eitaa logo
مجموعه گرا
10.9هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
978 ویدیو
364 فایل
🌐 شبکه تولیدمحتوا و جریان‌سازی سیاسی 💡تبیین، اساس کار ماست! 🔸️ارتباط با ما: 09046631709 @geraa_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
📂ماجرای ونزوئلا 🏷ورای اخبار داغ و روایت‌های رسانه‌ای از ونزوئلا چه واقعیت سیاسی عمیق‌تری در حال شکل‌گیری است؟ قسمت اول ✏️محمد نائیج حقیقی دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور 🔻باحملات ایالات متحده به ونزوئلا و بازداشت نیکولاس مادورو، جهان شاهد یکی از شوک‌های ژئوپلیتیکی قرن بیست‌ویکم شد. اما ورای اخبار داغ و روایت‌های رسانه‌ای، واقعیت سیاسی عمیق‌تری در حال شکل‌گیری است؛ واقعیتی که می‌توان آن را حرکت سه‌لایه آمریکا برای بازسازی کنترل انرژی، تحدید نفوذ روسیه و چین، و نمایش اقتدار در نظم نوین جهانی نامید. 🔹با افول دسترسی جهان غرب به نفت روسیه پس از جنگ اوکراین و تحریم‌های فلج‌کننده، ناگهان نقشه انرژی جهان دستخوش خلأ شد. اروپا به صورت بی‌سابقه‌ای محتاج مسیرهای جدید تأمین انرژی گردید. در چنین شرایطی، واشنگتن دریافت که اگر بخواهد نظم انرژی مبتنی بر ایده آمریکا را از فروپاشی نجات دهد، نمی‌تواند از بازیگر ناآرامی چون ونزوئلا چشم بپوشد؛ کشوری که طی دهه گذشته‌اش میدان رقابت شرکت‌های روسی و چینی در حوزه نفت و توسعه زیرساخت بوده است. 🔹بنابراین، حمله به ونزوئلا نه یک حرکت صرفاً نظامی، بلکه بخشی از «بازآرایی زنجیره انرژی جهانی» است؛ تلاشی برای بازگرداندن نفت ونزوئلا به مدار غرب، مشابه آنچه واشنگتن در اوایل قرن بیستم در خاورمیانه رقم زد. به زبان ساده‌تر، این حمله پاسخی است به یک پرسش حیاتی برای آمریکا: چه کسی باید کلید منابع انرژی نیم‌کره غربی را در دست داشته باشد؟ 🔹از طرفی دیگر در دهه گذشته، آمریکای لاتین دیگر حیاط خلوت یک‌دست واشنگتن نبود. همکاری‌های زیرساختی چین از پاناما تا بوئنوس‌آیرس، و حضور مشاوران نظامی روسیه در ونزوئلا و نیکاراگوئه، نشان از شکل‌گیری آرام یک محور شرقی در غرب داشت. در نگاه سیاست‌گذاران آمریکایی، ونزوئلا نه فقط دولت سوسیالیست ناکارآمد با معضلات اقتصادی، بلکه دروازه نفوذ استراتژیک مسکو، پکن و ایران به پشت‌خانه قدرت آمریکا بود. بنابراین، حذف مادورو را باید نوعی «بازپس‌گیری شعاع نفوذ» دانست. 🔹اما سومین لایه‌ی این حرکت، جنبه روانی و نمادین دارد. پس از جنگ اوکراین، شکست‌های مفتضحانه سگ قلادریده آمریکا در منطقه یعنی رژیم غاصب صهیونی پس از طوفان الاقصی و شکست کلان پروژه تغییر در نظم منطقه توسط پیمان ابراهیم، از بین رفتن هیمنه آمریکا و رژیم در تقابل با جمهوری اسلامی ایران، یمن و... و همچنین شکاف‌های درونی در سیاست داخلی این کشور در کنار نارضایتی مردم ایالات متحده آمریکا، تصویر نظم آمریکایی در جهان خدشه‌دار شده بود. افکار عمومی جهانی در حال عادت به «پسااقتدار آمریکا» بود، جایی که تصمیمات واشنگتن دیگر الزام‌آور تلقی نمی‌شد و اصلی ترین ایده انتخاباتی ترامپ یعنی تحقق آمریکای بزرگ و مقتدر عملا دچار بحران هویتی جدی شده بود. 