eitaa logo
دانلود
تو دنیای من همیشه ساعت یک و سی و نه دقیقه‌اس‌.
پس دوباره می‌نویسم.. برای من بودن. برای این عادتِ کهنه‌‌ی نگاشت؛ برای خلوص و برای اجبارِ امید داشتن‌.
دنیا! منم آنکه آخرش میخندد. روزی به غمِ پشت سرش میخندد. آری منم آنکه خویش را باور کرد. هر چند جهان به باورش میخندد. یک روز همین آدم رویا پرداز. رؤیاش نشسته در برش میخندد. یک قصه تازه مینویسد از خود. یک قصه که در سراسرش میخندد. تقدیر دوباره مانعم خواهد شد؟! تقدیر به گور پدرش میخندد!
هدایت شده از  Don't lie
تفنگ رو بنداز زمین حرف بزنیم.
گاهی وقتا زندگی یعنی یه خنده‌ی کوچیک.