eitaa logo
|شرقیِ‌غمگین|
68 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
203 ویدیو
5 فایل
^^
مشاهده در ایتا
دانلود
دختر. واژه زیبایی که این روزا با درک نشدن،تنهایی و تبعیض جنسیتی و محدودیت های فراوان معنی میشه. ولی از نظر من دختر رو باید با قوی بودنش. با لطیف بودنش. با مهربون بودنش. با مظلومیت و تنها بودنشون تو این دنیای خاکی بی رحم معنی کرد. شاید خیلیا این روزا با حرفا یا عقاید و رفتارشون سعی دارن شما رو یه آدم ضعیف به همه بشناسونن ولی خب هم من. هم شما خوب میدونید که چه آدمای قوی هستید، مگه نه؟ خوب میدونیم که چقدر برای اینکه جامعه لعنتی شمارو قبول کنه چقدر تلاش کردید. خوب میدونیم وقتی همه،برای بازنده شدنت تلاش میکردن تو هیچوقت از رویات دست نکشیدی. خوب میدونیم چقدر برای رسیدن به رویا و هدفت تلاش کردی. میدونم که موفق میشین . بهتون ایمان دارم. چون دختران زیادی رو دیدم که با وجود همین مشکلات،تلاش کردن و موفق شدن. شاید اون نفر بعدی شماها باشید. پس خسته نشید و ادامه بدید. برای هدفتون بجنگین. شما خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش میکنید با ارزشید. پس همیشه سرتون با افتخار بالا بگیرید‌ و به دختر بودنتون افتخار کنید. -محمد مهدی عظیمی
🌝
|شرقیِ‌غمگین|
دلم گرفته خسته شدم، خالیه مشتم… یه حس بدی داره، همش راه میره پشتم! مثل اونی که توی جنگ، رفیقشو کشتن… دلم گرفته از آدمای نصف و نیمه… از هی کی میگه، میمونه و میذاره میره از عمری که خیلی وقته رفته دیگه دیره!
دیدیمش همین امروز کنار موج های خروشان دریا رفتیم جلو بهش گفتیم ببخشید شما دلبر مایی؟ گفت:دلبر؟دلبر دیگه کیه؟ گفتم یعنی شما دلبر ما نیستی. همون دلبر قشنگه. همون دلبر نازه. همون دلبره که دلمون براش میرفت. همونی که وقتی برامون میخندید انگار دنیا رو بهمون داده بودن. گفت:دیوونه ای چیزی هستی؟ گفتیم؛نکنه توام مارو فراموش کردی. نکنه توام دیگه دوستمون نداری. داشتیم سرش غر میزدیم که یهو دیدیم پاشد و با یه بغضی که سعی داشت پنهونش کنه گفت: نه من دلبر شما نیستم. و رفت... رفت ولی بین خودمون باشه، هنوزم وقتی بغض میکنه زیباست. -محمد مهدی عظیمی
ولی شاید دوست داشتن یعنی همین که: وقتی هست حالت بهتره. وقتی هست، حتی حوصله سربرترین کارها هم با اون هیجان انگیزه. وقتی شادی کنارته. وقتی خسته ای کنارته. وقتی غمگینی کنارته. وقتی از عالم و ادم کلافه ای کنارته. اونقدر داشتنش خوبه که چون میدونی اون هست دیگه مهم نیست دنیا چقدر برات سخت میگذره. دیگه مهم نیست کیا تو زندگیت باشن یا نباشن، حس و حالت خوب باشه یا بد، اون برای تموم لحظه هات کافیه. -محمد مهدی عظیمی
یکی بهم گفت ولش کن دیوونه. عشق و عاشقی واس داستاناست. ول کن این آدما رو. آدما میان که برن‌.از تنهایت لذت ببر. بهش گفتم ؛آره حق با توئه. ولی تا به حال تو نگاهش غرق شدی؟ تا به حال کنارش قدم زدی؟ تا به حال وقتی خندیده نگاهش کردی؟ اصلا تا به حال برات خندیده؟ میبینی،حتی صحبت کردن راجبش برام لذت بخشه. اصلا همیشه که نباید ته داستان رفتن و دل شکستن باشه. گاهی باید موند. گاهی باید به زندگی دیگران برگشت. گاهی باید همدیگه رو بخشید. گاهی باید فرصت یه زندگی دوباره به هم بخشید. گاهی باید عشقی که ته دلمون مونده رو تقدیم صاحب اصلیش کنیم و غرور کنار بذاریم. همیشه که نباید ته داستان تلخ باشه. گاهی آدم باید بمونه و زندگی کنه. بمونه و بجنگه. بمونه و برسه. بمونه و دلیلی برای حال خوب دیگری باشه. بمونه و دلیل لبخند دیگری باشه. اگه همیشه به فکر یه پایان تلخ باشی، هیچوقت پایان خوش داستان زندگی خودت نمیبینی. پس بمون، بجنگ، برس و زندگی کن. -محمد مهدی عظیمی
آدم. یه اسم سه حرفی ولی پرماجرا. یه موجود پر انرژی ولی خسته. یه موجود شاد ولی غمگین. یه موجود شکننده ولی قوی. یه موجود خجالتی ولی پر حرف. یه موجود مهربون ولی بی رحم. یه موجود پر از پارادوکس های تلخ ولی زیبا. پس موجود سه حرفی؛ بیا میون این همه ویژگی های رنگ و با رنگ تو خوبه رو انتخاب کن. تو خوب باش. تو خوب بمون. همین. -محمد مهدی عظیمی
