eitaa logo
دانلود
دنیا! منم آنکه آخرش میخندد. روزی به غمِ پشت سرش میخندد. آری منم آنکه خویش را باور کرد. هر چند جهان به باورش میخندد. یک روز همین آدم رویا پرداز. رؤیاش نشسته در برش میخندد. یک قصه تازه مینویسد از خود. یک قصه که در سراسرش میخندد. تقدیر دوباره مانعم خواهد شد؟! تقدیر به گور پدرش میخندد!
هدایت شده از  Don't lie
تفنگ رو بنداز زمین حرف بزنیم.
گاهی وقتا زندگی یعنی یه خنده‌ی کوچیک.
رگام پر از سربه ریه‌م‌ پر از جیوه‌ست.
اینجا مثل یه رویاست؛
و درنهایت دو سه سال دیگه برمیگردی به پشتت نگاه میکنی و به خودت میگی اگه یکم نسبت به اتفاقا انعطاف به خرج میدادم چقدر راحت تر از رو میرفتن.
402،ظهر،خورشید وسط آسمون،هوای گرم،میز تنیس،بافتِ خرگوشیِ من،سر به سر گذاشتن همدیگه،"وقتی موهاتو میبافی شبیه عروسک چینیا میشی"،اصرار من برای انکار،عکسش توی ایتا،خنده و خنده و خنده؛یادته؟
دوستداشتم خورشید میبودم.
brainstorming.
دوستداشتم خورشید میبودم.
دوستداشتم تو قفسه سینم ابر داشتم.