هدایت شده از KHAMENEI.IR
22.04M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 رهبر انقلاب: برای زندگی امروز باید از امیرالمؤمنین(علیهالسلام) درس بگیریم
💻 @Khamenei_ir
🔷🔶مدت هاست منتظرم اعضا کانال به این عدد برسه 😍😍
8888
روز ولادت آقامون امیرالمومنین ع رسید
الحمدلله😍🙏🔶🔷
#8🇮🇷
#امام_هشتم
#ولادت_امیر_المومنین
گلزار شهدا
🔷🔶مدت هاست منتظرم اعضا کانال به این عدد برسه 😍😍 8888 روز ولادت آقامون امیرالمومنین ع رسید الحمدلله😍
سر این عدد
آقا امام رضا ع هست
که من همه چیزمو از ایشون دارم
#8به وقت امام هشتم 😍
🍃بسمـ اللهـ الرحمنـ الرحیمـ 🍃
#برگی_از_خاطرات_دلیران 🇮🇷
#رمان_حسین_پسر_غلامحسین 📖
زندگینامه و خاطراتِ "شهید محمد حسین یوسف الهی":
🔸دوران ابتدایی(به روایت مادر)
صفحات 29-30
#پارت_هفتم🦋
بعدازآن روز#محمد-حسین ومحمدرضااین راه نسبتا طولانی را پیاده طی می کردند.
یک سال گذشت که محمد هادی درهمان مدرسه شروع به درس 📚خواندن کرد.
تفاوت سنی آن هاکمترازدوسال بود.حالااوراه مدرسه 🏫تاخانه🏡وبالعکس رابا#محمد-حسین می آمد.آن دومعمولاباشیطنت های کودکانه و بازی،، این مسیررابرای خودشان کوتاه می کردند.
یادم می آید یک روزسردزمستانی❄به محض اینکه دررابازکردم دوتایی سراسیمه واردخانه🏡شدند.خودرادرآغوشم انداختند.
اینقدردویده بودند که رنگ به رخسارشان نمانده بود.صدای تپش قلبشان🧡به گوش میرسید.نسیم سردزمستانی نوک دماغشان راقرمزکرده بود.
ازآن هاپرسیدم :《چی شده؟چرااینقدرآشفته اید؟》
#محمد-حسین گفت:《نیمه های راه مدرسه بودیم که یک سگ🐕ولگرددنبالمان افتادنزدیک بود به ما حمله کند،تا همین نزدیکی های خانه تعقیبمان کرد،باتمام توان این مسیررادویدیم.》
هردورادرآغوش گرفتم وبوسیدم:《سریع برویدداخل اتاق و پای بخاری دست وصورتتان را گرم 🔥کنید،امایادتان باشد وقتی سگی 🐕رامی بینیداگرفرارکنید،بیشتردنبالتان می آید.》
بعدازدقایقی هردوفراموش کردن چه اتفاقی برایشان افتاده است،زیراازاین دوموارد،یکی دوبارهم پیش آمده بود همین امر سبب شده بود آن هاشجاع ونترس باربیایند...........
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
🍃﷽🍃
كُلَّ صَباحََ
أتَنَفَـسُّ
بِحُبِّ الحُسِين(ع)...
هر صبح...
به عشقِ حُسین...
نفس میکِشَم
سلامآقا ...
صلے الله علیڪ یا اباعبدالله
صبحتون حسینے❤🙏
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
🦋سه توصیه آسمانے
از سردارے آسمانے
✍عاشقان سردار سلیمانی
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
💠رها یافـتــہ از حبّ دنــیا💠
🔘قرار بود به ایران بروم و #حاج_قاسم مرا به منزلش دعوت کرده بود.
تصورم از منزل او، فضایی مملو از فرشها و اثاثیه گرانبها بود؛ زیرا میدانستم مردم #ایران تا چه اندازه به فرش و وسایل شیک علاقه مندند .🏡
به محض ورود به خانه، با وسایلی بسیار ساده روبه رو شدم!!!
