eitaa logo
اشعار قاسم نعمتی
4هزار دنبال‌کننده
675 عکس
166 ویدیو
19 فایل
جانم حسن علیه السلام چقدر نام تو زیباست اباعبدالله
مشاهده در ایتا
دانلود
تو کشته اشکی . نشان ایمانی کنار نهر آب . ذبیح العطشانی حسین بی سر . عزیز زهرا تن تو عریان . رها در صحرا اباعبدالله رسیدم از خیمه تورا کجا دیدم به زیر دست وپا تن تورا دیدم تن تو بیحال. میان گودال به زیر چکمه. شدی تو پامال اباعبدالله چه دادی از زهرا ببین در آوردند مرا به زحمت از تنت جدا کردند ببین نامردند عجب بی دردند مرا با سیلی بلند م کردند اباعبدالله @ghasemnemati_ir
نوحه دروازه کوفه شدم به دنبالت _ غریب و سرگردان بخاطر زینب _ بخوان کمی قرآن آه.... بریز اشک غم _ به حال زینب چه زیبا گشتی _ هلال زینب یا ... اباعبدالله به خنده با انگشت _ مرا نشان دادند به حال و روز من _ سری تکان دادند آه... سوالی زینب _ ز این ها دارد مگر آواره _ تماشا دارد یا ... اباعبدالله دلم گره خورده _ به موی تو انگار گلایه دارم از _ شلوغیه بازار آه ... نبودم یک شب _ کنارت دلبر تنور خولی _ چه کرده با سر یا ... اباعبدالله @ghasemnemati_it
نوحه شب سوم حضرت رقیه سلام الله ملیکهٔ عشق ِ _ تمام عشاقم به سفره ی هستی _ منم که رزاقم آه ... به پیش چشمِ _ رباب و زینب بغل می گیرم _ سرت را امشب یا... اباعبدالله پدر کجا بودی _ پرم زمین افتاد النگویم دسته _ زنی لعین افتاد آه ... پدر پهلویم _ ببین بازویم مرا زجر آن شب _ گرفت از مویم یا... اباعبدالله صدا زدم نامرد_ نزن عزادارم نزن یتیمم من_ من آبرودارم آه... نزن نامحرم _ تو دست بر مویم بزن اما به _ عمو میگویم یا .... اباعبدالله @ghasemnemati_ir
دو‌هدیه آوردم . به محضرت دلبر دو شیر غران از . صلالهٔ جعفر آه... به اذن مادر _ بخاک افتادند به پای رهبر_ سر خود دادند یا... اباعبدالله ببین که با گریه .‌به پایت افتادند تو را به غمهای . حسن قسم دادند آه ... به روی مادر _ پسر حساس است چه شد در کوچه _ حسین یادت هست؟ یا...اباعبدالله همینکه اشک غم _به چهره ات دیدم زحال طفلانم _دگر نپرسیدم آه .... توهم انروزی_ که بر میگردم مپرس از طفلی_که خاکش کردم یا....اباعبدالله @ghasemnemati_ir
به دیدهٔ گریان _ خدا خدا کردم بیاد بابایم _ عزا بپا کردم رگ حنجر را _ خودم بوسیدم حصیری دور ِ _ بدن پیچیدم اباعبدالله در این چهل منزل _ امام ز شهر شام ز بی سر و پاها _ شنیده ام دشنام همین یک صحنه _ عذابم می داد مسیر زینب _ به بازار افتاد اباعبدالله اسیری زینب _قرار من را بُرد میان آن مجلس _ به غیرتم برخورد چه الفاظی بد _ به لب آوردند گرفتاران را _ تماشا کردند اباعبدالله @ghasemnemati_ir
نوحه شب ششم مولا قاسم بن الحسن(ع) زره نپوشیدم _کفن به تن دارم میان رگ هایم _ خون حسن دارم ز جام وصل _ خدا لبریزم سپاهی را من_ بهم می‌ریزم اباعبدالله زنم زجان نعره _ نوای جاءالحق ز هم بپاشم من _ قبیله ی ازرق به اذن سقا _ نمودم غوغا شده تکبیرم_ انا ابن الزهرا اباعبدالله همینکه افتادم _ به زیر دست و پا کشیده شد قدّم _به سم مرکب ها شدم وارث _ مدینه اخر شکسته سینه _ شبیه مادر اباعبدالله @ghasemnemati_ir
نوحه شب هفتم حضرت علی اصغر علیه السلام اگر چه شش ماهه_ ولی علمدارم بلای عشقت را _ به جان خریدارم قسم بر حیدر _ قسم بر زهرا به پایت خونم _ بریزم بابا اباعبدالله تو خم به ابرویت_ نیاوری بابا رسیده بهر تو _ چه لشگری بابا همه غوغای _ قیامت با من به صبح محشر_ شفاعت با من اباعبدالله تنم تکانی خورد _ میان دستانت نشسته خون من _ به روی چشمانت ببخش با داغم _ عذابت کردم ز خون حنجر _ خضابت کردم اباعبدالله @ghasemnemati_ir
نوحه شب هشتم حضرت علی اکبر علیه السلام موذن دشت _ کرببلا اکبر زره به تن کردی _ شبیه پیغمبر خرامان رفتی _ به سمت میدان ذبیح عشقی _ به عید قربان علیِّ اکبر ورق ورق گشته _ تمام قرآنم تن تو می ریزد _ ز لای دستانم عبا می خواهد _ تنت بردارم گره افتاده_ ببین در کارم علیِّ اکبر نفس نفس جانم _ رسانده ای برلب زخیمه می آید _ دوان دوان زینب عفیف عالم _ رسیده اینجا به حق عمه _ بلندشو ازجا @ghasemnemati_ir
نوحه حضرت ابالفضل علیه السلام ستون این لشگر_ امیر دلهایی تو زاده ی حیدر _ عزیز زهرایی همه لب تشنه _ تو هستی سقا به هرچه نوکر _ تو هستی آقا امیری عباس اگر چه بی دستی _ ولی علمداری گره گشا هستی _ تو ابروداری زمین افتادی_ زروی مرکب به خیمه گشته _ پریشان زینب امیری عباس میان راه من _فتاده دستانت نمانده چیزی از_ شکوه چشمانت به قامتی خم _ به قلبی پر خون کشیدم تیر از _ دهانت بیرون امیری عباس @ghasemnemati_ir
نوحه ورود به شام و حضرت زهرا سلام الله علیها به هرنفس باید _ ازاین بلا جان داد مسیر آل الله_ به شهرشام افتاد رسیده جانم _ از این غم بر لب همه خندیدند_ به حال زینب اباعبدالله به نیزه حق داری _ ز غصه لبریزی کشیده کار اینجا _ به آبروریزی به سوی محمل _ هجوم آوردند به چشم برده _ نگاهم کردند اباعبدالله از آن دوشنبه که _ مدینه شد غوغا مغیره سیلی زد_ به مادرم زهرا امان از کوچه _ امان از بازار امان از نیزه _ امان از مسمار مدد یازهرا @ghasemnemati_ir