ما هیچکداممان بالغ نشدیم که هنوز با یکدیگر در تعاملیم. اگر پردهها برداشته شود بوی تعفن یکدیگر مارا خواهد کشت
کاش انزوایی بود در اجتماع
سیلوها را به زندگی در میان آدمیزادها ترجیح میدهم. من از خود نیز فراریام.
انسانهای دریدهی متوحش به ظاهر متمدن.
پختگی آنجایی رقم میخورد که گاردت را بشکنی و همگام با انتقادهائی که از تو میشود شوی؛ چه انتقاد به حق باشد چه به ناحق.
همه چیزایی که اینجا مینویسم رو مغز خودم خلق میکنه. خودم باورم نمیشه چه قوانین خارمادرداری رو کشف کردم
غینِ غم
همه چیزایی که اینجا مینویسم رو مغز خودم خلق میکنه. خودم باورم نمیشه چه قوانین خارمادرداری رو کشف
کاش عباس کیارستمیای چیزی بودم
تو خودت رو به در و دیوار میکوبی تا بشه.
مرغ پر کنده رو میمونی از شدت تشویش و استیصال و خواستن.
بعداً که با زور توسل و توکل شد میفهمی که حکمتش چی بود که داشت نمیشد امّا تو زوری وادار به شدن کردی.
گفتم تو بلدی نجات بدی؟ گفت اگه ببینم کسی غرق میشه نزدیکش نمیشم. کسی که غرق میشه تورم میکشه پائین