میخواهم دوستت نداشته باشم
اما
نمیتوانم !
و این تنها جاییست
که
خواستن...
توانستن نیست...
جانِ مَن بودی وَ حالا جان فَدایش میکُنی
جانِ من راست بگو جانم صِدایَش میکنی؟
صدبار گفتم میروم
یکبار نشنیدم بمان
یکبار گفتی میروم
صد قفله کردم خانهرا
جنگ مانند عشق است، آغازش آسان ؛
پایانش دشوار و فراموش کردنش نا ممکن...!
اگر روزی مرا در آغوش مرگ یافتید ، بدانید تمامِ وجودم به این پایان راضی بود..