☆● #بسم_رب_الزینب ●☆
تمام زندگےاش بود وقف نام #حسین
حسین نیز دلش وقف نام #زینب شد
نگواسیر شده،این ڪمال بےشرمیسٺ
تمام ڪوفہ اسیر ڪلام زینب شد
شهادت بانو حضرت زینب س تسلیت 😔
🌌التماس دعا🙏
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
🍃بسمـ اللهـ الرحمنـ الرحیمـ 🍃
#برگی_از_خاطرات_دلیران 🇮🇷
#رمان_حسین_پسر_غلامحسین 📖
زندگینامه و خاطراتِ "شهید محمد حسین یوسف الهی":
🔸دوران راهنمایی(به روایت مادر)
صفحات ۳۲_۳۱
#پارت_هشتم 🦋
صبح جمعه که ما مشغول پختن نان🍞بودیم، دوباره سروکله اش پیدا شد.
پدرش به اوگفت:《 #محمد_حسین ! تو به عنوان یک شیعه از #نهج البلاغه ،تفسیر قرآن و رساله چی می دانی؟》
اومیخواست غیرمستقیم هوش و استعداد محمدحسین را به این سمت و سو سوق دهد، اما با کمال تعجب محمدحسین چیزهایی گفت که موجب حیرت من و پدرش شد.
وقتی او حرف هایش تمام شد و رفت ،
من به غلام حسین گفتم:
《آقا! یادت هست چندسال پیش توی همین حیاط لب حوض چی گفتم؟》
آن روز غلام حسین اقرار کرد که محمدحسین نسبت به سایر فرزندانش برتری دارد.👌
هرچه زمان بیشتر می گذشت، علاقه من به او بیشتر میشد.
رفتار و کردارش آن قدر بامحبت و باگذشت بود که همه اعضای خانواده شیفته او بودند.🤗
نماز خواندن و قرآن خواندنش طوری بود که بعضی وقت ها به دلم می افتاد
که او #زمینی نیست...........
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
هدایت شده از گلزار شهدا
☆● #بسم_رب_الزینب ●☆
تمام زندگےاش بود وقف نام #حسین
حسین نیز دلش وقف نام #زینب شد
نگواسیر شده،این ڪمال بےشرمیسٺ
تمام ڪوفہ اسیر ڪلام زینب شد
شهادت بانو حضرت زینب س تسلیت 😔
🌌التماس دعا🙏
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
🔴 کسی نمی داند، شاید سال گذشته در این ایام، زمانی که حاج قاسم به عنوان فرمانده مدافعین حرم عقیله بنی هاشم اینگونه در کنار این حرم ملکوتی گریه می کرد امضای شهداتش را از این بانوی بزرگوار گرفته بود...
#اﻣﻀﺎﻱﺷﻬﺎﺩﺕ اﺯﺩﺳﺖ #ﺣﻀﺮﺕ_ﺯﻳﻨﺐ(س) ﻣﺒﺎﺭﻛﺘﺖ ﺑﺎﺩ 🌷 ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ
🌺🌹🌹🌹🌺
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حال و هوای حرم حضرت زینب(س) ، پس از پخش خبر شهادت سردار قاسم سلیمانی
#حضرت_زینب
#وفات_حضرت_زینب
#حاج_قاسم_سليماني
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
دنیا و آخرت
همه مدیون زینبیم
ما را صدایِ ناله او بیقرار کرد...
🔰حرم حضرت زینب (س) ، سال۱۳۶۱،لشگر۲۷محمدرسولالله(ص)- ﻋﺰاﺩاﺭﻱ ﺭﺯﻣﻨﺪﮔﺎﻥ
📎 #صبحتون_شهدایی🌺
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
اولین سالگرددریافت نشان #ذوالفقارش بود...
#رهبر_عزیزمان برایش ازخداطلب #شهادت کرد....✨
با دیدن این عکس وچهره ی نورانی سردارکدام یک ازما باورمان میشد که آسمانۓ شدنش به یک سال هم نمیرسد...💔
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
#ذوالفقار
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
ذوالفقار سید علی!🌹 درشب میلاد بانوی دمشق، چگونه دعا کردی که سه روز بعد، به آرزوی چهل ساله ات، "شهادت"، رسیدی؟
و مثل حسینش بی سر، مثل عباسش بی دست و مثل علی اکبرش اربا اربا تو را پذیرفت...
