eitaa logo
قرارگاه فرهنگی جهادی شهیدحاج قاسم سلیمانی و شهدای گرانقدرشهرکهک
436 دنبال‌کننده
17.8هزار عکس
9.8هزار ویدیو
75 فایل
من کان لله کان الله له... هر که برای خدا باشد خدا برای اوست جهت ارائه و انعکاس برنامه های قرآنی، فرهنگی،جهادی،محرومیت زدایی۰۰۰۰۰ ارتباط باادمین👇👇 @mahdiaj
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✅ به کودکان اجازه دهید که تصمیم گیرنده باشند❗️ مساله ای که بیشتر والدین با آن رو به رو هستند این است که تمایل دارند خیلی سریع فرزندانشان را از مخمصه نجات دهند. البته به کرات دیده شده وقتی که مشکل حل می شود و همه چیز سر و سامان می گیرد به فرزندانمان می گوییم که ما گفتیم که چه کار کنید. اما اگر فرزندتان تکالیف مدرسه اش را نمی داند یا چیز هایش را گم کرده است، او را برای یافتن راه حل و پیدا کردن موقعیتش تشویق کنید. سعی کنید حتما او را برای حل مشکلش تشویق و یاری کنید تا بتواند مشکلش را بدون استرس حل کند نه اینکه به او فشار آورید و او را مورد سرزنش قرار دهید. ─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─ 💠 @ghararghehajghasemkahak
اگر كتاب دستمان باشد، ديگر شكايتی از وابستگی كودک به تبلت و گوشی همراه نخواهیم داشت. 👈 رفتار خودمان را بازبينی كنيم. ✅ كودكان آينه رفتاری ما هستند. ─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─ 💠 @ghararghehajghasemkahak
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌺❤️ بی تو هرگز❤️🌺 🇮🇷قسمت بیست و سوم🇮🇷 ✒آمدی جانم به قربانت شلوغی ها به شدت به دانشگاه ها کشیده شده بود ... اونقدر اوضاع به هم ریخته بود که نفهمیدن یه زندانی سیاسی برگشته دانشگاه ... منم از فرصت استفاده کردم... با قدرت و تمام توان درس می خوندم ... ترم آخرم و تموم شدن درسم ... با فرار شاه و آزادی تمام زندانی های سیاسی همزمان شد ... التهاب مبارزه اون روزها ... شیرینی فرار شاه ... با آزادی علی همراه شده بود ... صدای زنگ در بلند شد ... در رو که باز کردم ... علی بود ... علی 26 ساله من ... مثل یه مرد چهل ساله شده بود ... چهره شکسته ... بدن پوست به استخوان چسبیده ... با موهایی که می شد تارهای سفید رو بین شون دید ... و پایی که می لنگید. زینب یک سال و نیمه بود که علی رو بردن ... و مریم هرگز پدرش رو ندیده بود ... حالا زینبم داشت وارد هفت سال می شد و سن مدرسه رفتنش شده بود ... و مریم به شدت با علی غریبی می کرد ... می ترسید به پدرش نزدیک بشه و پشت زینب قایم شده بود ... من اصلا توی حال و هوای خودم نبودم ... نمی فهمیدم باید چه کار کنم ... به زحمت خودم رو کنترل می کردم ... دست مریم و زینب رو گرفتم و آوردم جلو ... - بچه ها بیاید ... یادتونه از بابا براتون تعریف می کردم ... ببینید ... بابا اومده ... بابایی برگشته خونه ... علی با چشم های سرخ، تا یه ساعت پیش حتی نمی دونست بچه دوم مون دختره ... خیلی آروم دستش رو آورد سمت مریم ... مریم خودش رو جمع کرد و دستش رو از توی دست علی کشید ... چرخیدم سمت مریم ... - مریم مامان ... بابایی اومده ... علی با سر بهم اشاره کرد ولش کنم ... چشم ها و لب هاش می لرزید ... دیگه نمی تونستم اون صحنه رو ببینم ... چشم هام آتش گرفته بود و قدرتی برای کنترل اشک هام نداشتم ... صورتم رو چرخوندم و بلند شدم ... - میرم برات شربت بیارم علی جان ... چند قدم دور نشده بودم ... که یهو بغض زینبم شکست و خودش رو پرت کرد توی بغل علی ... بغض علی هم شکست ... محکم زینب رو بغل کرده بود و بی امان گریه می کرد ... من پای در آشپزخونه ... زینب توی بغل علی ... و مریم غریبی کنان ... شادترین لحظات اون سال هام ... به سخت ترین شکل می گذشت ... بدترین لحظه، زمانی بود که صدای در دوباره بلند شد ... پدر و مادر علی، سریع خودشون رو رسونده بودن ... مادرش با اشتیاق و شتاب ... علی گویان ... دوید داخل ... تا چشمش به علی افتاد از هوش رفت ... علی من، پیر شده بود ... ◀️ادامه دارد... با ما همراه باشید. هر روز با یک قسمت از داستان واقعی و زیبای "بی‌توهرگز "
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
با روزه و  مهیا بشوید برای   ✅ در یک حدیثی است که پیغمبراکرم فرمودند که ماه رمضان آمد، اقبال کرد، آمد. 🔻مهمانی خدا، مهمانی‌ای که در آنجا سفره‌ای که پهن کرده است  است و محلی که در آنجا ضیافت می‌کند مهمش «لیلة القدر» است و ضیافتی که می‌کند و ضیافت_اثباتی و تعلیمی[است]. ✅ این راه‌هایی که به  باز است و شهوات است، اینها را سدش کنید تا مهیا بشوید برای . امام خمینی رحمه‌الله 💠 @ghararghehajghasemkahak 🌷ازدل‌قُــرآن دربهــارقـُـرآنی🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا