#معرفی_کتاب💎
🍃کتاب بی قرار 🍃
زندگی نامهی شهید حامد(مهدی) کوچک زاده
✨🦋✨
🕊وقتی رسیدند پادگان، سجاد هم همراهشان بود. بغض گلوی سجاد را گرفته بود. نمی خواست دم رفتن، جلوی حامد گریه کند. پدر شهید سیرت نیا هم برای بدرقه اعزامی ها آمد. حامد جلو رفت و دست او را بوسید. همان جا بغض سجاد ترکید. همه گریه می کردند. تا دقیقه نود معلوم نبود چه کسی اعزام می شود. حتی همین اعزام هم سه بار لغو شد. اما نهایتا لیست پرواز را خواندند. بعضی ها خط خورده بودند و بعضی ها مانده بودند برای پروازهای بعدی. اول اسم مهدی کاسی را خواند و دو سه تا بعد، اسم حامد را. وقتی اعلام کردند مهدی (حامد) کوچک زاده، حامد چنان «یازهرا» یی توی سالن نمازخانه گفت که همه بچه ها ساکت شدند...
#شهید_حامد_کوچک_زاده
#شهید_مدافع_حرم
#معرفی_کتاب
#بی_قرار
➣📓°•|
@gharar_shohada_313