-ساعت ۲بامداد شنبه: بعد از کلی کلنجار رفتن بالاخره تونستم خودم قانع کنم که برم باهاش روبه رو بشم. -ساعت ۷ صبح شنبه: خب همه کارام انجام دادم. ✔دوش آب سرد ✔قهوه صبحگاهی ✔مرور کردن حرفام خب مثل اینکه همه چی اوکیه. -ساعت ۸:۳۰ صبح روز شنبه +سلام اقا ببخشید این گل رزا شاخه ای چند؟ -سلام عزیز جان.شاخه ای ۱۵عه. چند شاخه برات بپیچم؟ -همون یدونه کافیه. +رمز کارتتون؟ -چهارتا ۷ خب اینم از شاخه گل. کم کم بریم سمت محلشون -ساعت ۱۲:۳۰ ظهر روز شنبه خب دیگه الاناست که از سر کار برگرده. همیشه از همین پارکه میاد. خب وقتی دیدمش چیکار کنم؟ اها میرم جلو میگم سلام.بفرماید این گل از گل برای گل نه چیز ای بابا.هرچی تمرین کرده بودم یادم رفت. -ساعت ۱بعد ظهر روز شنبه خب الاناست که پیداش بشه. -ساعت ۹ شب روز شنبه در حال برگشت به خونه از همون مسیری که صبحش با کلی شوق و ذوق رفته بودیم. -ساعت ۱۱شب روز شنبه سلام. اونقدری الان گیج و منگ هستم که نمیدونم باید چیکار کنم.فقط میدونم نوشتن میتونه آرومم کنه. انگار من همون ادم پر انرژی که صبح شاد و شنگول بود نیستم. خیلی دلم میخواد باهات حرف بزنم. از حرفایی که هیچوقت نتونستم بهت بگم. یعنی میخواستم بگما. اصلا امروز اومده بودم که بهت بگم. اتفاقا خیلیم برات خوشتیپ کرده بودم. تازشم، برات از همون گل رز خوشگلا خریده بودم. اها اصل کاری داشت یادم میرفت، از همون عطر خوش بو تلخا بود، که میگفتی آدم حسابیا به خودشون میزنن، از همونا برات زده بودم که یه امروزو برات مثل آدم حسابیا باشم. خلاصه سرت و درد نیارم بعد گل فروشی مستقیم اومدم تو پارک کنار خونتون بس نشستم تا بیای ببینمت. با خودم هی حرفام مرور میکردم. گفتم میای میبینمت بهت میگم که چقدر دوست دارم. بهت میگم که بودنت چقدر برام مهمه. بهت میگم که از نبودنت دارم دیوونه میشم. بهت میگم که دلم برات اونقدری تنگ شده، که هرشب اشک میشی و از چشمام میباری. یه ساعت نشستم نیومدی. دو ساعت نشستم نیومدی. سه ساعت نشستم نیومدی. ولی بازم نیمدی.. انگار امروزم قرار نبود که بیای، دقیقا مثل روز قبل. یا روز قبلش. یا روز قبل ترش. البته من که میدونم میخواستی بیای ولی خب نتونسی. یعنی اون خاکای سرد جلوت گرفته بودن که نتونستی بیای. مگه نه؟ -پایان -محمد مهدی عظیمی
(نامه ای به خودم) میدونم این روزا از گم شدن میترسی. میدونم از اینکه یه روز گم بشی وهیچکس دنبالت نگرده،میترسی. میدونم از اینکه با آدمای جدید آشنا بشی، میترسی. ولی آدما اونقدرام که فکر میکنی بد نیستن. فقط گاهی سعی میکنن که بهت آسیب بزنن. گاهی با حرفاشون قضاوتت میکنن‌. گاهی با کاراشون دلت میشکنن. گاهی بهت نارو میزنن. ولی همشون که بد نیستن. مثلا خود تو. خود تویی که با وجود همه این بدی ها سعی کردی خوب باشی. تویی که میتونستی بد باشی ولی خوب بودن انتخاب کردی. ببین تو این کره خاکی آدم های زیادی مثل تو وجود دارن. دنیا با وجود آدمایی مثل تویه که هنوز زیباست‌. آدمایی که شاید خیلی سختی کشیدن ولی هنوز سرپان. آدمایی که با وجود کلی محدودیت دست از تلاش برنمیدارن. آدمایی که خودشون باور دارن. میدونن که میتونن. میدونن که میرسن. پس همیشه یادت باشه؛ وقتی دست از تلاش کردن نکشیدی حق باختن نداری.. -محمد مهدی عظیمی
میگم دلبر؛ بیا واقعی زندگی کنیم. بیا بیخیال همه حرفا و رویا های قشنگ بشیم. بیا دست به دست هم تو یه دنیای واقعی زندگی کنیم. پس بیخیال همه ی حرفا و وعده های قشنگ. بیا آدم عمل باشیم. کنارم باشی، کنارت میمونم. نفسم باشی، نفست میشم. همدمم باشی، همدمت میشم. زندگیم باشی، زندگیت میشم. پس تا ابد و یک روز کنارم بمون، نه فقط به خاطر من، به خاطر جفتمون.... همین. -محمد مهدی عظیمی
اگه میخواین حقیقتو بفهمین ادمارو عصبی کنین:)