eitaa logo
𝖵𝗂𝗌𝗂𝗈𝗇
52 دنبال‌کننده
13 عکس
10 ویدیو
1 فایل
04'40
مشاهده در ایتا
دانلود
از جمله هایی که با "باز برای تو خوبه..."خوشم نمیاد،انگاری داریم باهم مسابقه میدیم که وضعیت کدوممون بدتر‌ و فجیع‌ترِ
یک سال دیگه هم داره تموم میشه و من هنوز هم بعد گذشت این سال‌ها نتونستم سرعت گذر زمان رو درک کنم،انگاری که هرسال که می‌گذره این سرعت بیشتر و بیشتر میشه،دیگه انگار زندگی نمیکنیم،تجربه نمیسازیم و خاطره ایجاد نمیکنیم،فقط میگذره،جوری که تو پایان هر‌سال شگفت‌زده میشم که چجوری ۳۶۵ روز دیگه گذشت و من طی شدنش رو حتی حس نکردم؟انگار دیگه زندگی اون رنگ‌وبوی مختص به خودش رو نداره که روحم رو به وجد میاورد،انگار تبدیل شده به یه بازی خسته‌کننده که نمیدونم اینبار چه ناهمواری ها و اتفاقاتی رو در انتظارمون گذاشته،اما مثل همیشه،در پایان امسال هم،من هنوز برای زندگی کردن مشتاق و خرسندم و هنوز هم عاشق بودن کنار هشت فرد مهم زندگیمم و این‌بار منتظر یه شروع تازه و جدید‌م،چیزی که ارزش این اتفاقات رو داشته بوده باشه
از همون اول آدما برام جایگاه های متفاوتی داشتن،دوست،هم‌باشگاهی،هم‌کلاسی،آشنا،دوست نزدیک،فامیل دور،فامیل نزدیک،غریبه،هم‌مدرسه‌ای،دوست مشترک،کسی که فقط باهاش احوال پرسی می‌کنم،کسی که فقط برای لحظات خوشِ و... انگاری نمیتونستم دو نفر رو روی یه جایگاه بذارم،حتی اگه نشون نمی‌دادم همیشه یکی جایگاه بالاتری داشت،یکی مهم‌تر بود یکی اولویت‌ش جلو‌تر بود و یکی بیشتر محبت و علاقه‌ام رو داشت. کم کم متوجه شدم وقتی آدمایی که جایگاه بالایی داشتن اشتباهی می‌کردن،از اونا ناراحت و دلخور نمی‌شدم،از خودم ناراحت می‌شدم،از خودم عصبانی و دلخور می‌شدم که چرا اجازه دادم انقدر جایگاه بالایی برام داشته باشن که با یه کار کوچیک کل روزم خراب بشه و انرژی منفی دورم رو احاطه کنه؟خودم رو سرزنش می‌کردم و می‌گفتم"دفعه بعدی دیگه از این خبرا نیست،بوسیدمش گذاشتم کنار،دیگه انقدر حساسیت به‌خرج نمی‌دم"دفعه بعدی می‌شد و باز هم همین آش و همین کاسه،تا جایی که دیگه یهو مهم نبود،دلخور نمی‌شدم،می‌دیدم و می‌گذشتم و به ادامه روزم میرسیدم و حتی گاهی اوقات از یادم می‌رفت،تا اینکه کم کم جایگاهشون از بالا‌ترین به پایین‌ترین میرسید،جایی کنار غریبه های زندگیم.
مورد تعریف و ابراز‌علاقه قرار گرفتن خیلی ناز و لذت‌بخشِ،اینکه برای اون فرد مهم بوده که تو امروز چجوری بنظر میرسی،اهمیت داده که چقدر از دیروز متفاوت هستی و یا چه اندازه تو مهارتی که شروعش کردی پیشرفت کردی،همه‌ی این ها نشون از دقت و توجه میده که بیش از اندازه ارزشمندِ. ابرازاحساسات‌های یهویی همیشه موردعلاقه‌ام بودن و هستن،"چقدر موهات امروز خوش حالتن"،"چقدر انرژی خوبی داری امروز"،"چقدر صحبت‌کردن باهات دلنشینِ"،"مامانم دوستت داره"،"تو خونه ازت یاد کردم"و از این دسته از تعریفات. اما بیشتر از هرچیزی،تعریف کردن از افراد به وجدم میاره،دیدن حالت چهره و انرژی مثبت ایجاد شده تو اطرافشون بعد از شنیدن یه تعریف کوچیک،لبخند مهربون و چشم‌هایی که توی‌اون لحظه واقعا نرم و دوست‌داشتنی‌ان از ته قلبم باعث خوشحالیم میشن،یک‌جورایی،بخشی از هرحسی رو که به بقیه منتقل میکنیم،برای خودمون میمونه و تاثیر میگذاره.
