# قلعه ی بالا
#یادگاری است گرانمایه از نیاکان فرهیخته مان ، بنایش کردند تا پاسبان باشد جان و مال و ناموسشان را و نشانی باشد از اصالت و دیرینگی اهالی این دیار برای آیندگان ، بجا مانده از عهدی قدیم برقرار و استوار بر فراز تپه ای بر میان ده همچون نگینی بر انگشتر درخش پرفروغ و باشکوه از خانواده ای اصیل و باستانی مشهور به قلعه ی بالا برادرش قلعه پایین و خواهرانش چهار برج بر تپه های اطراف و اکناف .
# آنچه مسلم است هدف از بنیادش ایجاد دژی بوده مستحکم جهت مدیریت امور سیاسی و نظامی ولایتهای این بلاد و حراست و حفاظت از جان و مال اهالی به گاه بروز خطر ، از تاریخ پیدایش آن نیز سخنها به میان آمده یکی از معمرین چنین عرضه می دارد که این قلعه به عصر حکومت اسماعیلیان بنا گشته و چون تاریخ را ورق بزنیم بدین آگاهی می رسیم که عمرش دراز است بیش از هشتصد سال ، در کتابی هم خواندم که این قلعه بنا گشته دویست سال قبل از مسجد جامع درخش . عمرش دراز
#در ساختمان این بنای عظیم تدبیرها به کار رفته و نکته سنجیها به عمل آمده که چشم هر خبره معماری در آن خیره می ماند علاوه بر شکوه و عظمت ظاهری بنا ، رعایت اصول پدافند غیرعامل بر اهمیت استراتژیک آن افزوده به نحوی که چهار برج آن در چهار گوشه آبادی احداث و این قلعه از طریق تونلهای مخفی زیرزمینی به برجها ( محل استقرار نظامیان ) به قلعه ی پایین ( محل ذخیره آذوقه ) و همچنین به پَایوی مدرسه ( محل تامین آب ) متصل بوده است که این مهم به گاه خطر بسیار موثر افتاده و در طول قرنها بهره ها از آن عاید . مرحبا
# آری تاریخ گواه است در حکومت بی بنیاد قجر و قبل از آن که مرزهای مملکت به کلی واگذاشته و رها شده بود تاخت و تازهای اَفاغنه در شرق کشور امان مردمان این بلاد را بریده به نحوی که ( اُوغو تَازی ) امری شایع و پدیده ای مرسوم آن زمان بوده و هر از چند گاهی طایفه ای افغان با سپاهی و سواری بر این بلاد تاخته و جان و مال مردم را به یغما برده اند . وا اَسفا...
#در چنین روزگار سیاهی درخش گرامی نیز از گزند افغان امانی نیافته و به آن هنگام قلعه ی بالا پناهی بوده بر جان و مال اهالی و بسیار بسیار حائز اهمیت ، چنین شنیده ام در آن روزگار اهالی درخش هر شب به نوبت در برجها پاس داده و هر خانواده که توانایی نگهبانی نداشته جایگزینی بدین منظور معین می نموده است چون برجها بر فراز بلندیهای آبادی بنا گشته نگهبان تا دوردستها را زیر نظر داشته و هرگاه احساس خطر نموده با شیپوری می نواخته و با این شعر اهالی را آگاه : # الله یار باخبر باش #با کلنگ و با تبر باش ، ندای الله یار باخبر باش یعنی آماده باش نظامی ، در این هنگام مردها زن و کودک و اموال قیمتی خود را رهسپار قلعه نموده و خود با هر وسیله دفاعی که داشتند بر بلندای کوهها و تپه ها به کمین می نشسته تا در صورت ضرورت دفاعی داشته باشند .
#چنین شنیده ام در یکی از حمله های اَفاغنه فرمانده افغان طبلی برداشته و با ضربی موزون بر آن کوفته و گرادگرد قلعه چرخیده و سربازانش شعری زمزمه کرده بدین مضمون : #کَتلِ کَتولِ بی وفا # برگو که بی بی در کجا ، که بر اثر استمرار این نوا و خنده ی یکی از بانوان داخل قلعه محل اختفای زن ها و بچه ها لو رفته ، لشکر افغان با توسل به زور درب قلعه را گشوده و تعدادی از بی بی های متموّل را گروگان برده یکی از آن بی بی ها دختر میرزا علاءالدین نوه ی میرزا محتشم بوده که چون این خبر به برادرانش کبله آقاسید اسماعیل ( جد سادات رضادوست و رضایی ) و کبله آقا سید جعفر ( جد سادات حسینی شمس آباد ) می رسد بلافاصله سوار بر اسب با خورجین های انباشته از مسکوک طلا و نقره در پی آن لشکر رفته و در اِزای دادن مبلغی هنگفت گروگان ها را آزاد کرده برمی گردانند و از این قبیل روایتها بسیار .
# آری قلعه ی بالا که اینک گنجینه ای از فرهنگ و تاریخ دیارمان هست اگر زبان بگشاید داستان ها دارد برای گفتن ، این بنای ارزشمند در طول تاریخ همواره یار و یاور مردمان این دیار بوده و خواهد بود میراثی است گرانبها و ذی قیمت و یادگاری است گرانمایه از نیاکان فرهیخته مان ، بنایش کردند تا پاسبان باشد جان و مال و ناموسشان را و نشانی باشد از اصالت و دیرینگی اهالی این دیار برای آیندگان .
# جاودانه باد برج و بارو و پیکرش .
با تقدیم احترام : اسماعیل مرکبی 🌹💖
#میراث_فرهنگی
#دیارکهن
#درخش
سیمای قهستان
@ghohestan