🎐 #مکتب_حاج_قاسم| #حاج_قاسم | #جهانمرد
◽️ سردار سلیمانی در حالی كه اشك جاری شده بر گونه هایش را پاك می كرد، گفت: نمی دانستم دیگر این پاهای خسته را نخواهم دید تا فرصت بوسیدن داشته باشم.
◾️مادر بزرگوار سردار حاج قاسم سلیمانی كه از دنیا رفتند، پس از چند روز با جمعی از خبرنگاران تصمیم گرفتیم برای عرض تسلیت به روستای قنات ملك برویم. با هماهنگی قبلی، روزی كه سردار هم در روستا حضور داشتند، عازم شدیم. وقتی رسیدیم ایشان را دیدیم كه كنار قبر مادرشان نشسته و فاتحه می خوانند. بعد از سلام و احوالپرسی به ما گفت من به منزل می روم شما هم فاتحه بخوانید و بیایید. بعد از قرائت فاتحه به منزل پدری ایشان رفتیم. برایمان از جایگاه و حرمت مادر صحبت كرد و گفت: این مطلبی را كه می گویم جایی منتشر نكنید. گفت: همیشه دلم می خواست كف پای مادرم را ببوسم ولی نمی دانم چرا این توفیق نصیبم نمی شد. آخرین بار قبل از مرگ مادرم كه این جا آمدم، بالاخره سعادت پیدا كردم و كف پای مادرم را بوسیدم. با خودم فكر می كردم حتماً رفتنی ام كه خدا توفیق داد و این حاجتم برآورده شد. سردار در حالی كه اشك جاری شده بر گونه هایش را پاك می كرد، گفت: نمی دانستم دیگر این پاهای خسته را نخواهم دید تا فرصت بوسیدن داشته باشم.
🎐 نشر دهید و همراه ما باشید
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem
| مکتب حاج قاسم
🎐 #مکتب_حاج_قاسم| #حاج_قاسم | #جهانمرد
◾️ پدر حاج قاسم:
◽️من در زندگیم یک نقطه هایی که همیشه مراقب بودم و رعایت میکردم لقمه ای بود که به بچه هایم میدادم من با کسی که پولش شبهه ناک بود معامله هم نمیکردم که مبادا ان پول شبهه ناک قاطی زندگی ام شود و بچه هایم از آن لقمه بخورند.
🎐 نشر دهید و همراه ما باشید
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem
| مکتب حاج قاسم
🎐 #مکتب_حاج_قاسم| #حاج_قاسم | #جهانمرد
◾️در نگاه یاران
◻️من 15 روز در سنگر ایشان و در نزد ایشان بودم. در این 15 روز که بنده در خدمت ایشان بودم میدیدم روزها در چله گرمای تابستان روزه میگرفت .ایت الله مشکینی اعلام کرد رود کسانیکه در جبهه هستند می توانند روزه نگیرند و در زمانی که به شهر و دیارشان برگشتند روزه قضا را بجا بیاورند ولی حاج قاسم روزه هایش را میگرفت
🎐 نشر دهید و همراه ما باشید
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem
| مکتب حاج قاسم
🎐 #مکتب_حاج_قاسم| #حاج_قاسم | #جهانمرد
◾️فرمانده پاسگاه گریه میکرد.
◻️یک روز با حاج قاسم به سرکشی مناطق مرزی رفتیم یک برجکی بود بنام برجک رضا شاه انجا که پیاده شد با تک تک سرباز ها دست داد. بعد هم گفت بروید غذایتان را بیاورید رفتند غذایشان را آوردند. نشست کنار برجک کنار اینها و از غذایشان خورد. فرمانده پاسگاه نیروی انتظامی یک گوشه نشست و شروع کرد به گریه کردن من رفتم پیشش و گفتم کسی چیزی گفته؟ اتفاقی افتاده؟ گفت نه گریه ام بحال خودم است. فرمانده قرارگاه قدس با درجه سرتیپی تمام میاید یبا این بچه ها این طور غذا میخورد لباسسهایشان را نگاه میکند گردنشان را نگاه میکند. غذاهایشان را کنترل میکند اصلا انگار نه انگار فرمانده است
🎐 نشر دهید و همراه ما باشید
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem
| مکتب حاج قاسم
🎐 #مکتب_حاج_قاسم| #حاج_قاسم | #جهانمرد
◾️خرج کسانی که هزینه درمان ندارند
◻️حاج قاسم جانباز بودند و بابت درصد بالای جانبازیشان به ایشان حق پرستاری می دادند. یک روز وقتی باهم بودیم کارت بانکی و رمز ان را به من دادند و فرمودند : این حق من نیست این کارت را ببرید و خرج کسانی که هزینه درمانشان را ندارند بکنید
🎐 نشر دهید و همراه ما باشید
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem
| مکتب حاج قاسم
🎐 #مکتب_حاج_قاسم| #حاج_قاسم | #جهانمرد
◾️به فکر بسیجیان
◻️مواقعی پیش میامد که برای حضور در جلسه ای باید به تهران یا کرمانشاه میرفتیم. معمولا حاج قاسم در صندلی عقب مینشستند و استراحت میکردند برخی اوقات در تابستان بعلت گرمی هوا کول ررا روشن میکردم .ایشان متوجه میشدند و میگفتند چطور میتوانی کولر را روشن کنی در حالیکه بچه های ما در زیر آفتاب گرم خوزستان در حال جنگیدن هستند؟ اگر زمستان هم بخاری روشن میکردم ایشان اعتراض میکردند و میفرمودند چطور میتوانی بخاری را روشن کنی در حالیکه بسیجیان ما در سرما میجنگیدند.
🎐 نشر دهید و همراه ما باشید
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem
| مکتب حاج قاسم