غینِ غم
نمیتونم این رو جایی با اشتیاق بگم، چون به نظر کسایی که براشون تعریف میکنم القای ذهنیه
( از نظرشون من تلقین میکنم. )
هرچی تا اینجا شهود بالا دیدید رو بریزید دور. ذهن آسیب دیده و معیوب من، شامّهی سگه میمونه برار
غینِ غم
من. پیشاپیش رفتارهای آسیبزای ادمارو میفهمیدم و میفهمم. سخت اعتماد میکردم. سخت
امروز خواستم اعتماد کنم، واقعی.
غینِ غم
هرچی تا اینجا شهود بالا دیدید رو بریزید دور. ذهن آسیب دیده و معیوب من، شامّهی سگه میمونه برار
تا یه جایی که؛ دوستام از من میپرسیدن حس شیشمت چی میگه الان، تکلیف چیه
غینِ غم
امروز خواستم اعتماد کنم، واقعی.
یه ریلزی دیدم همین الان
من با اعتماد نکردن خودمو اذیت میکنم. چرا اعتماد نکنم؟ آدمها مسئول رفتار اشتباهشون هستن. یه چرخه سادهایه.
غینِ غم
یه ریلزی دیدم همین الان من با اعتماد نکردن خودمو اذیت میکنم. چرا اعتماد نکنم؟ آدمها مسئول رفتار ا
طول میکشه چم و خم این چرخه دستم بیاد
من اعتماد میکنم
یکی از اعتماد من سوءاستفاده میکنه
من نباید بابت اعتماد کردن خودم رو سرزنش کنم
آدمها مسئول رفتار اشتباه خودشونن
نباید ناراحت شم
غینِ غم
طول میکشه چم و خم این چرخه دستم بیاد من اعتماد میکنم یکی از اعتماد من سوءاستفاده میکنه من نباید ب
من نمیخوام محتاطانه رفتار کنم
نمیخوام ادم بهتری باشم
نمیخوام دائماً مراقب باشم