eitaa logo
رسانه مردمي فردوس رسا
2.1هزار دنبال‌کننده
38هزار عکس
5.9هزار ویدیو
212 فایل
اولین پایگاه #خبری رسمی شهرستان #فردوس شماره ثبت 90278 تمام حقوق مادی و معنوی این کانال متعلق به فردوس رسا است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است. #اخبار_فردوس ارتباط با ما @rasa401 @gmail.com" rel="nofollow" target="_blank">ferdosrasa@gmail.com
مشاهده در ایتا
دانلود
🪔 ‏━━━━━⪻⪼━━━━━ شوریده‌ی آزرده‌دلِ بی‌سرو پا من در شهر شما عاشقِ انگشت‌نما من دیوانه‌تر از مردم دیوانه اگر هست جانا، به خدا من، به خدا من، به خدا من... ┄┅═══✼💠✼═══┅┄ تلگرام / ایتا  / بله @ferdosrasa Www.ferdosrasa.ir
گذشته است در اين داغ آب از سر آب که آب هم شده شرمنده در برابر آب دوباره روی دل آب ماند داغ لبش چرا که تشنه لب‌های اوست حنجر آب هنوز مزّه آن جرعه مانده در دهنش که ريخته‌ست به دست خودش به ساغر آب همین که قطره اشکش به روی آب افتاد نشست زخم عمیقی به روی پيکر آب گرفته بود سرش را به روی زانویش کنار علقمه با اضطراب مادر آب چه پيش آمده در علقمه مگر؟ که شده‌ست خجل‌کننده عباس نام ديگر آب به مشک تیر زدند و فرات با خود گفت: اگر خجل شده عباس خاک بر سر آب ┄┅═══✼💠✼═══┅┄ تلگرام / ایتا  / بله @ferdosrasa Www.ferdosrasa.ir
محمد علی بهمنی من با غزلی قانعم و با غزلی شاد تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد ویرانه نشینم من و بیت غزلم را هرگز نفروشم به دو صد خانه ی آباد من حسرت پرواز ندارم به دل آری در من قفسی هست كه می خواهدم آزاد ای بال تخیل ببر آنجا غزلم را كش مردم آزاده بگویند مریزاد من شاعرم و روز و شبم فرق ندارد آرام چه می جویی از این زاده ی اضداد ؟ می خواهم از این پس همه از عشق بگویم یك عمر عبث داد زدم بر سر بیداد مگذار كه دندانزده ی غم شود ای دوست این سیب كه ناچیده به دامان تو افتاد ┄┅═══✼💠✼═══┅┄ تلگرام / ایتا  / بله @ferdosrasa Www.ferdosrasa.ir
شهریار ستون عرش خدا قائم از قیام محمّد (ص) ببین که سر به کجا می کشد مقام محمّد (ص) به جز فرشته ی عرش آشیان وحی الٰهی پرنده پر نتواند زدن به بام محمّد (ص) به کارنامه ی منشور آسمانی قرآن که نقش مُهر نبوت بود به نام محمّد (ص) سوار رفرف معراج درنَوَشت سماوات سرود صف به صف قُدسیان سلام محمّد (ص) گسیخت هر چه زمان و گریخت هر چه مکان بود که عرش و فرش به هم دوخت زیر گام محمّد (ص) اذان مسجد او زنگ کاروان قرون بین خدای را چه نفوذیست در کلام محمّد (ص) خمار صبح قیامت ندارد این می نوشین که جلوه ی ابدیت بود به جام محمّد (ص) به شاهراه هدایت گشود ، باب شفاعت صلای خوان کرم بین و بار عام محمّد (ص) علی که کون و مکانش غلام حلقه به گوشند مگر نه فخرکنان گفت ، من غلام محمّد (ص) بلی! همان شه مردان و قرن اوّل اسلام مگر نه شیر خدا گشته در کُنام محمّد (ص) حریم حرمتش این بس که در شفاعت محشر بمیرد آتش دوزخ به احترام محمّد (ص) گرت هوای بهشت است و حوض کوثر و طوبا بیا به سایه ی ممدود مستدام محمّد (ص) سریر عزت عقبا حلال امت او باد که بود راحت دنیای دون حرام محمّد (ص) اذان صبح عراقش صلای قتل علی بین نوای زینب کبری نماز شام محمّد (ص) پیام پیک الهی چگونه بشنود آن قوم که پنبه کرده به گوش دل از پیام محمّد (ص) به رغم فتنه ی دجّال کور باطن ما باش که وحش و طیر شود رام با مرام محمّد (ص) هنوز جلوه نداده است نور خود به تمامی خدا به جلوه کند نور خود تمام محمّد (ص) قیام قائم آل محمّد است و کشیده به قهر صاعقه شمشیر انتقام محمّد (ص) به ذوالفقار علی دیدی استقامت اسلام کنون به قامت قائم ببین قوام محمّد (ص) به کام دل نرسد شهریار در دوجهان کس مگر خدا دو جهان را کند به کام محمّد (ص) ┄┅═══✼💠✼═══┅┄ تلگرام / ایتا  / بله @ferdosrasa Www.ferdosrasa.ir
مویت رها مکن که چنین بر هم اوفتد کآشوب حسن روی تو در عالم اوفتد گر در خیال خلق، پری‌وار بگذری فریاد در نهاد بنی آدم اوفتد افتاده تو شد دلم ای دوست دست گیر در پای مفکنش که چنین دل کم اوفتد در رویت آن که تیغ نظر می‌کشد به جهل مانند من به تیر بلا محکم اوفتد مشکن دلم که حقه راز نهان توست ترسم که راز در کف نامحرم اوفتد وقت است اگر بیایی و لب بر لبم نهی چندم به جست و جوی تو دم بر دم اوفتد سعدی صبور باش بر این ریش دردناک باشد که اتفاق یکی مرهم اوفتد ┄┅═══✼💠✼═══┅┄ تلگرام / ایتا  / بله @ferdosrasa Www.ferdosrasa.ir
📕 مستیم و نداریم غم سود و زیان را هر شب بفروشیم به جامی دو جهان را چون کوزهء سربستهء پنهان شده در خاک یک عمر ز ترس همه بستیم دهان را بگذار لبی بر لبم ای ساغر دلخون تا فاش کنم پیش تو اسرار نهان را مهمان توام چند صباحی دگر ای عمر! اینقدر میازار من سوخته‌جان را گر نیست به جز خون جگر مزد من از عشق بر شانه چرا می‌کشم این بار گران را تا من شوم آسوده و خشنود شود یار با من بزن ای مرگ! به تیری دو نشان را جای طلب بوسه وفا خواستی ای دل دیدی که نه این را به تو دادند نه آن را راضی به عذاب دگران نیستم اما گر عادلی ای چرخ! فلک کن دگران را ┄┅═══✼💠✼═══┅┄ تلگرام / ایتا  / بله @ferdosrasa Www.ferdosrasa.ir
طرفه می‌دارند یاران صبر من بر داغ و درد داغ و دردی کز تو باشد خوشترست از باغ ورد دوستانت را که داغ مهربانی دل بسوخت گر به دوزخ بگذرانی آتشی بینند سرد حاکمی گر عدل خواهی کرد با ما یا ستم بنده‌ایم ار صلح خواهی جست با ما یا نبرد عقل را با عشق خوبان طاقت سرپنجه نیست با قضای آسمانی برنتابد جهد مرد عافیت می‌بایدت چشم از نکورویان بدوز عشق می‌ورزی بساط نیک نامی درنورد زهره مردان نداری چون زنان در خانه باش ور به میدان می‌روی از تیرباران برمگرد حمل رعنایی مکن بر گریه صاحب سماع اهل دل داند که تا زخمی نخورد آهی نکرد هیچ کس را بر من از یاران مجلس دل نسوخت شمع می‌بینم که اشکش می‌رود بر روی زرد با شکایت‌ها که دارم از زمستان فراق گر بهاری باز باشد لیس بعد الورد برد هر که را دردی چو سعدی می‌گدازد گو منال چون دلارامش طبیبی می‌کند داروست درد ┄┅═══✼💠✼═══┅┄ تلگرام / ایتا  / بله @ferdosrasa Www.ferdosrasa.ir
گر از جفای تو روزی دلم بیازارد کمند شوق کشانم به صلح باز آرد ز درد عشق تو دوشم امید صبح نبود اسیر عشق چه تاب شب دراز آرد دلی عجب نبود گر بسوخت کآتش تیز چه جای موم که پولاد در گداز آرد تویی که گر بخرامد درخت قامت تو ز رشک سرو روان را به اهتزاز آرد دگر به روی خود از خلق در بخواهم بست مگر کسی ز توام مژده‌ای فراز آرد اگر قبول کنی سر نهیم بر قدمت چو بت پرست که در پیش بت نماز آرد یکی به سمع رضا گوش دل به سعدی دار که سوز عشق سخن‌های دلنواز آرد ┄┅═══✼💠✼═══┅┄ تلگرام / ایتا  / بله @ferdosrasa Www.ferdosrasa.ir
دلبرم گر به تبسّم لب خود باز کند کی مسیحا به جهان دعوی اعجاز کند؟ دین و دل، هر دو به یکبار به تاراج برد در صف سیمبران گر سخن آغاز کند! رونق مهر و قمر افکند از اوج فلک زلف شبگون، رخ مه رو، اگر ابراز کند ببرد صبر و شکیبم اگر آن لُعبت ناز بهر صید دل من، حمله چنان باز کند! خلّخ و تبّت و چین است مگر منظر او کاین چنین دلبری و عشوهٔ طنّاز کند؟ به یکی جو نخرم سلطنت ملک جهان بت غارتگر من، گر هوس ناز کند وصل دلدار صبوحی نتوان شد حاصل هر زمان هجر تو را شعبده‌ای ساز کند ┄┅═══✼💠✼═══┅┄ تلگرام / ایتا  / بله @ferdosrasa Www.ferdosrasa.ir
گر از جفای تو روزی دلم بیازارد کمند شوق کشانم به صلح باز آرد ز درد عشق تو دوشم امید صبح نبود اسیر عشق چه تاب شب دراز آرد دلی عجب نبود گر بسوخت کآتش تیز چه جای موم که پولاد در گداز آرد تویی که گر بخرامد درخت قامت تو ز رشک سرو روان را به اهتزاز آرد دگر به روی خود از خلق در بخواهم بست مگر کسی ز توام مژده‌ای فراز آرد اگر قبول کنی سر نهیم بر قدمت چو بت پرست که در پیش بت نماز آرد یکی به سمع رضا گوش دل به سعدی دار که سوز عشق سخن‌های دلنواز آرد ┄┅═══✼💠✼═══┅┄ تلگرام / ایتا  / بله @ferdosrasa Www.ferdosrasa.ir
دوباره گمشده بودم در ازدحامِ خودم غزل برای تو گفتم ولی به نام خودم چقدر خسته گذشتی چرا نفهمیدی؟ چقدر هست که افتاده ام به دام خودم نماز ثانیه را بی تو نیز می خوانم خودم برای خودم می شوم امامِ خودم چه سرنوشت عجیبی ست تازه فهمیدم که دور بوده ز من نیمی از تمام خودم کسی دوباره از آن سوی شعر می آید بلند می شوم از جا، به احترام خودم از این به بعد بدون تو نیستم تنها من آشنا شده ام با کسی به نام "خودم"
🪔 ‏━━━━━⪻⪼━━━━━ صدا کن مرا صدای تو خوب است صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش‌بینی نمی‌کرد و خاصیت عشق این است کسی نیست، بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم. بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم بیا زودتر چیزها را ببینیم ببین، عقربک‌های فواره در صفحه ساعت حوض زمان را به گردی بدل می‌کنند بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی‌ام بیا ذوب کن در کف دست من! جرم نورانی عشق را... ‌ ‏━━━━━⪻⪼━━━━━ ⌕ ┄┅═══✼💠✼═══┅┄ تلگرام / ایتا  / بله @ferdosrasa Www.ferdosrasa.ir