#Part20
حامی: که یدفه صدا جیغ و تقلا کردن اوا رو شنیدم دوییدم سمت صدا که دیدم فاطمه داره موهای اوا رو داره میکشه
رفتم طرف کشیدمش کنار خواستم اوا رو بردارم فاطمه رو کرد بهم
فاطمه:چیه فکر نمیکردم بیای دنبالش
واقعا اصن انتظارشو نداشتم😒
حامی: انتظار داشته باش چون اوا مال منه
فاطمه:هه خنده دار بود
بیا خودت و عشقت از اینجا گمشید برید
برید گمشید
حامی:تو اوا رو اوردی اینجا بعد تو هم طلبکاری
فاطمه:برید پی کارتون بابا من اومدم
به اوا یه گوش زد بدم
حامی:گوش زد کردی دیگه سمت اوا نمیای و تمام
فاطمه:باشه خیلی ترسیدم
حامی: بدون هیچ توجهی بهش دست اوا رو گرفتم رفتیم نشستیم تو ماشین...
ادامه دارد...
نویسنده:anita
چرا جواب بتمن رو نمیدی 🦇
-----------------
غزل: چون دوس ندارومم
حدیث: نمی خوام ....
آنیتا:.....
میدونستید بتمن هم کلاسی تونه ولی کسیه که اصلااا انتظارشو نداشتید 🦇🦇🦇🦇
-------------------
غزل: مطمئنم یا غزالی یا پرستو🤣
حدیث: غزل شاید اوینا هم باشه 😂
آنیتا:بخدا غزال باشه ها😐😐
#part21
حامی: آوا اصلا حالش خوب نبود برا همین بردمش بیمارستان.
آوا: رفتیم بیمارستان دکتر برام یه سرم تقویتی نوشت و رفتیم توی اتاق دکتر که سرم رو بهم تزریق کنه.
حامی: آوا حالت خوبه عزیزم؟
آوا: خوبم بد نیستم، ممنونم ازت(بغض)
حامی: میدونم چیکار کنم باهاش تا دیگه جرعت نکنن با تو همچین کاری بکنن
آوا: حامی لطفا کاری نکن که خودت تو دردسر بیوفتی
حامی: نترس عزیزم میدونم چیکار کنم
آوا: چی بگم
(ده دقیقه بعد)
حامی: از بیمارستان زدیم بیرون به آوا گفتم،
آوا عزیزم اگر الان با این وضع بری خونه مامانت نگرانت میشه
میخوای بریم خونه من بعد شب برسونمت خونه خودتون؟
آوا: نه حامی نه! حالم خوبه ممنون
حامی: باشه پس چیزی نمیخوای بخرم بخوری؟
آوا: نه اشتهای هیچی ندارم.
حامی: باشه پس الان برسونمت خونه؟
آوا: آره لطفا
حامی: باشه ولی حالت بهتر شد بهم خبر بده چون نگرانت میشم
آوا: باش😌
حامی: آوا رو رسوندم خونه و خودمم رفتم خونه خودم.
یه دوش گرفتم و لباس پوشیدم و پریدم زیر پتو چون خیلییی خوابم میومد
که یدفعه...
ادامه دارد...
نویسنده: غزل
قغمصغمنقلصلنفاوصنسلنسللدصللپصلنب645915895445
----------------------
غزل: 🥴
حدیث: 😭😱
آنیتا:شفااا
من هیچکدوم از کسایی که گفتید نیستم🦇 نگم بهتره 🦇🦇🦇🦇 تورو خدا آیدی آنیتا رو بزارید میخوام باش چت کنمممم
-------------------
غزل:خود آنیتا اگر راضی باشه میزاره
حدیث: چیییی؟!
آنیتا:آیدی من به چه کارت میاد
من یکی از دوستای آنیتا ام اگه این آنیتا همون آنیتا صانعی عه لطفااااا آیدیش رو بده 🦇🦇🦇🦇🦇🦇🥀
------------------
غزل: آنیتا صانعی نیستتتتتت😱🤦♀
حدیث: چیییی؟!
آنیتا:من آنیتا صانعی نیستم ولی میشناسمش
من آنیتا رشنو ام خیالت راحت شد😐
حدیث اسمش چیه؟
-----------------
غزل: اسمش حدیثه🤣🤣🤣👍
حدیث: داداش حدیثم😂😭
آنیتا:اسمش حدیث دیگه😐🦦