eitaa logo
فروغ؛
180 دنبال‌کننده
49 عکس
10 ویدیو
0 فایل
وقت آن است که سبز شویم از میانِ خاکِستر. _محتوا؟فی‌الحال. _کپی؟خیر. _هَرچه میخواهَد دلِ تَنگَت بگو:) https://abzarek.ir/service-p/msg/4714434
مشاهده در ایتا
دانلود
خوبم! تا وقتی که فکر نکنم! تا وقتی که یادم نیفتد کجای دنیا ایستاده‌ام و چقدر غصه و اندوه برای خوردن دارم. خوبم! تا وقتی بتوانم دلخوش شوم به قهوه و موسیقی و کتاب، تا وقتی بتوانم رنج‌های خودم را با تماشای زیبایی‌ها و قسمت‌های پُرِ لیوان، کمتر کنم. تا وقتی که قادر باشم لبخند روی لبی بنشانم و حال کسی را خوب کنم. خوبم! تا وقتی که حواس خودم را پرت کنم و یادم نیفتد کی‌ام، کجام؟ دارم چه‌کار می‌کنم!؟ به قول آقای تقی‌زاده: خوبم! اما اگر فکر کنم، گریه‌ام خواهد گرفت...
آفرین را به ما باید گفت. ما که با وجود اختلالات و تروماهای بزرگ و کوچک درونمان که از خانواده و محیط و جامعه، خواسته و ناخواسته با روان ما عجین شده‌بود، بازهم دویدیم و جنگیدیم و تلاش کردیم که انسان‌های سالم و موفقی باشیم. ما که هرثانیه از درون داشتیم با خودمان و مشکلاتمان می‌جنگیدیم برای پیش بردنِ ساده‌ترین کارها. ما که انگار پاهایمان تا زانویمان در برف بود و کسی نمی‌دید که حتی معمولی‌ترین رفتارها و کنش‌ها چه انرژی بی‌حدی از ما می‌گرفت! ما که لبریز تفاوت‌های رفتار و عملکرد بودیم و جان می‌کندیم تا عادی به نظر برسیم... ما که روزها مشغول کار و پیکار و تلاش بودیم با لبخندی بر لب و شب‌ها به جای خواب ما می‌ماندیم و اختلالات و احساسات و هیجانات سرکوب‌شده... آفرین را به ما باید گفت، مایی که در جوار مشکلات درونی و بیرونیِ بی‌شماری که داشتیم، هم‌پای آدم‌های طبیعی و بی‌مشکل، برای خوشبختی جنگیدیم و اتفاقا پیروز هم شدیم. به ما که رسیدن و موفق شدنمان شبیه به موفقیتِ مادری بود که پنج فرزندش را به دندان گرفته و مسابقه‌ی ماراتن مجردها شرکت کرده و اتفاقا مقام هم آورده. آفرین را به ما باید گفت که از درون و بیرون، پر بودیم از مانع و همچنان آرام ماندیم و دستاوردهایی داشتیم و خودمان را به منطقه‌ی آدم‌های موجه رساندیم...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اصلا کی به کیست؟ زندگی‌ات را بکن! خوب کردی اگر اشتباهی کردی که انجام دادنش حالت را بهتر می‌کرد، خوب کردی اگر حرفی زدی که شاید به مذاق طرف مقابلت خوش نمی‌آمد، ولی تو را سبک‌تر می‌کرد. خوب کردی اگر نرفتی و اگر نگفتی و اگر همه‌چیز را به هم زدی و اگر جایی که نباید خندیدی و بعدا پشیمان شدی که چرا رسمی‌تر برخورد نکردی! به آینده، گاهی، ولی به گذشته، اصلا فکر نکن! پشیمان نشو، حرص نخور، اهمیتی نده! مطمئن باش که کسی جز همان لحظه، حواسش به جزئیات رفتارهای تو نبوده. سخت نگیر، دنیا دو روز بیشتر نیست، با اهمیت دادنِ زیادی خرابش نکن! بیخیال! هر کار کرده‌ای خوب کرده‌ای و هر چیز گفته‌ای خوب گفته‌ای. آدمِ همان لحظه باش و بدون شرمندگی و اندوه، زندگی‌ات را بکن...
پلک می‌زنی می‌بینی جمعه‌اس.
نیازمند ی شوهر پارچه فروش.
وقتی زنی با شما از احساساتش حرف می‌زند، در واقع دارد یک بخش آسیب پذیر از خودش را به امانت دست شما می‌سپارد. احترام به این امانت، تعریف واقعی مردانگی‌ست.
کسی نگفت چه سخت بود وقتی برای خاطر آرامش و لبخندِ عزیزترین‌های جهانمان، سنگینیِ عقایدی را تحمل کردیم که هرچه بالا و پایین می‌کردیم، به هیچ منطقی جور در نمی‌آمد!
وقتی گوشیم تو شارژه:
شکنجه‌ی روانی‌ات می‌دهند، آرام، آهسته، عمیق... و بعداز آن جوری خونسرد رفتار می‌کنند که تویی که بابت آزارشان صدایت درآمده، بی‌منطق و افراطی و دیوانه به نظر برسی...
سلام بر آدم‌هایی که بارها و بارها به مرز انهدام رسیدند و دوام آوردند، بارها خسته‌ترینِ جهان بودند و بااین‌حال، کوهِ سنگینِ رابطه‌ها و مشغله‌ها را به دوش کشیدند، آنان که بلندترین فریاد و بغض‌های جهان را در سینه محبوس کرده‌‌بودند و به نظر می‌رسید قوی، ساکت و آرامند، در حالی که آتشفشانی درونشان پنهان بود. اگر دیدید آدمی ناگهان به مرز فریاد و خشم رسیده، اگر میزان واکنشش فراتر از واقعه بود، اگر بی‌دلیل می‌زد زیر گریه و به کمترین کنشی، شدیدترین واکنش‌ها را می‌داد، در آغوشش بگیر؛ این همان آتشفشان خفته‌ی درونش است که لبریز شده. او سال‌ها غم و خستگی و فریاد را تحمل کرده‌ و تو فقط از آنجا به بعد را می‌بینی که طاقتش طاق شده و جانش به لب رسیده.. خدا می‌داند چه‌ها کشیده‌ و چقدر مدارا کرده‌ و چه جزیره‌ی رنج و اندوهی در سینه پنهان دارد، چقدر خشم، چقدر خستگی، چقدر تنفر و چقدر بغض و فریادِ نگریسته...