دنیا! منم آنکه آخرش میخندد.
روزی به غمِ پشت سرش میخندد.
آری منم آنکه خویش را باور کرد.
هر چند جهان به باورش میخندد.
یک روز همین آدم رویا پرداز.
رؤیاش نشسته در برش میخندد.
یک قصه تازه مینویسد از خود.
یک قصه که در سراسرش میخندد.
تقدیر دوباره مانعم خواهد شد؟!
تقدیر به گور پدرش میخندد!
و درنهایت دو سه سال دیگه برمیگردی به پشتت نگاه میکنی و به خودت میگی اگه یکم نسبت به اتفاقا انعطاف به خرج میدادم چقدر راحت تر از رو میرفتن.
402،ظهر،خورشید وسط آسمون،هوای گرم،میز تنیس،بافتِ خرگوشیِ من،سر به سر گذاشتن همدیگه،"وقتی موهاتو میبافی شبیه عروسک چینیا میشی"،اصرار من برای انکار،عکسش توی ایتا،خنده و خنده و خنده؛یادته؟
هدایت شده از her little girl
ویگنBe khatere to @shirazsong.mp3
زمان:
حجم:
4.2M