🔻در چنین شرایطی، حمله به ونزوئلا کاربردی فراتر از مرزها دار: بازسازی تصویر اراده و قدرت تصمیم!(حتی اگر مثل مادورو پیشنهاد مذاکره به آمریکا هم بدهی...) 🔹پیام واشنگتن روشن است: ما هنوز توان مداخله، بازداشت، و مدیریت تغییر رژیم ها را در جای جای جهان داریم. 🔹این حرکت نوعی سیاست تئاترگونه قدرت است؛ همان‌گونه که نمایش سقوط صدام یا بن‌لادن نیز بیش از یک واقعه نظامی، یک احیای اعتمادبه‌نفس ملی برای آمریکا در داخل و پیامی برای رقیبان استراتژیک ایالات متحده آمریکا در نظم نوین جهانی بود. 🔻در صحنه‌ی کنونی جهان پسا طوفان الاقصی و جنگ اوکراین، اقدام آمریکا در ونزوئلا، بازتعریف ساده‌ای از معادله قدرت را بازگو می‌کند: هنوز هم تعیین‌کننده نهایی، کسی است که می‌تواند دست روی منابع قدرت بگذارد و تحت مدیریت خودش درآورد! 🌐 🆔 @geraa_ir
🔰 ماجرای ونزوئلا قسمت دوم 🏷حال سوال اصلی اینجاست که آیا وقایع امروز، نقشی با اتفاقات در حال وقوع در جمهوری اسلامی دارد؟! 🔻بی‌تردید، حمله به ونزوئلا فقط یک واقعه منطقه‌ای نیست؛ بلکه بخشی از بازی بازتعریف قدرت و حامل پیام‌هایی برای سایر نظام‌های سیاسی است که در مرز تضاد با واشنگتن در تحقق نظم نوین جهانی قرار دارند؛از جمله ایران. 🔷 به این پدیده می شود از زوایای مختلف نگریست: 🔸۱.اقدام علیه مادورو حامل پیامی است برای تمام حکومت‌هایی که بر مدار استقلال سیاسی و مقاومت در برابر نظم تک قطبی آمریکایی حرکت می‌کنند. ایران، در ذهن راهبردی آمریکا، یکی از همان نمادهای مقاومت است که در ادبیات کنونی سیاستمداران آمریکایی به ویژه ترامپ، مشابه ونزوئلا تلقی می‌شود؛ چرا که ایران، حاکمیتی با پشتوانه منابع انرژی عظیم، امکان پیوند عمیق با شرق به ویژه روسیه و چین، و مبدع الگوی مقاومت در برابر فشارهای غربی. 🔸بازداشت مادورو را می‌توان نوعی نمایش قابلیت بازدارندگی و مداخله دانست که با خود یک پیام غیرمستقیم ولی تهدیدآمیز برای تهران دارد که: اگر ساختار قدرت در درون شما شکننده‌تر شود و افکار عمومی داخلی زمینه پذیرش تغییر را بیابد، ما هنوز به اندازه کافی ابزار داریم تا بازی را شخصاً پیش ببریم!! ( موضوعی که در پیام چند شب پیش صراحتا این موضوع بیان شد: حمایت مستقیم از معترضین ایرانی در صورت برخورد حاکمیت ایران!) 🔹به‌عبارت دیگر، آمریکا در ونزوئلا نشان داد که دکترین فشار هوشمند او دیگر فقط تحریم یا تهاجم سایبری نیست، بلکه بازگشت به استفاده از نیروی سخت با توجیهات حقوقی بین‌المللی است؛ چیزی که ممکن است در آینده علیه ایران نه صرفا به‌صورت لشکرکشی سخت بدون پشتوانه داخلی مردم ایران(آنچه در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اخیر اتفاق افتاد)، بلکه به‌صورت عملیات ترکیبی امنیتی(حمایت از تشدید ناآرامی های اجتماعی، تصویرسازی پوشالی از اقتدار نیروهای بیرونی برای رساندن معترضین به اهداف، انجام عملیات محدود اما دارای هدف مشخص، نقطه زن و یحتمل موفق نظیر ترورهای در سطوح راهبردی نظام نظیر شخصیت‌های برجسته نظامی و سیاسی و... با استفاده از فرآیندهای توجیه‌ساز نظیر پرونده‌سازی قضایی در محافل بین‌المللی) بازتولید شود. 