از دیدن باریدن قطرات بارون روبه‌روی چراغ‌های خیابون و ماشین‌ها خوشم می‌آد،چون اینجوری میتونم قطرات‌ش رو بهتر و واضح‌تر از همیشه ببینم. میتونم ساعت ها بشینم و برخورد قطرات‌ش رو روی زمین ببینم و از صداش لذت ببرم. و یا حتی وقتی قطراتش روی صورت،موهام و عینکم می‌شینه و دیدم رو تار می‌کنه باز هم عاشقشم. وقتی میرم خونه و رد قطرات بارون رو از روی عینکم پاک می‌کنم ذهنم برمی‌گرده به لحظاتی که زیر بارون گذروندم و قلبم خوشحال و نرم می‌شه. عاشق بوی خاکی‌ام که بعد از بارون بلند می‌شه،عاشق رنگین کمونی‌ام که بعد از بارون تو روزای آفتابی ایجاد می‌شه،عاشق قطرات بارونی‌ام که روی برگ درخت‌ها می‌شینه،عاشق رعد و برق‌هایی‌ام که توی بارون‌های دیر‌وقت آسمون شب رو روشن می‌کنه و عاشق چاله‌ها و گودی‌های روی زمین‌ام که از آب بارون پر می‌شن و نور‌های اطراف رو توی خودشون انعکاس می‌دن. انگاری از هرچیزی که مربوط به بارون میشه خوشم می‌آد و دوستش دارم. And,how could anyone hate the rain?
فکر میکنم روشنایی یه خونه هیچوقت به تعداد لامپ و وسایل نورانیش نبوده،به این بوده که چقدر توی اون خونه خاطره بوده،چقدر خنده و شادی بوده,چقدر لحظات خوب بوده،چقدر روزای خوبی بوده که بعد از مشکلات درکش کردن،چقدر عشق و علاقه بوده،چقدر محبت بوده،چقدر اهمیت و ارزش بوده،چقدر کنار هم وعده های غذاییشون رو صرف کردن بوده،چقدر صحبت‌ بوده و حتی چقدر دعوا،دلخوری،ناراحتی و غصه بوده و چقدر زندگی در جریان بوده. یک‌جورایی انگار خونه ها روح و انرژی دارن،انگاری هرچی عشق،محبت،علاقه،شادی و اهمیت بیشترِ،خونه روح تازه‌تر و مثبت تری داره و وقتی غم و ناراحتی زیاد باشه،خونه انگار میمیره،دیگه جون نداره،میپوسه،دلگیر میشه از سکوتی که انگاری شکسته نمیشه و هیچی دیگه خوب نمیشه.
سوءتفاهم‌.سوءتفاهم‌ها میتونن خیلی خطرناک و ترسناک باشن اگه راجبشون صحبت نشه،آدم‌ها عادت دارن وقتی صحبت هایی رو میشنون که ازش ناراضی،دلخور و یا عصبانی میشن،چیزی جز سکوت به زبون نمیارن،یه گوشه میشینن،ساعت‌های ساعت برای خودشون تصمیم میگیرن که اون اتفاق چجوری افتاده،چقدر راحت توسط اون فرد که شاید مهم ترین فرد زندگیشونِ آسیب دیدن و اعتمادشون رو ازدست دادن و بین اون آشوب توی ذهنشون،حتی برای یک ثانیه هم افکاری مثل"بذار از خودش بپرسم"،"باید باهاش راجب این قضیه صحبت کنم"،"بهتره که صحبت‌هایی راجب این داستان داشته باشیم"و چیزهایی از این قبيل نمیرسه.انگاری تمام منطقشون دود میشه میره هوا و فقط احساسات لحظه‌ای براشون میمونه که،ای داد از تصمیماتی که از سر عصبانیت،لجبازی و کینه گرفته بشن. از دیدگاه دیگه‌ای،اکثر افراد امروزی صحبت کردن رو بلد نیستن،نه که بلد نباشن اما انگاری اهمیتی نمیدن که صحبت‌هاشون چجوری شنیده میشه و چه افکاری ممکنه حتی به اشتباه به ذهن‌ بی‌خبر طرف مقابلشون برسه.هرچیزی که به ذهنشون بیاد پشت هم جمله میکنن و به زبون میارن. فکر میکنم در روابط دوتا از مهم‌ترین معیار هایی که باعث یه رابطه طولانی‌مدت و سالم میشه،یاد گرفتن طرز صحیح صحبت کردن و سوال پرسیدنِ،قضاوت خودسرانه فقط باعث ایجاد سوءتفاهم‌‌های بیشتر و قطعی ارتباط میشه.
وانمود کردن به کسی که نیستی مسخره‌ترین و مضحک‌ترین کاریِ که یه فرد میتونه انجام بده. راستش برام اهمیت نداره اون شخصیت و طرز رفتار دروغینت چقدر میتونه جالب،دوست داشتنی و خیره‌کننده باشه،تا وقتی که واسه تو نیست،تا وقتی که توی خلوتت شخصیت خودت رو به سخره میگیری و باهاش احساس غریبی میکنی،تا وقتی که رفتارت با بقیه هرچی بیشتر احساس صمیمیت کنی ببشتر تغییر میکنه و خودت رو لو میدی و تا وقتی که نظر‌ها و علایق افراد دیگه روی عقاید و دیدگاهت تغییر ایجاد میکنه،مزخرفی بیش نیست. خجالت کشیدن و مخفی کردن چیزی که واقعا هستی یه توهین بزرگی به خودتِ،چیزی که باعث میشه تمام احترام و ارزشی که برات قائل هستم رو دور بریزم و هیچوقت دیگه به جایگاهی که توی قلبم بودی برنگردی.
هدایت شده از  بادماراخواهدبرد
WHY is everything better at night? showering, watching tiktoks, eating, listening to music, phone calls, everything.