eitaa logo
قبسات
175 دنبال‌کننده
733 عکس
73 ویدیو
9 فایل
قبسات یعنی پاره‌های نور @ghabasat 📚 ارتباط: @ghabasat_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
نور در شبستان تکثیر شده بود ✨ عطر عود صندل می‌اومد 🪔 به دختر امام، خواهر امام سلام دادم دلم تنگِ شد ظهر دوستی زنگ زد و گفت عازم مشهده شب دیدمش دلم رو سپردم که با خودش ببره و در صحن ثامن الحجج پرواز بده ... تصدق‌تون بشم چه زود جوابمونو می‌دین قربون محبت بی‌اندازه‌تون❤️ فعلکم الخیر و عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم . تصویر: شبستان امام رضا علیه السلام حرم مطهر حضرت فاطمه اخری سلام الله علیها/ رشت @ghabasat
بمناسبت اول اردیبهشت روز آغاز نگارش گلستان روز «کلیات سعدی شیرازی» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/411
پنج یا شش سال قبل، این متن را بمناسبت اول اردیبهشت نوشته بودم شاید بازنشر و خواندنش خالی از لطف نباشد ✍🏻✍🏻✍🏻✍🏻✍🏻✍🏻✍🏻✍🏻 شاعر شیرین سخن پارسی گو، سعدی شیرازی در دیباچه‌ی کتابش درباره‌ی چند و چون نگاشته شدن گلستان اینجوری میگه: ...یک شب تأمل ایام گذشته می کردم و بر عمر تلف کرده تأسف می‌خوردم و سنگ سراچه‌ی دل به الماس آب دیده می‌سفتم و این بیت‌ها مناسب حال خود می‌گفتم هر دم از عمر می‌رود نفسی چون نگه می‌کنم نمانده بسی ای که پنجاه رفت و در خوابی مگر این پنج روز دریابی... بعد از تأمل این معنی مصلحت چنان دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراهم چینم و دفتر از گفت‌های پریشان بشویم و من‌بعد پریشان نگویم خلاصه اینکه تصمیم می‌گیره یه گوشه بشینه و کمتر بگه و بیشتر بنویسه تا اینکه یهو یکی از رفقاش میاد و میگه پاشو با هم بریم یه دوری بزنیم، اما سعدی چون قسم خورده بود که دیگه «زبان بریده بکنجی نشسته صمٌّ بکمٌ» باشه، جواب درست و درمونی بهش نمیده، اما رفیقش از رو نمیره و بهش میگه «آزردن دوستان جهلست وکفّارت یمین سهل»، یه جورایی یعنی پاشو خودتو لوس نکن بیا بریم یه خرده بگردیم و از بهار لذت ببریم سعدی هم قبول می‌کنه و با هم می‌رن گشت و گذار ...تفرج کنان بیرون رفتیم در فصل ربیع که صولت برد آرمیده بود و ایام دولت ورد رسیده پیراهن برگ بر درختان چون جامه عید نیکبختان اول اردیبهشت ماه جلالی بلبل گوینده بر منابر قضبان بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلی همچو عرق بر عذار شاهد غضبان شب را به بوستان با یکی از دوستان اتفاق مبیت افتاد موضعی خوش و خرّم و درختان درهم گفتی که خرده مینا بر خاکش ریخته و عقد ثریا از تارکش آویخته، القصه صبح که شد، خواستن راهی بشن که دید رفیقش یه عالمه گل و سبزی چیده، سعدی هم نه گذاشت نه برداشت گفت آخه چرا به طبیعت خدا آسیب می‌زنی؟ مگه این گل و گیاه، عمرشون چند روزه؟ رفیقشم می‌گه کاریه که شده، خب حالا تکلیف چیه، سعدی هم جواب میده بیا خودم ببرمت یه باغی که هرگز دست خزان بهش نمیرسه گفتم برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستان توانم تصنیف کردن که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیعش را به طیش خریف مبدل نکند به چه کار آیدت ز گل طبقی از گلستان من ببر ورقی گل همین پنج روز و شش باشد وین گلستان همیشه خوش باشد بعله، اینجوری شد که سعدی همون روز شروع کرد به نوشتن و هنوز پاییز نرسیده بود که کتاب رو به پایان رسوند و تمام آنگه شود به حقیقت که پسندیده آید در بارگاه شاه جهان‌پناه سایه کردگار و پرتو لطف پروردگار.. از سال ۱۳۸۱ شمسی، اول اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی‌ نامگذاری شد @ghabasat