🔸۲.اگر به نقشه قدرت‌های ضد‌غرب نگاه کنیم، سه نقطه کلیدی می‌بینیم: مسکو، تهران، کاراکاس. چرا که هر سه با دسترسی به منابع عظیم نفت، پیروی از سیاست ضد‌هژمون آمریکایی و قدرت تشکیل ائتلاف‌های متقابل از ظرفیت بی بدیلی برخوردارند! ونزوئلا به عنوان بزرگ‌ترین کشور دارای ذخایر نفت جهان در این جنگ انرژی می‌تواند نقش بی بدیلی در تولید قدرت برای ایالات متحده آمریکا به جهت عدم وابستگی به منابع نفتی منطقه غرب آسیا به ویژه روسیه ایفا کند. تحلیل‌گران معتقدند که هدف نهایی واشنگتن بازگشت نفت ونزوئلا به بازار جهانی تحت نظارت شرکت‌های آمریکایی است تا جایگزین نفت روسیه شود و وابستگی اروپا و آمریکا به شرق کاهش یابد. این عامل نقش بی بدیلی در قیمت نفت در ماه‌های آینده دارد؛ تعیین قیمتی که به جهت وابستگی اقتصادهای منطقه غرب آسیا به ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایران و...نقش به سزایی در تحولات آتی خواهد داشت. 🔷اما در عمل، واشنگتن می‌داند که جامعه ایران متفاوت از آمریکای لاتین است؛ عمق تمدنی، پیوند دینی، و مقاومت تاریخی ایران چنین مداخله‌ای را غیرممکن می‌سازد. اما پیام راهبردی‌اش به حاکمیت ایران روشن است: 🔹آمریکا پس از ونزوئلا می‌خواهد نشان دهد که در صورت تضعیف انسجام داخلی یا شکاف شدید اجتماعی، ابزارهای قدرت سخت و نرم را برای به‌چالش‌کشیدن نظام‌های مستقلی چون ایران فعال می‌کند! 🔸۳.در سطح جامعه، حمله به ونزوئلا می‌تواند دو خوانش متضاد در ایران تولید کند: 🔻برای مردم معترض فعال در میدان؛ این عملیات ممکن است به مثابه یک نماد از توان عمومی غرب در پایان دادن به حکومت‌های ناکارآمد تعبیر شود. در ذهن برخی، ونزوئلا نمونه‌ای از دولت‌های مشابه با ایران تلقی می‌شود که مردم در آن از رکود اقتصادی، فساد و فشار تحریم‌ها آسیب دیده‌اند. بنابراین می‌تواند حس امیدِ سیاسی به امکان خیالی تغییر از بیرون را زنده کند.(در واقع اقدام صورت گرفته به نوعی نمونه‌یِ عملیاتی پیام چند روز گذشته ترامپ به مردم ایران بود!) برای حاکمیت و لایه‌های تصمیم‌گیر؛ دقیقاً برعکس. این واقعه زنگ خطر بازگشت دوره مداخله‌های غیرمستقیم آمریکایی است. پیامی برای نخبگان ایران که حفظ انسجام درونی، کنترل روایت‌های رسانه‌ای و پرهیز از شکاف اجتماعی، اکنون اهمیت مضاعف دارد؛ چون اگر گسل‌های داخلی عمیق شود، الگوی ونزوئلایی می‌تواند در ذهن غرب بازتولید گردد! 🌐 🆔 @geraa_ir
