هدایت شده از خاکریز افسران جنگ نرم🏴🌷
175.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خسته نباشی دلاور 🏋♀
خدا قوت پهلوان 🏋
💠 به رسانه مردم بپیوندید👇
https://eitaa.com/javanan_enghelabi313
https://sapp.ir/javanan_enghelabi_313
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
درنشر لینک حذف نشود
سلام خاطره ای از مباحثه #شهیدبیاضےزاده :
تازه از تهران به قم امده بودم و اوضاع درس ها و برنامه ریزی هام مشخص نبود .تا مسیله ی مباحثه رو مطرح کردم بدون چون و چرا قبول کرد با اینکه می دونستم خیلی مشغله های علمیش زیاده ولی هیچ از مشغله هاش مطرح نکرد و پر بودن وقتش رو به رخم نکشید.مقید بود بالمناسبه وسط مباحثه ها یه حدیثی یا خاطره ای بگه .یادمه وقتی گاهی اوقات مباحثه ها رو خواب می موندم می گفت حاجی من مهم نیستم ولی باور کن اسلام خیلی غریبه اگه ما این درس ها رو با برنامه ریزی خوب و باتلاش بخونیم اون وقته که می تونیم خوب تبلیغ کنیم .
سال بعد تو نجف ایام اربعین دیدمش .اصلا جا برا خوابیدن نداشتم هوا هم سرد بود .گفت مشکلی نیست هر جور شده برات پتو پیدا می کنم .رفت اون قدر گشت تا تونست یک پتو برام پیدا کنه .پتو رو داد گفتم ممنون .گفت خواهش میکنم وظیفه است سید جان .یه ارزو دارم دعا کن براورده بشه یاعلی.
#به_رسم_رفاقت_دعای_شهادت
http://eitaa.com/golestanekhaterat
🌹 نـــ✒ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹
#آیه_های_جنون
#قسمت_392
سرم را بلند میڪنم و بہ چشم هایش خیرہ میشوم،آرام مے گویم:تو...توام...
نمے توانم حرفم را ڪامل ڪنم! لبخند شیطنت آمیزے میزند:منم چے؟!
خجالت مے ڪشم ولے چشم از چشم هایش نمے گیرم!
_دلبر شدے! درست مثلِ چشمات!
لبخند مردانہ اے مے زند و ناگهان آرام لب هایش را روے پیشانے مے گذارد!
خون در صورتم مے دود،گیج و منگ و با هیجان چشم هایم را مے بندم و دستہ گل را میان انگشت هایم مے فشارم!
ڪنارِ گوشم با لحن دستوریِ توام با عشق و خواهش،نجوا مے ڪند:بمونے برام آیہ ے جنون!
#تو پیشانے ام را بوسیدے و من شدہ ماہ پیشانے...
✍نویسنده:لیلے سلطانے
http://eitaa.com/golestanekhaterat
https://sapp.ir/golestanekhaterat
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