🗓 ۲/۲/۲ به وقت دوم‌اردیبهشت‌یکهزاروچهارصدودو دوِدوِدو دوم اردیبهشت، برای فعالان فرهنگی، یک تاریخ به یادماندنی و یک نقطه‌ی عطفه ده سال پیش در چنین روزی(دوِدوِنودودو)، رهبر معظم انقلاب ضمن دیدار با جمعی از فعالان فرهنگی، در بیاناتی، خط مشی حرکت‌های عقبه و خط مقدم جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی رو ترسیم کردند بازخوانی دوباره و چندباره‌ی این بیانات، همراه با نگاهی به تحلیل، تشریح و یادداشت، محتوای چند رسانه‌ای و منشورات مکتوب و دیجیتال مرتبط با این دیدار، لطف مضاعفی داره 🌐 از این‌جا دریافت کنید @ghabasat
28.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مروری بر روزهای تلخ و شیرین فرهنگ و هنر گیلان 🎞 کلیپی کوتاه که با دیدنش، چند حس توأمان داشتم: بغض راه گلویم را گرفت، به سرزمینم بالیدم، دلتنگ شدم، لبخند زدم و گریستم. کار زیبای حوزه هنری گیلان@artguilanews https://eitaa.com/ghabasat
مدتی است مشغول مطالعه‌ی آثاری از نویسنده‌ی شهیر فلسطینی، هستم مطلبی درباره‌ی مشابهت و تفاوت رمان عائدالی‌حیفا و فیلم سینمایی بازمانده را دو روز پیش در جام جم خواندم که پیشنهاد می‌کنم شما هم بخوانید https://jamejamdaily.ir/Newspaper/item/172629 https://eitaa.com/ghabasat
Haj Meysam MotieeGomnam-Haftegi930516[01].mp3
زمان: حجم: 3.1M
سال ۱۲۱۸ق، آل سعودِ وهابی بعد از جنگی ۹ ساله با عثمانی، بر مکه مسلط شد. در سال ۱۲۲۰، مدینه هم به تصرف درآمد و با محاصره‌ی شهر، غارت و حمله به مراقد ، بسیاری از مردم، کشته شده و بناهای اسلامی تخریب شدند. در همین سال، قبور مطهر ائمه‌ی بقیع هم به کلی تخریب شد. حکومت عثمانی البته آرام ننشست و سپاهش را به سمت حجاز فرستاد و طی نبردی که بین آل سعود و عثمانی درگرفت، آل سعود شکست خورد و حکومت حرمین، مجدداً در سال ۱۲۲۷ق به دست عثمانی افتاد. این اولین واقعه‌ی و تخریب قبرستان بقیع بود که بسیاری از مسلمانان از آن بی‌اطلاعند. چند سال بعد، باز هم دولت عثمانی ضعیف شد و آل سعود با کمک بریطانیا بر سر کار آمد و بر حجاز و نجد مسلط شد. در سال ۱۳۴۴ق، بار دیگر سپاه آل سعود به مدینه حمله کرده و بقیع شریف را که در این سال‌ها بازسازی شده بود، با خاک یکسان کردند. در این حمله حرمت قبور مبارک چهار امام شیعه هتک شد و بارگاه بنا شده بر آن مضاجع مطهر، منهدم گردید. این دومین واقعه‌ی تخریب بقیع است که در میان شیعیان به معروف است. در رمان ، به اولین واقعه‌ی تخریب بقیع اشاره کرده‌ام: سالی که والد مرحومم به سفر حج مشرف شدند، سپاه عبدالعزیز، مدینه را محاصره کرد و بعد از غارت حرم رسول الله، قبرستان بقیع را تخریب کرد. خانه‌ها خراب شدند و مال التجاره‌ی پدر به یغما رفت. ساکنان و زائران از قحطی و محاصره بیمار شدند و مرحوم والد... درباره‌ی تاریخچه‌ی دو حمله به بقیع، در این لینک و اینجا بیشتر بخوانید. https://eitaa.com/ghabasat
