eitaa logo
فرماندهان سیاسی فرهنگی برادر
67 دنبال‌کننده
13.2هزار عکس
8.6هزار ویدیو
441 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
چیزی عوض نشده! ما همان بچه های ۶_۵ ساله ی گذشته ایم که فقط کمی قد کشیده ام... پشت دیوار های کینه و بغض و خطا پنهان شدیم، و آنقدر ماندیم که دیگر کسی پی ما نمی آید... قرار بر یافتن بود؛ قرار روزهای بی قراریمان، برقرار است؟! باید دنبال گمشده ای می گشتیم، ولی خودمان گم شدیم... باید به ساحل برسیم اما ترس از غرق شدن، ما را فقط به دست و پا زدن وا میدارد... دغدغه ی ظهور کجا رفت؟! ادعای ماندن و تلاش؟! این روزها که کمی قد و قامت‌مان تغییر کرده، و جای صداقت کودکی‌مان را حرف هایی از جنس تظاهر گرفته، باید قدمی برداشت... شاید باید یاد بگیریم که اجباری به رسیدن نیست... همین که راه، چاه نباشد و مقصد، به قصد هیچ کافیست... در پی کوچه پس کوچه های زندگی و خیابان های بی انتهایش، باید گمشده ای را یافت... باید صدا زد... ✍فاطمه حاجی نیا_ایلام ✨هادیان بصیر✨ 🆔sapp.ir/hadianebasir1 🆔eitaa.com/hadianebasir 🆔rubika.ir/hadianebasir1
💢بانگاهی صدایم کن یا رضا«ع»💐 ♻️لحظه هام که سرد و تنها می شوند و محزون و خسته به کنجی زانوی غم بغل می گیرند ، غزل از تو سرودن در دلم جان می گیرد...روح غبارآلودم در کوره راههای پیچیده ی زندگی به دنبال درمان زخم دلتنگی ، کویر برهوت دنیا را در می نوردد و به دنبال گامهای صمیمی تو ، کوچه پس کوچه های شهر دلتنگی را می پیماید و به ناگاه در کنار پنجره فولادت ، در سایه سارنگاهت و در میان بغض نشکفته ی زائرانت در حریم امن تو پناه می گیرد... ♻️نگین اشک درچشمان خسته و منتظر بر روی گونه های سرد و بی روحم ، نم نم جاری می شود و لحظه ی وصل و دلدادگی در دفترچه ی خاطرات زندگیم به ثبت می رسد ، دردهای عاشقانه ام را و بغض نشکفته ی حنجره ام را معطر به نسیم کوی تو کرده ام... ♻️فرسنگها راه را به عشق لمس پنجره فولادت به لحظه ای طی نموده ام ، محزون و در خود شکسته به امید نگاهی از کوی رضایت ، به انتظار می نشینم و به یاد ضمانت آهوی که به پناه آمده بود ، به پایت خواهم نشست تا ضامن دل بیقرار و سرگردانم باشید... ♻️برای درک حضورت و لمس دستان مهربانت ، چشم انتظار می نشینم و همچون گدایی بر در خانه ات به دق الباب می ایستم و تا لحظه ی دیدار از پای نخواهم نشست... ♻️می گویند امام رئوفی و پناه همه ، مسلمان و شیعه که هیچ ، یهودی ، کلیمی ، ارمنی و زردتشتی به درگاهت دخیل می بندد و پناه و امام همه ای... در کویت همچون شاپرکی تشنه ی رحمت توام ،غنچه ی دعایم به سوی حرم امن تو می شکفد و حجم تنهایی و سکوتم را نام مبارک و یاد پربرکتت پر می کند... ♻️ترجمان دردهایم تویی ، انیس و مونس شبهای محنت زایم تو هستی ، دردهایم را بشنو ، غربتم را دریاب ، اشکهایم را تو خریدار و زخم دلتنگیم را تو مرهم باش... ♻️با اشکهایم پلی می زنم به بارگاه قدسیت ،مرا تو ضامن باش ، مرا تو طبیب باش ، نگاهم را با نگاهی بخر تا جز رنگ تو رنگی نگیرم یا رضا «ع»...که رنگ تو رنگ خداست... ✍ : زینب بساط نیا 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 ✨هادیان بصیر✨ 🆔sapp.ir/hadianebasir1 🆔eitaa.com/hadianebasir 🆔rubika.ir/hadianebasir1