🔰ماجرای ونزوئلا قسمت سوم 🔸به زبان دقیق‌تر، این رخداد برای ایران حامل پیام سیاسی و نه نظامی بود؛ آمریکا از طریق طراحی این نمایش حرفه‌ای، در واقع در حال بازسازی مفهوم قدرت آمریکایی مبتنی بر نظم تک قطبی و مقابله با هرگونه تغییر نظم جهانی است؛ این اقدام پیام صریح است به بازیگران اصلی تحقق نظم نوین جهانی یعنی ایران، روسیه، چین و هر بازیگر بالقوه‌ای که در سر برای خود نقشی تعریف کرده و قصد برهم زدن نظم هژمونیک آمریکایی دارد! 🔻 سوال اساسی دیگر اینجاست که راهبرد عملیاتی جمهوری اسلامی در برخورد با این اتفاق مهم چه باید باشد؟! در استراتژی کلان باید این‌گونه متصور بود که واکنش ایران فراتر از محکومیت‌های منفعل دیپلماتیک باید شامل اقدامات عملی برای خنثی‌سازی الگوی بازدارندگی جدید آمریکا باشد. 🔷 در این مسیر اقدامات زیر پیشنهاد می‌شود: ۱.پیام آمریکا این بود: ما می‌توانیم حلقه‌های مقاومت منطقه‌ای را یکی‌یکی از بین ببریم. واکنش کلیدی ایران در این سطح از یک طرف، تثبیت و تعمیق ائتلاف‌های منطقه‌ای و گسترش عمق استراتژیک مقاومت در برابر هرگونه تهدید سخت از طریق تقویت پیوندهای خود با محور مقاومت به ویژه حزب الله، انصارالله و گروه‌های مقاومت عراقی است. 🔸از طرفی دیگر در پاسخ به پیام آمریکا مبنی بر خنثی‌سازی نفوذ روسیه و چین، ایران باید با سرعت بیشتری، همکاری‌های استراتژیک خود با این دو قدرت را از مرحله اعلامیه به مرحله اجرای عملیاتی برساند (مثلاً در حوزه انرژی، تسلیحات، و سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی). این امر سیگنال می‌دهد که تلاش آمریکا برای منزوی‌سازی ایران با تقویت جبهه شرق خنثی خواهد شد. ۲. آمریکا با حذف مادورو به‌دنبال بازگرداندن جریان نفت به مدار غرب بود. پیام این است که: ما ابزارهای مدیریت جهانی انرژی را دوباره در دست می‌گیریم و به واسطه این تسلط اقدام به فشارهای اقتصادی کمرشکن به جمهوری اسلامی ایران میکنیم. 🔹واکنش ایران باید بر استقلال اقتصادی تمرکز کند. در این مقطع، تمرکز بر تنوع‌بخشی در بازارهای فروش نفت و دور زدن مکانیزم‌های نظارتی غرب حیاتی‌تر می‌شود. هرگونه اقدام برای ایجاد یک سامانه مالی موازی یا استفاده از ارزهای ملی در مبادلات نفتی، باید سرعت بگیرد تا وابستگی به کانال‌های تحت کنترل آمریکا به حداقل برسد! 🔸از طرفی دیگر طراحی بسته‌های عملیاتی هوشمندانه و قابل اجرا برای کنترل انتظارات کوتاه مدت مردم در حوزه معیشت و مسکن سبب شده که تاب آوری داخلی به شدت افزایش یابد. ۳.آمریکا با استفاده از کیفرخواست مادورو، یک سپر مشروعیت حقوقی بر عملیات خود کشید. این حرکت برای ایران یک هشدار جدی است، زیرا ابزارهای جنگ هیبریدی غرب اکنون بیشتر بر محور مشروعیت‌زدایی دیپلماتیک و قضایی متمرکز شده‌اند. تقویت روایت حقوقی و بین‌المللی؛ ایران باید در مجامع بین‌المللی، به‌ویژه کشورهای جنوب جهانی، فعال‌تر شود و مداخله آمریکا در ونزوئلا را به‌عنوان نقض فاحش منشور ملل متحد و نقض حاکمیت ملی برجسته سازد. هدف این است که هرگونه اقدام مشابه علیه ایران، از نظر بین‌المللی بی‌اعتبار شود. 🔻سیاست‌ورزی در میان متحدین آمریکای لاتین؛ تلاش برای تقویت روابط با کشورهای منطقه مانند برزیل، مکزیک و... که ممکن است از مداخله سخت آمریکا نگران شوند، برای ایجاد یک جبهه دیپلماتیک علیه دکترین مونرویی تقویت‌شده ضروری است. 🌐 🆔 @geraa_ir