📚 دومین دورۀ مهم وهابیت از 1319ق با ظهور عبدالعزیز بن عبدالرحمن شروع می‌شود. در این زمان انگلستان به افرادی در اطراف و اکناف جهان اسلام کمک می‌کرد تا با تسخیر برخی مناطق و اعلان استقلال به تضعیف امپراتوری عثمانی بپردازند. یکی از این افراد، جوانی نوزده ساله از خاندان آل سعود به نام عبدالعزیز بود که به کمک انگلستان توانست منطقۀ نجد را تصرف و پس از فرو پاشی امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول، اعلان استقلال کند و عربستان سعودی را بنیان نهد. با وجود امپراتوری عثمانی، انگلستان به عبدالعزیز اجازۀ حمله به حجاز را نمی‌داد و فقط منطقۀ نجد را در اختیار داشت، اما با فروپاشی عثمانی و چراغ سبز انگلستان، عبدالعزیز به حجاز حمله برد و در 1343ق منطقۀ حجاز را تصرف و مکه و مدینه را ضمیمۀ قلمروی آل سعود ساخت و به تخریب قبور اولیای الهی پرداخت و قبه‌های متبرک ائمۀ بقیع در 8 شوال 1344ق تخریب شد. آنها می‌خواستند قبر شریف پیامبر خدا را نیز تخریب کنند که با مقاومت مردم مدینه و عصبانیت مسلمانان جهان و بنا به مصلحت و به طور موقت از این کار عقب نشستند؛ لیک این آرمان تحقق‌نایافته را همچنان در ذهن زنده داشتند. 📌 برگرفته از ص 82 کتاب «اطلس اندیشه معاصر عرب» تالیف حسن علی‌پوروحید با همکاری پژوهشکده باقرالعلوم، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل https://ble.ir/nashre_beynolmelal @ghabasat
چند روز پیش در تجمعی رخ داد که سبب هتک حرمت به این مکان مقدس شد. (از انتشار تصاویر آن شرم دارم) مهدیه‌ی رشت با سابقه‌ی بیش از ۵۰ ساله، به دستور مرحوم حاج احمد کافی و به اهتمام مرحوم آیت الله لاکانی بنا گردید و در طول این سال‌ها پایگاه جمع‌آوری کمک‌های مردمی به جبهه، محل دائمی برگزاری دعای ندبه، تشییع و نماز بر پیکر شهدا، برگزاری یادواره‌ها، مسابقات قرآن و... بوده است. بی‌شک حضور آرایشگران با آن وضع زننده در این مکان، توطئه‌ی از پیش برنامه‌ریزی شده‌ای بوده است که هم اکنون توسط مسوولان، جوانان مطالبه‌گر انقلابی و نهادهای قضایی استان، در دست پیگیری است. واکنش هنرمند انقلابی، سرکار خانم نجمه پورملکی به رخداد مذکور، این شعر را رقم زده است. سرم آورده این دنیای وانفسا بلایی را که جز گلزارِ دلتنگی ندارم هیچ جایی را شهید تازه‌ای می‌رفت و تابوتش به ما می‌گفت: بخواهید از خدا مانند من بال رهایی را مبادا دست روی دست بگذارید ای مردم! بگیرد تیرگی از شهرتان رنگ خدایی را هنوز از مسجد موسی‌بن‌جعفر دود می‌آمد که در مهدیه هم دیدیم اوج بی‌حیایی را من از رگ‌های غیرت پرسشی دارم مسلمانان! چرا بی‌حرمتی‌ها درنیاورده صدایی را؟ مبادا نهیِ از منکر شود از یادها رفته که دیگر نشنود حتی خدا از ما دعایی را! اگر مردی... اگر با زخم گل‌های لاله هم‌دردی بخوان از این وصیت‌های خونین گوشه‌هایی را: شهیدی در صف محشر شفیع ما نخواهد شد اگر روزی نپردازیم دیگر خون‌بهایی را برای این حرم کاری ندارد پاسخ سیلی به وقتش نیز خواهی دید امواج ولایی را خدا لعنت کند لعنت کند لعنت کند لعنت کسی که ارمغان آورده این عفت زدایی را @jebhebanogilan @ghabasat