eitaa logo
گل مریم
1.2هزار دنبال‌کننده
10.4هزار عکس
11.6هزار ویدیو
177 فایل
تابع قوانین جمهوری اسلامی 💢میدان داری برای ایران... ✅ ❤️یک نفر عضو کردن یک صلوات به هدیه به روح حاج قاسم #انتخاب_سرنوشت #انتخاب_مطلوب #دولتتراز_کارامدوانقلابی آیدی جهت انتقادات وپیشنهاداد @ha313ji313
مشاهده در ایتا
دانلود
4.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌠☫﷽☫🌠 🎥 عجیب علیه السلام که در منابع هم نقل شده... فتــ🇺🇸ـنـــ🇬🇧ــ️ـه ╲\╭┓ ╭⁦🌺🍂🍃 @golmaryam1399
15.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای از یک شهید . وقتی نویسند در اتاق نشسته بوده و ناگهان صدای شهید در اتاق میپیچد که روایت زندگیش را نویسنده بنویسد ...و خودکار نویسند خود به حرکت در می آید و چند خط از زبان شهید مینویسد...... بشنوید......... روایت بسیار بسیار بسیار شنیدنی از شهید زنگی آبادی یعنی محاله محاله این صوت را بشنوی و دلت زیرو رو نشه و در همون لحظه ظهور آقا صاحب الزمان عج الله تعالی فرجه الشریف رو مسئلت بفرما و سلامتی پرچمداران آقا سید علی جان رو .
🦋🍃🍃🍃🦋 رفع  بدن و کسب آرامش عضلانی با   امروزه با دانش پزشکی ثابت شده است که چنانچه هر کسی حدود ساعت 10 شب اقدام به خوابیدن کند و نیم ساعت از صبح بیدار شود بدین معنی که تقریباً 7 ساعت خوابیده باشد حدود ساعت یک بامداد در بدن او تغییرات جالبی رخ می دهد مثلاً بعضی از مواد شیمیایی شبیه که با عنوان«مورفین» شروع به ترشح میکند که با عنوان «اندروفین ها» و «آنگفالین ها» نامگذاری شده اند و بر قسمت های مختلف بدن از جمله عضلات اسکلتی تاثیرات مستقیمی داشته و در طول شبانه روز باعث می شود آرامش و راحتی خاصی در فرد داشته باشد.  اما چنانچه این خوابی که در موردش صحبت شد ادامه دار باشد یعنی ساعت بیدار شدن به 10 صبح برسد احساس و عضلانی در فرد افزایش می یابد چرا که برخلاف حالت قبل «اندروفین ها و آنگفالین ها» به اندازه کافی ترشح می شوند. بنابر این بایستی بدانید نماز پر فضیلت شب با اثر آسایی که دارد در بهداشت خواب و تنظیم آن نقش بسیار مهمی را ایفا می کند و انسان را به یک آرامش درونی ناشی از ترشح مواد شیمیایی درون را هدایت می کند. ┄┅┅┅✯✯┅┅┅┄
🔷 چهار آرامش بخش که در زندگیت میکنه : 1️⃣ حسبنا الله و نعم الوکیل 🍃 (برای وقتایی که ترس و اضطراب داری) 2️⃣ لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین 🍃 (وقتی خیلی ناراحتی و دلت گرفته) 3️⃣ افوض امری الی الله ان الله بصیربالعباد 🍃 (برا وقتایی که میخوای خدا مکر و حیله دیگران رو در حق تو خنثی کنه) 4️⃣ ماشاالله لا حول ولا قوه الا بالله 🍃 (برا وقتایی که طالب زیبایی در دنیاهستی ╭⁦🌺🍂🍃 ┗╯\╲━━━━━━━━ ╰┈•៚ @Golmaryam1399 ┗━━━━━━━━🌺━ 📌دوستان خود را نیز دعوت کنید
امام رضا علیهم السلام سلام بر آن کسی که به اهل و عیال خود دستور داد تا قبل از شهادتش برای او گریه کنند بر من رسیده لطف بی‌پایانت ای رضا سوزم به روز و شبم ز هجرانت ای رضا با این امید که شفاعتم کنی به محشر دارم دو دست خویش به دامانت ای رضا صیادی بوده در زمان امام رضا علیه السلام دینی و اعتقادی نبود زیاد اما خانمی داشته مذهبی و ایمانی از این خانوم بچه‌ای داشته فلج بوده می‌رفته صیادی کارش صید بود صید آهو صید پرندگان یه روزی از روزای صیدش آهویی رو دید به دنبال آهو دوید آهوکه بچه داشت هراسان شد و دوید صیاد هم در پی ش به سرعت روان شد وقتی که به آهو رسید همزمان مولایمان امام رضا هم رسید آهو خود را به امام رضا نزدیک کرد مرد هم نزدیک‌تر رفت و به امام که نشناختش گفت این صید من است اجازه نمی‌دهم بگیریش مال من است آهو رو به امام رضا علیهم السلام کرد و گفت مولا جان بچه‌هایم منتظر منن می‌شود ضمانت منو بکنی مولا مبلغی پول به صیاد داد و گفت این را بگیر و آهو را رها کن که او بچه دارد بچه‌هایش منتظرند مرد گفت من فقط این آهو را می‌خواهم مولا مبلغی پول را اضافه کردو به آن مرد داد و گفت در ازای این مقدار پول چی حاضری آهو را آزاد کنی گفت نه آهو، آهو دوباره به امام عرضه داشت آقا جان مولا جان ن می‌روم و با بچه‌هایم برمی‌گردم که آنها را طعمه شدن حیوانات نجات بدهم و هم به قولی که شما از طرف من داده‌اید عمل کنم صیاد نیشخندی زد و گفت از کی آهو حرف می‌زند و من که چیزی نشنیدم اما چون تو ضمانت کردی باشد اگر نیامد باید آهویی برای من صید کنی آهو دوان دوان رفت تا بچه‌هایش رابیاورد صیاد به امام گفت تا آهو برگردد به خانه ما برویم که زن و فرزندم منتظرند امام و صیاد به خانه صیاد رفتند طولی نکشید آهو با بچه‌هاش برگشت وقتی صیاد آهو را دید به امام فرمود تو کی هستی که حرف آهو را فهمیدی و راست گفتی اکنون ی‌خواهم کاری برایم کنی من بچه فلجی در خانه دارم که حتی قادر نیست روی پایش بایستد اگر او را هم ضمانت کنی و شفا دهی این آهو را آزاد می‌کنم مولا گفت فرزندت را بیاور صیاد زنش را صدا زد و گفت بچه را بیاور بیرون زن بچه فلجش را بغل کرده و به حیاط آمد تا چشمش به امام رضا افتاد ناخودآگاه گریه افتاد صیاد بچه را از دست زن گرفت و پیش امام رضا آورد مولا دستی به پاهای بچه کشید و گفت به اذن خدا راه برو و در همان حال آن پسر بچه سرحال و قبراق به راه افتاد صیاد که این منظره را دید خود را به دست و پای امام انداخت و گفت من این آهو را به تو می‌بخشم و آزادش می‌کنم ای که از آهو ضمانت کرده ای روز حشر از ما حمایت میکنی 😭 🖌 سادات