 @fazel_tg