مهدی رسولیenc_16801936243685207433536.mp3
زمان:
حجم:
2.99M
من اومدم بگم فقط که
یه جوری شرمندم ازت که
چیزی برا گفتن ندارم
ردم کنی تمومه کارم
فقط بذار به حال زارم
یکم ببارم
🎙 #مهدی_رسولی
✳️ #جدید
#️⃣ #زمزمه
#️⃣ #استودیویی
#️⃣ #مناجات_با_امام_زمان_عج
#️⃣ #احساسی
#️⃣#امام_زمان
#️⃣ #ماه_رمضان
┄┄┅┅┅❅◇❅┅┅┅┄┄
با ما همراه باشیــــد🌼👇
🇮🇷 ╲\╭┓
╭🌺🍂🍃
┗╯\╲━━━━━━━━
╰┈•៚ @Golmaryam1399
┗━━━━━━━━🌺━
.
#زمزمه
#نوحه
#مناجات_با_خدا
من بنده ای بدم
با دعوت آمدم
دارم به لب نوا
یا غافر الخطاء
یا غافرالخطاء۴
یا رب تویی مجیر
دست مرا بگیر
ای حی کبریا
هستی تو رهگشا
یا غافر الخطاء۴
من کرده ام خطا
کردم به خود جفا
دیدی بدم ولی
کردی مرا صدا
یا غافر الخطاء۴
آلوده و بدم
با گریه در زدم
در ماه رحمتت
گفتی به من بیا
یا غافر الخطاء۴
من کردهام خطا
تو کرده ای عطا
از لطف و مرحمت
دادی به من بها
یا غافر الخطاء۴
این اشک و آه من
باشد گواه من
توبه نموده ام
قلبم بده جلا
یا غافر الخطاء۴
ای تکیه گاه من
بر تو نگاه من
با یک نگاه تو
گردم ز غم رها
یا غافر الخطاء۴
در غفلتم خدا
بین خجلتم خدا
یا رب مرا ببخش
بر سوز گریه ها
یا غافر الخطاء۴
بد بوده ام خدا
آلوده ام خدا
یا رب به درگهت
من دارم التجا
یا غافر الخطاء۴
کن حاجتم روا
درد مرا دوا
امشب مرا ببخش
یا رب به مرتضی
یا غافر الخطاء۴
زمان:
حجم:
808.9K
🏴#رحلت_امام_خمینی
🏴#سبک_دامن_کشان_رفتی
🏴#زمزمه
🏴#سینه_زنی
✍شاعر:حسین آقا برار نیا
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
هر وقت _ به زیر لب _میگم یا خمینی
میگم _ که روح الله _ ز نسل حسینی
تو فرزنده شاهه کربلا بودی
محرم بانیه روضه ها بودی
باخدا بودی
ذکره روی لبت _ حسین جانم
یاد عمه زینبت _حسین جانم
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
روحه _خدا وقتی _ ز دنیا بریدی
با قلبی آرام از همه دست کشیدی
تو رفتی و دلهای ما _ پر از غم شد
دوباره بازم انگار که _ محرم شد
محرم شد
رو زمین موند آقا _ سه روزی بدنت
اما زیر سم اسب _ نرفته اون تنت
̶┏━━𖡛⪻𖣔🌸𖣔⪼𖡛━━┓
خاطره ای از
#شهید_سید_میلاد_مصطفوی🌷
💢سیدمیلاد #خادم الشهدا در اردوگاه
شهید حسن درویشی #شوش بود.
یک بار قرار بود برای صبحانه چند
صدتا نون تهیه کنه ، نماز صبح رو
که خوند از شدت خستگی همون
جا خوابش برد.
⌚تا به خودمون بیاییم ساعت از ۷
گذشته بود دیگه فرصتی برای تهیه
چندصدتا نون وجود نداشت.
حالا حساب کنید الآن زائرها بیدار
می شوند و صبحانه می خواهند
و ما نان نداریم!
🔸سید حال عجیبی پیدا کرد.
روی یکی از ساختمان های اردوگاه
عکس بزرگی از #شهید_درویشی بود
رفت جلوی عکس شهید ایستاد،
زیر لب چیزهایی رو #زمزمه کرد.
بعد با صدای بلند گفت: حسن آقا
آبرومون رو پیش مهمونات نبر ،
ما رو #شرمنده زائرین شهدا نکن.
🍽این حرف رو زد و اومد طرف
آشپزخانه... لحظات به سختی و با
اضطراب می گذشت زانوی غم بغل
کرده بودیم و منتظر فرج!!
🚍یه دفعه صدای ممتد #بوق اتوبوسی
توجهمون رو به سمت درب ورودی
اردوگاه جلب کرد با عجله به سمت
اتوبوس دویدیم.
🗣مسئول کاروان سید رو صدا زد.
بعد درب #صندوق اتوبوس رو بالا زد
و گفت:ما دیگه داریم میریم شهرستان
این نون ها اضافی است،می تونید
استفاده کنید؟ چندین بسته بزرگ پر
از نان در مقابل ما بود.
💧 #مات و #مبهوت فقط اشک میریختیم.
خدایا چقدر زود صدای خادمین شهدا
رو شنیدی؟
📚برگرفته از کتاب «مهمان شام»
╭━━⊰ ❀ 🥀 ❀ ⊱━━╮
#امام_امید
#امام_دلها
╭🌺🍂🍃
┗╯\╲━━━━━━━━
╰┈•៚ @Golmaryam1399
┗━━━━━━━━🌺━
📌دوستان خود را نیز دعوت کنید