خانه ای مفروش با یک موکت قدیمی، و اتاق پذیرایی مملو از تصاویر شهدا..!
پس از چند دقیقه پرسیدم:
«حاجی چقدر حقوق میگیری؟»
در پاسخ، مبلغی را گفت که مرا بسیار متعجب کرد.
- «حاجی! این حقوق یک افسر جزء است نه یک فرمانده!😳
یک سردار مثل شما در عراق، سه برابر این حقوق میگیرد..آن هم با مزایای فراوان!! »
+ «شیخنا..! مهم نیست فرمانده چقدر از کشورش میگیرد؛
مهم این است که چه چیزی به کشورش میدهد☺️
و خدای متعال چند برابر آن را به او خواهد بخشید..
و این یک #سنت_الهی حتمی است.
ما #موقت در این دنیا هستیم و همه به سوی پروردگار کریم خود رهسپاریم.»💫
👤:سامی مسعودی(از فرماندهان حشدالشعبی)
#مکتب_حاج_قاسم
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
10.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
1️⃣4️⃣ #فوتوکلیپ_قرآنی #حاج_قاسم_سلیمانی
💠ازميان مؤمنان مردانى اند كه به آنچه باخدا عهدبستند صادقانه وفا كردند،برخى ازآنان بشهادت رسيدند وبرخى درانتظار شهادتند ...
🎤 #حامد_شاکرنژاد
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
خـادمےِ شهدا فقط یڪ پلاڪ روے سینہ
یا یڪ چوب پر گرفتن بہ دست نیست !
⏪خادمے شـهدا یڪ #تفکر است ..
ما باید جسممان
روحمان
زندگيمان
رنگ و بوے #شهدا را بہ خود بگیرد✨
خـادمے شهدا ،
امتداد خـادمےِ "سیدالشهدا" ست.
#خادم_الشهدا 🍃
#مکتب_حاج_قاسم
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
☆● #بسم_رب_الزینب ●☆
تمام زندگےاش بود وقف نام #حسین
حسین نیز دلش وقف نام #زینب شد
نگواسیر شده،این ڪمال بےشرمیسٺ
تمام ڪوفہ اسیر ڪلام زینب شد
شهادت بانو حضرت زینب س تسلیت 😔
🌌التماس دعا🙏
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
🍃بسمـ اللهـ الرحمنـ الرحیمـ 🍃
#برگی_از_خاطرات_دلیران 🇮🇷
#رمان_حسین_پسر_غلامحسین 📖
زندگینامه و خاطراتِ "شهید محمد حسین یوسف الهی":
🔸دوران راهنمایی(به روایت مادر)
صفحات ۳۲_۳۱
#پارت_هشتم 🦋
صبح جمعه که ما مشغول پختن نان🍞بودیم، دوباره سروکله اش پیدا شد.
پدرش به اوگفت:《 #محمد_حسین ! تو به عنوان یک شیعه از #نهج البلاغه ،تفسیر قرآن و رساله چی می دانی؟》
اومیخواست غیرمستقیم هوش و استعداد محمدحسین را به این سمت و سو سوق دهد، اما با کمال تعجب محمدحسین چیزهایی گفت که موجب حیرت من و پدرش شد.
وقتی او حرف هایش تمام شد و رفت ،
من به غلام حسین گفتم:
《آقا! یادت هست چندسال پیش توی همین حیاط لب حوض چی گفتم؟》
آن روز غلام حسین اقرار کرد که محمدحسین نسبت به سایر فرزندانش برتری دارد.👌
هرچه زمان بیشتر می گذشت، علاقه من به او بیشتر میشد.
رفتار و کردارش آن قدر بامحبت و باگذشت بود که همه اعضای خانواده شیفته او بودند.🤗
نماز خواندن و قرآن خواندنش طوری بود که بعضی وقت ها به دلم می افتاد
که او #زمینی نیست...........
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb