هدایت شده از ثریا ثریا
_کتاب برفین و رزالین/کیک قهوه/سنجاب
_ژانر:علمی+تخیلی
[آرتمیس!!
این بار هشتمیه که تو هفته اول دانشکده بهت اخطار میدم داری زیاده روی میکنی!!
ارتمیس برای بار هشتم تعهد داد و از دفتر مدیر بیرون اومد*
غرغر کنان به سمت خوابگاهش رفت.
روی تخت دراز کشیده بود و به امواج ملیح آبی رنگ کف دستش خیره شد.
بعضی وقتا از داشتن جادوش خوشحال بود ولی اغلب خسارت به بار میاورد.
بارها انسان هارو تا مرز مرگ برده بود
ولی ازین بابت راضی بود
همه اون ادمایی که نزدیک بود کشته شن ادمای احمقی بودن که جادو رو ترسناک میدونستن
ولی اینبار همه چی فرق داشت
ارتمیس نتونست قدرتشو خنثی کنه
اول نیرو سقف و بقیه طبقه هارو نابود کرد وبعد
کل ساختمان عظیم دانشکده و خوابگاه در پنج ثانیه به گرد و خاک تبدیل شد و خون افراد حاضر تو این مکان از کنار خرابه ها سر میخورد
ارتمیس خوشحال نبود
بغض کرد
ولی راضی بود
این برای اونا درس زیادی کافی ای بود]
https://eitaa.com/ghostag
هدایت شده از اِستلای ِبیسِتارهء[؟]☆~
استلاهستم(دایناسور🦕)
اینجا ما توت فرنگی های سخن گو رو پرورش میدیم و ستاره های درخشان ذهن رو🍓✨
ودر کنار سخن گفتن یه وقت هایی عکس هم میزاریم!
برای پرواز نیازی به بال نیست!
ستاره ها همیشه در دل اسمون جا دارند حتی اگر کم نور باشد~☆
استلا مغز توت ستاره ای🍓⭐️
هدایت شده از اِستلای ِبیسِتارهء[؟]☆~
https://harfeto.timefriend.net/17143903530660
این یه ناشناس نو هست نمیخواین یکم پیام بدین؟