✍
مۍگفت :
اِلـٰہیعنۍدلبر
حالاهۍبگو الھۍ
دلبـــرم ...:)
ببین چقدر عاشقانہست
وقتۍ ڪہمیگۍ لاإلهإلاالله
یعنۍهیچدلبرۍجزخدایِمننیست..!!
اصلامگہمیشہ
ازاینعاشقانہترصداشبزنیم..؟
✍
هفت نکته مهم پیامبر اعظم
۱) زباله را در خانه جای ندهید و آن را خارج کنید زیرا جایگاه شیطان (پلیدی و میکروب) است . {طب النبی}
۲) خاکروبه را شب در خانه نگذارید و روز بیرون برید که آن جای نشستن شیطان(پلیدی و میکروب) است . {حلیة المتقین}
۳) چهار چیز را در خاک پنهان کنید : مو ، ناخن ، دندان و خون . {حلیةالمتقین}
۴) هفت چیز است که از آدمی جدا می شود و باید آنها را دفن کرد : مو ، ناخن ، خون ، خون حیض ، بچه دان ، دندان و نطفه که پاره خون شده باشد . {حلیةالمتقین}
۵) شومی خانه در تنگی ساحت و بدی همسایگان و بسیاری عیبهای آن است . {حلیةالمتقین}
۶) شستن ظرفها و پاکیزگی حیاط مایة غناست .{نهج الفصاحة}
۷) حق تعالی لعنت کرده است کسی را که غائط کند در سایه ای که قافله در آنجا منزل کند و کسی که منع کند مردم را از آب مباحی که در چاهها و چشمه ها مردم به نوبت بر آن وارد می شوند یا آبی که ملک جماعتی باشد و روز یا هر شب نوبت شخصی باشد صاحب نوبت را منع کنند و … . {حلیة المتقین}
امام صادق علیه السلام:
نسبت به ناموس دیگران #پاکدامن باشید تا ناموس شما نیز محفوظ بماند.
بحار؛جلد۷۱ ص۲۷۰
توبه میكنم
از تمام روزهايى كه
بدون فكر كردن به شما شب شد...
توبه میكنم
از تمام نمازهايى كه
بى ياد شما خوانده شد...
توبه میكنم
از تمام حرمهايى كه
بدون خواندن دعا بر فرج زيارت شد...
توبه میكنم
از تمام كارهايى كه
بى رضايت شما انجام شد...
توبه میكنم
از با شما نبودن
از به فكر شما نبودن
از اين همه فاصله
توبه میکنم پدر مهربانم...
#پندانه
پسری، با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری میرود پدر دختر گفت: تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد، پس من به تو دختر نمیدهم! پسری پولدار اما بدکردار، به خواستگاری همان دختر میرود، پدر دختر با ازدواج موافقت میکند، و در مورد اخلاق پسر میگوید: انشاءالله خدا او را هدایت میکند!
دختر گفت: پدرجان مگر خدایی که هدایت میکند با خدایی که روزی میدهد فرق دارد ؟!
هدایت شده از سفیران فاطمیه
📌 #طرح_مهدوی
🔻 بلا یعنی جمعه برسد و نبینم روی ماهت را...
🌌 #عاشقانه_مهدوی
✍
خواب عجیب علامه امینی درباره عذاب شمر
علامه امینی میگوید: مدتها فکر میکردم که خداوند چگونه شمر را عذاب میکند؟ در عالم رویا دیدم، آقا امیرالمؤمنین علیهالسلام در مکانی خوش آب و هوا، روی صندلی نشسته و من هم خدمت آن جناب ایستادهام. دو کوزه نزد ایشان بود. فرمود: این کوزهها را بردار و برو از آنجا آب بیاور. اشاره به محلی فرمود که بسیار با صفا و طراوت بود؛ استخری پر آب و درختانی بسیار شاداب در اطراف آن بود. کوزهها را بر داشته و رفتم آنجا و آنها را پر آب نمودم. ناگهان دیدم هوا گرم شد و هر لحظه گرمی هوا و سوزندگی صحرا بیشتر میشود. دیدم از دور کسی رو به من میآید. هر چه او به من نزدیکتر میشود هوا گرمتر میگردد؛ گویی همه این حرارت از آتش اوست. در خواب به من الهام شد. که او #شمر، قاتل حضرت سیدالشهداء علیهالسلام است. وقتی به من رسید. دیدم هوا به قدری گرم و سوزان شده است که دیگر قابل تحمل نیست. آن ملعون هم از شدت تشنگی، به هلاکت نزدیک شده بود رو به من نمود که از من آب را بگیرد. مانع شدم و گفتم، اگر هلاک هم شوم نمیگذارم از این آب قطره ای بنوشد. حمله شدیدی به من کرد و من ممانعت مینمودم .دیدم اکنون کوزهها را از دست من میگیرد؛ آنها را به هم کوبیدم. کوزهها شکست و آب آنها به زمین ریخت و بخار شد. او که از من ناامید شد رو به استخر نهاد. من بیاندازه غمگین و مضطرب شدم که مبادا آن ملعون از آن استخر بیاشامد و سیراب گردد. به مجرد رسیدن او به استخر، چنان آب استخر ناپدید شد که گویی سالهاست یک قطره آب در آن نبوده است؛ درختان هم خشکیده بودند. او از استخر مأیوس شد و از همان راه که آمده بود بازگشت هر چه دورتر میشد، هوا رو به صافی و شادابی رفت و درختان و آب استخر به طراوت اول بازگشتند. به حضور حضرت علی علیه السلام شرفیاب شدم، فرمودند: خداوند متعال این چنین آن ملعون را جزا و عقاب میدهد. اگر یک قطره آب آن استخر را مینوشید از هر زهری تلختر، و از هر عذابی برای او درد ناکتر بود. بعد از این فرمایش، از خواب بیدار شدم.
داستان دوستان، ج ۳، ص ۱۶۳
✍
تلنگر
زندگی دیکته ای نیست که آن را به ما خواهند گفت! زندگی انشایی است که تنها باید خودمـان بنگاریم؛ زندگی می چرخد چه بـرای آنکه میخندد ، چه برای آنکه میگرید
زندگی دوختن شادی هاست
زندگانی هنر هم نفسی با غـم هاست
زندگانی هنر هم سفری با رنـج است
زندگانی یـافتن روزنه در تاریکی است