- کتابخانه ارواح🌬
#اسکارلتوآیوی #جلداول
دلم برای خانم فینچ سوخت، که همه چیزایی که برایشان زحمت کشیده را از دست داده... برنامه داشتن توی پاریس و رم چیزی بود که من فقط میتوانستم خوابش را ببینم، اسکارلت هم همین طور.
اگر چه که احتمال برآورده شدن رویاهای او همیشه بیشتر بود.
#اسکارلتوآیوی
#جلداول
آخرین صفحه های دفترچه را به سینه ام چسباندم، نفس عمیقی کشیدم و سعی کردم اطلاعاتم را دسته بندی کنم:
یک. اسکارلت مرده؛ و با اینکه حتی فکرش هم برایم نفرت انگیز است، امکان دارد یک نفر او را کشته باشد.
دو. پنی و وایولت هر دو از اسکارلت نفرت دارند، و ظاهراً وایولت خواهرم را تعقیب می کرده است.
سه. وایولت گم شده، یا دستهکم دیگر تو مدرسه نیست.
اما هنوز هم سوال هایم بیشتر از جواب هایم بودند...
- کتابخانه ارواح🌬
#اسکارلتوآیوی #جلداول
آخرین صفحه های دفترچه را به سینه ام چسباندم، نفس عمیقی کشیدم و سعی کردم اطلاعاتم را دسته بندی کنم:
یک. اسکارلت مرده؛ و با اینکه حتی فکرش هم برایم نفرت انگیز است، امکان دارد یک نفر او را کشته باشد.
دو. پنی و وایولت هر دو از اسکارلت نفرت دارند، و ظاهراً وایولت خواهرم را تعقیب می کرده است.
سه. وایولت گم شده، یا دستهکم دیگر تو مدرسه نیست.
اما هنوز هم سوال هایم بیشتر از جواب هایم بودند...
#اسکارلتوآیوی
#جلداول
- کتابخانه ارواح🌬
#اسکارلتوآیوی #جلداول
من و آریا دنی با وحشت بههم نگاه کردیم.
دفترچه خاطرات عزیزم! من از بدترین اتفاق وحشت داشتم.اما این، این یه چیز دیگه هست. نمیدونم چهقدر مهلت دارم. مثل جنایتکاری که پای چوبه دار میره، رفتم تو دفتر خانوم فاکس. فکر میکردم شاید منو بندازه بیرون.ولی اون در رو بست و با تحکم پرسید چی میخوام. خب، ورقها رو حسابی رو کردم و وانمود کردم میدونم ویولت چی میخواسته بگه. سرش داد زدم:« شما نمیتونین اسرار تونو تا ابد حبس کنید! نمیتونید بههمین راحتی کاری کنین مشکلاتتون غیب بشن. چرا اون چیزی که توی کشوتونه رو نشونم نمیدین؟!!»
یه لحظه چشماش رفت روی بالاترین کشو. فهمیدم وایولت درست گفته. کشو رو نشون دادم و گفتم:«بله! همون کشو.» قیافهاش بیتفاوت شد و گفت:«اسکارلت گری! من میتونم زندگی رو برات خیلی تلخ کنم...»
#اسکارلتوآیوی
#جلداول
- کتابخانه ارواح🌬
این قلب های خوش باور شیلرسک همیشه همین جورن، تا لحظه اخر یه غاز براشون شکل قوئه، خوش باورن و هیچی به نظرشون اشتباه نمی اد و گرچه اون روی سکه رو هم میبینن اما تا مجبور نشن با حقیقت روبه رو نمیشن، حتی فکرشم به تنشون لرزه میندازه، اونقدر دو دستی به حقیقت میچسبن تا خود طرف با دوتا دستای خودش نقاب دروغینش رو برداره.
#جنایت_و_مکافات
دلش میخواست که به کُل خودش را فراموش کند، همه چیز را فراموش کند و بعد بیدار شود و زندگی جدیدی را از نو شروع کند...
#جنایت_و_مکافات
- کتابخانه ارواح🌬
حرف زدن بیش از حد درباره ی خودتان می تواند ابزاری برای پنهان کردن خود واقعی تان باشد.
#اوضاع_خیلی_خراب_است
یاد خدا موجب موفقیت در کارها و روشنایی درون می شود..
امیرالمومنینعلیهالسلام|
غُرَرالحکم،ص۱۸۹،رقم۳۶۴۱
Eitaa.com/book_club
افکار، ایده ها و حرفهایی واقعی برای گفتن دارم ولی هیچکس نیست که آنها را بشنود.
#جنگجوی_عشق