کم کم بزرگ و بزرگ تر شد
روزهای سخت و تاریکی رو کنار هم گذروندیم
همچنین روزای پر نور
وقتی از گلابی برای بقیه گفتم
شروع کردن مسخره کردن!
«این دختره دیوونه است با گل ها حرف میزنه »
«هه هه اونم با تو حرف میزنه؟!»
«فکر کنم گلش ماریجواناست..»
جنگل نمی خواهد بمیرد.
چون دوستی رو پیدا کردم که میتونم روش حساب کنم
که بهم گوش میده و کنار هم رشد میکنیم
راستی گلابی یه کاکتوسه
کاکتوس آدنیوم
و اسمشو گلابی گذاشتم
چون تنه اش شبیه میوه گلابیه
از همون روزی که توی گلفروشی دیدمش عاشقش شدم