و حالا...
روز شهادت بانوی دمشق... آغاز تولدی دوباره برای توست فرمانده...
و آغازی برای ما، تا با اضطرار بیشتری "ظهور منتقم" را بخواهیم...
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#ذوالفقار_سید_علی
#بچه_های_حاج_قاسم
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
🍃بسمـ اللهـ الرحمنـ الرحیمـ 🍃
#برگی_از_خاطرات_دلیران 🇮🇷
#رمان_حسین_پسر_غلامحسین 📖
زندگینامه و خاطراتِ "شهید محمد حسین یوسف الهی":
🔸دوران دبیرستان(به روایت مادر)
صفحات ۳۲-۳۴
#پارت_نهم 🦋
دوران راهنمایی به پایان رسید.
ازسال ۱۳۵۴ وارد دبیرستان دکتر شریعتی(شاهپور)🏫شد و در #رشته_تجربی ادامه تحصیل داد.
دبیرستان شریعتی سمت مشتاق بود و مسجدجامع هم در نزدیکی این مدرسه.
☀️ظهر که غلام حسین بعد از نماز به خانه آمد، محمدحسین برنگشته بود.به همسرم گفتم:
《نزدیک ناهار است،همه آمده اند، اما از محمدحسین خبری نیست.》
غلام حسین گفت:《نگران نباش! به همراه چندتا از دوستانش داخل مسجد بودند که من آمدم.》
گفتم:《چرا نگفتی بیاید خانه؟》
گفت:《اتفاقا گفتم دارم به خانه می روم، اگر دوست داری همراه من بیا؛ گفت بابچه ها توی کتابخانه کاری دارم.》
⏰ساعتی گذشت....
محمدحسین وارد خانه شد!
بانگرانی گفتم:
《مادر! توی مسجد چه کار می کردی؟مگر نباید ناهار بخوری؟!》
گفت:《بابچه ها قرارگذاشتیم روزی چندساعت با مطالعه کتاب های #مطهری و #شریعتی بگذرانیم؛
شما دیگر باید به دیرآمدن من و شاید هم نیامدن من عادت کنید.☺️》
چون رفتار مشکوک یا خلاف اخلاقی از او نمی دیدم،سر به سرش نگذاشتم..
سفره را پهن کردم،خودش غذا را کشید و خورد.
خواندن قرآن ،نهج البلاغه و کتاب های ارزنده دیگر،برحالات روحی و رفتارش تاثیرفراوان گذاشته بود.👌
بسیارخوش ذوق ،باسلیقه وخوش پوش بود.
اقوام و آشنایان دوستش داشتند.
خودش برای همه احترام قائل می شد و دیگران هم به او احترام می گذاشتند.🤗
#رساله_امام ،یکی دیگر از کتاب هایی بود که مطالعه میکرد.
غلام حسین مطالعه رساله را به فرزندان بزرگ تر و به محمدحسین سفارش می کرد!
آن ها با واجبات،محرمات ،مستحبات ،احکام و نماز و روزه و.. آشنا شدند و شخصیت امام را بیش ازپیش درک کردند.
حضورمستمر محمدحسین به همراه پدر و برادران بزرگ تر در مساجد، سبب آشنایی بیشتر او باانقلاب و امام شد.🇮🇷
او بیشتر وقت ها دیر به خانه می آمد.
وقتی می پرسیدم "کجابودی؟" می گفت:"مسجد".
مسجد محل امنی بود؛ هیچ وقت مانع حضورش نمی شدم..؛
نگرانی من فقط به خاطر این بود که اتفاقی برایش نیوفتد.من هم مثل مادرهای دیگر دوست داشتم درخت تازه به ثمر رسیده ام،میوه و بر بدهد.
طبیعی بود نگرانش باشم.
چند روزی بود که ....
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹عمهی سادات میخواند مرا...
🚩اشکهای #سردار_شهید_قاسم_سلیمانی و "امام خامنه ای" هنگام شعرخوانی آهنگران درباره مدافعان حرم
🌹🍃🌹🍃
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb