eitaa logo
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
233 دنبال‌کننده
282 عکس
93 ویدیو
10 فایل
🎧 شروعمون: ¹⁴⁰⁴/⁸/²⁴ 🎙️ وقتی حامیم می‌خونه، دلامون آروم می‌شن 🖤 Lyrics that feel like home 🔥 یه گوشه‌ی دنج برای دل‌های بی‌پناه 📍 Stay real, stay warm ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ʏᴏᴜʀ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴀɴᴅ ᴍɪɴᴇ. "عضو جمعیت نویسندگان📖" 📝𝟬𝟵𝟲 we: @haamimoonn @Adccfff
مشاهده در ایتا
دانلود
چرا جواب بتمن رو نمیدی 🦇 ----------------- غزل: چون دوس ندارومم حدیث: نمی خوام .... آنیتا:.....
میدونستید بتمن هم کلاسی تونه ولی کسیه که اصلااا انتظارشو نداشتید 🦇🦇🦇🦇 ------------------- غزل: مطمئنم یا غزالی یا پرستو🤣 حدیث: غزل شاید اوینا هم باشه 😂 آنیتا:بخدا غزال باشه ها😐😐
حامی: آوا اصلا حالش خوب نبود برا همین بردمش بیمارستان. آوا: رفتیم بیمارستان دکتر برام یه سرم تقویتی نوشت و رفتیم توی اتاق دکتر که سرم رو بهم تزریق کنه. حامی: آوا حالت خوبه عزیزم؟ آوا: خوبم بد نیستم، ممنونم ازت(بغض) حامی: میدونم چیکار کنم باهاش تا دیگه جرعت نکنن با تو همچین کاری بکنن آوا: حامی لطفا کاری نکن که خودت تو دردسر بیوفتی حامی: نترس عزیزم میدونم چیکار کنم آوا: چی بگم (ده دقیقه بعد) حامی: از بیمارستان زدیم بیرون به آوا گفتم، آوا عزیزم اگر الان با این وضع بری خونه مامانت نگرانت میشه میخوای بریم خونه من بعد شب برسونمت خونه خودتون؟ آوا: نه حامی نه! حالم خوبه ممنون حامی: باشه پس چیزی نمیخوای بخرم بخوری؟ آوا: نه اشتهای هیچی ندارم. حامی: باشه پس الان برسونمت خونه؟ آوا: آره لطفا حامی: باشه ولی حالت بهتر شد بهم خبر بده چون نگرانت میشم آوا: باش😌 حامی: آوا رو رسوندم خونه و خودمم رفتم خونه خودم. یه دوش گرفتم و لباس پوشیدم و پریدم زیر پتو چون خیلییی خوابم میومد که یدفعه... ادامه دارد... نویسنده: غزل
پارت جدید😝
قغمصغمنقلصلنفاوصنسلنسللدصللپصلنب645915895445 ---------------------- غزل: 🥴 حدیث: 😭😱 آنیتا:شفااا
من هیچکدوم از کسایی که گفتید نیستم🦇 نگم بهتره 🦇🦇🦇🦇 تورو خدا آیدی آنیتا رو بزارید میخوام باش چت کنمممم ------------------- غزل:خود آنیتا اگر راضی باشه میزاره حدیث: چیییی؟! آنیتا:آیدی من به چه کارت میاد
من یکی از دوستای آنیتا ام اگه این آنیتا همون آنیتا صانعی عه لطفااااا آیدیش رو بده 🦇🦇🦇🦇🦇🦇🥀 ------------------ غزل: آنیتا صانعی نیستتتتتت😱🤦‍♀ حدیث: چیییی؟! آنیتا:من آنیتا صانعی نیستم ولی میشناسمش من آنیتا رشنو ام خیالت راحت شد😐
حدیث اسمش چیه؟ ----------------- غزل: اسمش حدیثه🤣🤣🤣👍 حدیث: داداش حدیثم😂😭 آنیتا:اسمش حدیث دیگه😐🦦
میگم رمز ناشناسو میزاری؟ ----------------- غزل: نه🤓 حدیث: خیر آنیتا:خیر براچی بزاریم🗿
حامی: که یدفعه گوشیم زنگ خورد شماره ناشناس بود، اصلا حوصله حرف زدن رو نداشتم پس جواب ندادم و گرفتم خوابیدم. صبح از دوباره با صدای زنگ موبایلم بیدار شدم دیدم همون شماره ای که دیشب زنگ زده بود از دوباره داره زنگ میزنه این دفعه جواب دادم دیدم فاطمه اس بهش گفتم دست از سر منو آوا بردار وگرنه خودت میدونی چی میشه فاطمه: حامی هنوز بازی تموم نشده شاید دیکه با تو و آوا کاری نداشته باشم ولی عمرا بزارم تو و آوا به همدیگه برسید حامی: فاطمه تو چه بخوای چه نخوای منو آوا همدیگه رو دوست داریم و به همدیگه هم میرسیم. فاطمه: باشه پس بچرخ تا بچرخیم! حامی: قبوله، بچرخ تا بچرخیم. گوشی رو تو صورت فاطمه قطع کردم و با خودم فکر میکردم تنها راه خلاص شدن از دست فاطمه ازدواج منو آوا بود! زنگ زدم به آوا حامی: آوا باید امروز ببینمت خیلی فوریه آوا: باشه پس شب میبینمت حامی:میبینمت. _خدافظ +خدافظ ادامه دارد... نویسنده: غزل