🔰نبرد اقتصادی و فرماندهی پولی کشور
🔹مروری بر مسیرهای اصلاح نظام بانکداری در رهگذر پاسخ به سوالاتی بنیادین!
دیالکتیک ثبات ارزی: از مدیریت واکنشی تا الزام به ترسیم نقشه راه ساختاری برای بازار ارز
فرسایش سرمایه اجتماعی پول ملی
انحراف اعتبارات: تأمین نیازهای اصیل مردم در برابر اولویتهای سود محور شبکه بانکی
اقتصاد تحریمی و انفعال ژئوپلیتیک پولی
شش پرسش راهبردی
🌐 #شبکه_گرا
🆔 @geraa_ir
📂ماجرای ونزوئلا
🏷ورای اخبار داغ و روایتهای رسانهای از ونزوئلا چه واقعیت سیاسی عمیقتری در حال شکلگیری است؟
قسمت اول
✏️محمد نائیج حقیقی
دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور
🔻باحملات ایالات متحده به ونزوئلا و بازداشت نیکولاس مادورو، جهان شاهد یکی از شوکهای ژئوپلیتیکی قرن بیستویکم شد. اما ورای اخبار داغ و روایتهای رسانهای، واقعیت سیاسی عمیقتری در حال شکلگیری است؛ واقعیتی که میتوان آن را حرکت سهلایه آمریکا برای بازسازی کنترل انرژی، تحدید نفوذ روسیه و چین، و نمایش اقتدار در نظم نوین جهانی نامید.
🔹با افول دسترسی جهان غرب به نفت روسیه پس از جنگ اوکراین و تحریمهای فلجکننده، ناگهان نقشه انرژی جهان دستخوش خلأ شد. اروپا به صورت بیسابقهای محتاج مسیرهای جدید تأمین انرژی گردید. در چنین شرایطی، واشنگتن دریافت که اگر بخواهد نظم انرژی مبتنی بر ایده آمریکا را از فروپاشی نجات دهد، نمیتواند از بازیگر ناآرامی چون ونزوئلا چشم بپوشد؛ کشوری که طی دهه گذشتهاش میدان رقابت شرکتهای روسی و چینی در حوزه نفت و توسعه زیرساخت بوده است.
🔹بنابراین، حمله به ونزوئلا نه یک حرکت صرفاً نظامی، بلکه بخشی از «بازآرایی زنجیره انرژی جهانی» است؛ تلاشی برای بازگرداندن نفت ونزوئلا به مدار غرب، مشابه آنچه واشنگتن در اوایل قرن بیستم در خاورمیانه رقم زد. به زبان سادهتر، این حمله پاسخی است به یک پرسش حیاتی برای آمریکا: چه کسی باید کلید منابع انرژی نیمکره غربی را در دست داشته باشد؟
🔹از طرفی دیگر در دهه گذشته، آمریکای لاتین دیگر حیاط خلوت یکدست واشنگتن نبود. همکاریهای زیرساختی چین از پاناما تا بوئنوسآیرس، و حضور مشاوران نظامی روسیه در ونزوئلا و نیکاراگوئه، نشان از شکلگیری آرام یک محور شرقی در غرب داشت. در نگاه سیاستگذاران آمریکایی، ونزوئلا نه فقط دولت سوسیالیست ناکارآمد با معضلات اقتصادی، بلکه دروازه نفوذ استراتژیک مسکو، پکن و ایران به پشتخانه قدرت آمریکا بود. بنابراین، حذف مادورو را باید نوعی «بازپسگیری شعاع نفوذ» دانست.
🔹اما سومین لایهی این حرکت، جنبه روانی و نمادین دارد. پس از جنگ اوکراین، شکستهای مفتضحانه سگ قلادریده آمریکا در منطقه یعنی رژیم غاصب صهیونی پس از طوفان الاقصی و شکست کلان پروژه تغییر در نظم منطقه توسط پیمان ابراهیم، از بین رفتن هیمنه آمریکا و رژیم در تقابل با جمهوری اسلامی ایران، یمن و... و همچنین شکافهای درونی در سیاست داخلی این کشور در کنار نارضایتی مردم ایالات متحده آمریکا، تصویر نظم آمریکایی در جهان خدشهدار شده بود. افکار عمومی جهانی در حال عادت به «پسااقتدار آمریکا» بود، جایی که تصمیمات واشنگتن دیگر الزامآور تلقی نمیشد و اصلی ترین ایده انتخاباتی ترامپ یعنی تحقق آمریکای بزرگ و مقتدر عملا دچار بحران هویتی جدی شده بود.
🔻در چنین شرایطی، حمله به ونزوئلا کاربردی فراتر از مرزها دار: بازسازی تصویر اراده و قدرت تصمیم!(حتی اگر مثل مادورو پیشنهاد مذاکره به آمریکا هم بدهی...)
🔹پیام واشنگتن روشن است: ما هنوز توان مداخله، بازداشت، و مدیریت تغییر رژیم ها را در جای جای جهان داریم.
🔹این حرکت نوعی سیاست تئاترگونه قدرت است؛ همانگونه که نمایش سقوط صدام یا بنلادن نیز بیش از یک واقعه نظامی، یک احیای اعتمادبهنفس ملی برای آمریکا در داخل و پیامی برای رقیبان استراتژیک ایالات متحده آمریکا در نظم نوین جهانی بود.
🔻در صحنهی کنونی جهان پسا طوفان الاقصی و جنگ اوکراین، اقدام آمریکا در ونزوئلا، بازتعریف سادهای از معادله قدرت را بازگو میکند: هنوز هم تعیینکننده نهایی، کسی است که میتواند دست روی منابع قدرت بگذارد و تحت مدیریت خودش درآورد!
🌐 #شبکه_گرا
🆔 @geraa_ir